English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
manufacture process فراگرد ساخت
Other Matches
process فراگرد
processes فراگرد
work in progress کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
superior planets سیارههای علوی سیارههای فراگرد
os/ سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
compositions ساخت
composition ساخت
make-up ساخت
unstructured بی ساخت
making ساخت
fabrication ساخت
formation ساخت
generation ساخت
constructions ساخت
construction ساخت
invenit ساخت
make up ساخت
manufactory ساخت
fecit ساخت
manufacturing ساخت
habitus ساخت
conformation ساخت
performances ساخت
performance ساخت
designs ساخت
design ساخت
textures ساخت
texture ساخت
generations ساخت
manufactures ساخت
synthesis ساخت
structure ساخت
syntheses ساخت
built ساخت
manufacture ساخت
formed ساخت
structuring ساخت
workmanship ساخت
forms ساخت
substandard بد ساخت
structures ساخت
manufactured ساخت
form ساخت
collusion ساخت وپاخت
file structure ساخت پرونده
field strcture ساخت میدانی
collusion ساخت و پاخت
covin ساخت وپاخت
class structure ساخت طبقاتی
home-made ساخت میهن
affect structure ساخت عاطفه
formatio reticularis ساخت شبکهای
reticular formation ساخت شبکهای
group structure ساخت گروهی
control structure ساخت کنترل
family structure ساخت خانواده
agro industry کشت و ساخت
block structure ساخت کندهای
block structured با ساخت کندهای
brand names علامت ساخت
capital structure ساخت سرمایه
structuralism ساخت گرایی
brand name علامت ساخت
covinous ساخت وپاختی
data structure ساخت داده ها
deep structure ژرف ساخت
dynamic structure ساخت پویا
factory order سفارش ساخت
american make ساخت امریکایی
social strcture ساخت اجتماعی
simple structure ساخت ساده
prototyping ساخت یک نمونه
program structure ساخت برنامه
production time زمان ساخت
production cost ارزش ساخت
production process روند ساخت
power structure ساخت قدرت
tectonic زمین ساخت
tectonics زمین ساخت
tree structure ساخت درختی
design and construction طراحی و ساخت
manufacturing صنعت ساخت
structuralists ساخت گرای
structuralist ساخت گرای
well made خوش ساخت
unstructured interview مصاحبه بی ساخت
population structure ساخت جمعیت
phrase structure با ساخت عبارتی
manufacturing cost هزینه ساخت
manufacture process فرایند ساخت
manufacture cost ارزش ساخت
machine made ساخت ماشین
latent structure ساخت نهفته
infra structure زیر ساخت
homemade ساخت میهن
home made ساخت بومی
manufacturing process فرایند ساخت
manufacturing process پویش ساخت
personality structure ساخت شخصیت
perceptual structure ساخت ادراکی
static structure ساخت ایستا
newmade تازه ساخت
new buit تازه ساخت
new built تازه ساخت
mental structure ساخت ذهنی
market structure ساخت بازار
home made ساخت داخلی
shops محل ساخت
production ارائه ساخت
grafted ساخت وپاخت
makes ساختمان ساخت
man-made ساخت بشر
grafts ساخت وپاخت
structuring ساختار ساخت
workmanship کار ساخت
makes رسیدن به ساخت
building block کنده ساخت
structure ساختار ساخت
elaborating ساخت استاد
elaborates ساخت استاد
elaborated ساخت استاد
elaborate ساخت استاد
structures ساختار ساخت
productions ارائه ساخت
makes ساخت ترکیب
building blocks کنده ساخت
confections ترکیب ساخت
shopped محل ساخت
make ساخت ترکیب
make رسیدن به ساخت
make ساختمان ساخت
reconstituted تجدید ساخت
reconstitute تجدید ساخت
assembly نصب ساخت
structured ساخت یافته
structured دارای ساخت
reconstitutes تجدید ساخت
reconstituting تجدید ساخت
graft ساخت وپاخت
rebuild تجدید ساخت
confection ترکیب ساخت
man made ساخت بشر
forbade نا مقدور ساخت
rebuilds تجدید ساخت
shop محل ساخت
brick آجر [ساخت و ساختمان]
claybrick آجر [ساخت و ساختمان]
clinker آجر [ساخت و ساختمان]
brick-bat آجر [ساخت و ساختمان]
Intel بیتی ساخت intel
man made wealth ثروت ساخت بشر
man made goods کالاهای ساخت بشر
make or buy decision تصمیم به ساخت یاخرید
it occasioned his death مرگ اورافراهم ساخت
manufactures عمل اوردن ساخت
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
manufactured عمل اوردن ساخت
manufacture عمل اوردن ساخت
structured interview مصاحبه ساخت دار
structured english انگلیسی ساخت یافته
structural psychology روانشناسی ساخت گرا
make-up ساخت [سازمانی یا سیستمی]
packaging ساخت [سازمانی یا سیستمی]
fabrication ساختمان طرز ساخت
layout ساخت [سازمانی یا سیستمی]
design ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style ساخت [سازمانی یا سیستمی]
the lord will provide خداوسیله خواهد ساخت
development order دستور ساخت اماد
constructed ایجاد کردن ساخت
he betray himself او خودرا رسوا ساخت
glandulation ترکیب و ساخت غدد
constructing ایجاد کردن ساخت
constructs ایجاد کردن ساخت
clay brick آجر [ساخت و ساختمان]
production عمل اوری ساخت
production کنترل ساخت یک محصول
production سرعت ساخت محصول
productions سرعت ساخت محصول
productions عمل اوری ساخت
What can't be cured must be endured. <idiom> باید سوخت و ساخت.
colluding ساخت وپاخت کردن
productions کنترل ساخت یک محصول
colluded ساخت وپاخت کردن
collude ساخت وپاخت کردن
colludes ساخت وپاخت کردن
construct ایجاد کردن ساخت
You cannot make bricks without straw. <proverb> بى کاه نتوان خشت ساخت .
construction costs هزینه های ساخت و ساز
aircraft company شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
barrow [wheelbarrow] فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
clinker آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
brick-bat آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
clay brick آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
shovel بیل [ابزار] [ساخت و ساختمان]
weheelbarrow فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com