Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (8 milliseconds)
English
Persian
frenchification
فرانسوی شدن
Search result with all words
split
وزنه برداری یکضرب فرانسوی
French
: فرانسوی
French
فرانسوی کردن
Gallic
فرانسوی
Frenchman
مرد فرانسوی
Frenchmen
مرد فرانسوی
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
advance variation
واریاسیون پیشروی پیاده دردفاع فرانسوی
afcet
la Pour AssociationFrancaise etTechnique CybernetiqueEconomiqe سازمان حرفهای فرانسوی که هدف ان گرد هم اوردن دانشمندان فرانسوی در زمینههای مختلف کامپیوتری است
alekhine chatard attack
حمله الخین- شاتار در دفاع فرانسوی شطرنج
anderssen attack
حمله اندرسن در دفاع فرانسوی شطرنج
balking billiard
بیلیارد فرانسوی با 4 خط محدوده
burn variation
واریاسیون برن در دفاع فرانسوی
entac
موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
franco baenoni defence
دفاع بنونی فرانسوی در پیاده وزیر شطرنج
franco indian defence
دفاع هندی فرانسوی در پیاده وزیر شطرنج
french chalk
گچ فرانسوی
french defence
دفاع فرانسوی شطرنج
french pastry
شیرینی اردینه فرانسوی
frenchify
فرانسوی ماب شدن
frenchwoman
زن فرانسوی
frenchy
فرانسوی ماب
gallican
فرانسوی
gallicism
اصطلاحات و لغات ویژه فرانسوی
gallicism
فرانسوی مابی
gallicize
فرانسوی ماب کردن
gallicize
فرانسوی ماب شدن
gallomania
جنون فرانسوی مابی
gallomaniac
دیوانه فرانسوی مابی
gaul
اهل کشور باستانی گل فرانسوی
gavote
نوعی رقص سریع فرانسوی
gavotte
نوعی رقص سریع فرانسوی
grisette
دختر کارگر فرانسوی
houdan
مرغ کاکلی فرانسوی
huguenot
پروتستان فرانسوی
huguenot
فرانسوی پروتستان
lycee
دبیرستان فرانسوی
milner bary gambit
گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
normal opening
گشایش نرمال یا فرانسوی
physiocrats
اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
rubinstein variation
واریاسیون روبنشتاین دربازی چهار اسب در دفاع فرانسوی دردفاع نیمزو هندی و دردفاع تاراش
the french
فرانسوی ها
three cushion billiards
بیلیارد فرانسوی با ضربه به 2 گوی دیگر بعد از تماس با3 دیواره میز
winawer variation
واریاسیون ویناور در دفاع فرانسوی شطرنج
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
He was every inch a frenchman.
اویک فرانسوی تمام عیار بود
She is French on her fathers on her fathers side.
از طرف پدر فرانسوی است
french onion soup
سوپ پیاز فرانسوی
blancmange
یک نوع کیک سفید فرانسوی
By
[In]
comparison with the French, the British eat far less fish.
در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
anglo-chinois
[واژه فرانسوی برای چشم انداز باغ]
chateau
شاتو
[کاخ یا قلعه فرانسوی]
French Order
سبک معماری فرانسوی
hotel-Dieu
بیمارستان فرانسوی
Liberty
[مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
Lous quatorze
[سبک فرانسوی معماری باروک و کلاسیک در زمان لوپی چهاردهم]
Lous quinze
[سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
Joyedevivre
لذت فراوان زندگی
[ریشه فرانسوی]
Aioli
[سسی فرانسوی تشکیل شده از روغن زیتون، تخم مرغ و سیر]
flaky pastry
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry)
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
puff paste
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
puff pastry
خمیر پای فرانسوی
[غذا و آشپزخانه]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com