English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English Persian
ultramodernist فرانو گرای
Other Matches
ultramodern فرانو
transit bearing گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
skeptic شک گرای
separatist جدا گرای
assumed azimuth گرای فرضی
segregationist جدایی گرای
saprophytic پوده گرای
ruralist روستا گرای
back azimuth method گرای وارونه
meliorist بهبود گرای
nudist برهنگی گرای
sectarian فرقه گرای
unitary توحید گرای
individualists فرد گرای
individualist فرد گرای
solipsist نفس گرای
heliotrope افتاب گرای
theist یزدان گرای
relative bearing گرای نسبی
communalist اشتراکی گرای
magnetic azimuth گرای مغناطیسی
lipophilic چربی گرای
oxyphil اسید گرای
incalescent گرما گرای
oxyphile اسید گرای
photophilic نور گرای
pneumotropic ریه گرای
halophile ابشور گرای
grid bearing گرای شبکه
grid azimuth گرای شبکه
evolutionist فرگشت گرای
equalitarian تساوی گرای
dermotropic پوست گرای
pragmatist مصلحت گرای
progressivist پیشرفت گرای
compass direction گرای مغناطیسی
compass azimuth گرای مغناطیسی
realistically راستین گرای
realistically تحقق گرای
realistic راستین گرای
feudal تیول گرای
impressionists برداشت گرای
structuralist ساخت گرای
structuralists ساخت گرای
egalitarian تساوی گرای
centralists مرکز گرای
centralist مرکز گرای
capitalists سرمایه گرای
capitalist سرمایه گرای
doctrinaire ایین گرای
nationalists ملت گرای
nationalist ملت گرای
supremacist برتری گرای
supremacists برتری گرای
socialist جامعه گرای
socialists جامعه گرای
militarists جنگ گرای
realistic تحقق گرای
realists راستین گرای
realists تحقق گرای
realist راستین گرای
realist تحقق گرای
theocentric خدا گرای
materialists ماده گرای
materialist ماده گرای
true azimuth گرای حقیقی
impressionist برداشت گرای
escapists گریز گرای
extrovert برون گرای
extroverts برون گرای
escapist گریز گرای
unitarian توحید گرای
militarist جنگ گرای
regionalist منطقهای ناحیه گرای
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
reactionary مخالفت گرای بی منطق
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
visionaries الهامی رویا گرای
corrected azimuth گرای تصحیح شده
reactionaries مخالفت گرای بی منطق
visionary الهامی رویا گرای
true azimuth سمت حقیقی گرای جغرافیایی
azimuth گرای نجومی راس القدم
azimuth angle زاویه گرای نجومی هواپیما
closing azimuth error اشتباه گرای بستن پیمایش
compass azimuth گرای قطب نمای کشتی
imperialistic استعمار گرای بهره جویانه
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
quixotic ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
traditionalist پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
layihg azimuth گرای روانه کردن لوله توپ
militarist ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscopes وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarists ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
introverts شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
ascendant فراز جو فراز گرای
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com