English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
freighter فرد یا شرکتی که حمل کالا راانجام میدهد
freighters فرد یا شرکتی که حمل کالا راانجام میدهد
Other Matches
chandler فردی که تدارکات کشتی راانجام میدهد
third شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
thirds شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
controlled company شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex works یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
ex quay یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
ex ship یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد و درکشتی به خریدارتحویل میدهد
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
c.i.f. یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
Be a good chap(fellow)and do it. جان من اینکار راانجام بد ؟
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
To do something prefunctorily. برای رفع تکلیف ( از سر باز کردن ) کاری راانجام دادن
cob web theorem ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
supporting goods موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
transire برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter [to trade by barter] دادوستد کالا با کالا کردن
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
To do something hurriedly. تند تند کاری راانجام دادن
freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
participatory شرکتی
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
Freepost پرداختبهایتمبرنامهتوسط شرکتی
joint شرکتی مشاع
a company of good standing شرکتی با اعتبار
logical حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
to hold a share in a business در شرکتی سهمی داشتن
clearing house شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing houses شرکتی که چکها را نقد می نماید
Apple Computer Corporation شرکتی که کامپیوترهایی مانند II Apple
stockist فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
clearing houses شرکتی که حسابها راتسویه میکند
To lay the foundation of a company. پایه واساس شرکتی راریختن
office grapevine سخن چینی [در دفتری یا شرکتی]
corporative وابسته بشخصیت حقوقی شرکتی
stockists فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
to have a holding in a company در شرکتی دارائی سهام داشتن
clearing house شرکتی که چکها را نقد می نماید
recapitalize ترکیب سرمایه شرکتی راتغییر دادن
developer شخص یا شرکتی که نرم افزار می نویسد
to shake up [a company] <idiom> سازمان [شرکتی را ] اساسا تغییر دادن
developers شخص یا شرکتی که نرم افزار می نویسد
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
associated company شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
privates متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
notify party فرد یا شرکتی که باید به اواطلاع داده شود
holding company شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
dma UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
cybercafe شرکتی که حاوی چند ترمینال متوسط به اینترنت است
letter-box company شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
proprietary company شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
mutual fund شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual funds شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
graphics پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
holding company شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
Sun Microsystems شرکتی که سیستم برنامه نویسی gava را توسعه داد که در صفحات وب گسترده به کار میرود
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
Intel شرکتی که اولین ریزپردازنده موجود را ساخت . و نیز پردازنده هایی ساختند که در IBMPC و کامپیوترهای سازگار استفاده میشود
supervisory 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
over capitalised براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
original equipment manufacturer شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
open 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
close corporation شرکتی با صاحبان سهام محدود که معمولا" همین صاحبان سهام نیز مدیریت وسایر امور شرکت را بر عهده دارند
mattered کالا
trafficked کالا
matter کالا
traffick کالا
trafficking کالا
mattering کالا
traffics کالا
stuffs کالا
traffic کالا
object of sale کالا
commodity کالا
product کالا
products کالا
merchandise کالا
cargoes کالا
cargo کالا
stuff کالا
commodities کالا
chattel کالا
produces کالا
material کالا
goods کالا
stuffed کالا
materials کالا
produce کالا
produced کالا
article کالا
wares کالا
matters کالا
articles کالا
ware کالا
good کالا
mercery کالا
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
ISP شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
fair نمایشگاه کالا
commodity کالا جنس
interchange مبادله کالا
interchanges مبادله کالا
interchanging مبادله کالا
inventory موجودی کالا
interchanged مبادله کالا
mock up مدل کالا
lien on goods حق حبس کالا
margin utility حد مطلوبیت کالا
commodities کالا جنس
hold انبار کالا
trafficked مبادله کالا
order for goods سفارش کالا
inventories موجودی کالا
trafficking مبادله کالا
traffics مبادله کالا
samples نمونه کالا
bartered دادوستد کالا
barter دادوستد کالا
draft بسته کالا
drafted بسته کالا
drafts بسته کالا
exclusion principle کالا نیستندشد
inventory صورت کالا
commodity catalogue کاتالوگ کالا
on receipt of the goods برسیدن کالا
handling of goods جابجایی کالا
holds انبار کالا
depots انبار کالا
traffic مبادله کالا
stowage انبار کالا
fairs نمایشگاه کالا
fairest نمایشگاه کالا
sample نمونه کالا
sampled نمونه کالا
storeroom انبار کالا
stock room انبار کالا
stock requisition درخواست کالا
fairer نمایشگاه کالا
depot انبار کالا
barters دادوستد کالا
bartering دادوستد کالا
on receipt of the goods بوصول کالا
fate of goods وضعیت کالا
gluts فراوانی کالا
consignor فرستنده کالا
commodity flow جریان کالا
commodity exchange بورس کالا
glut فراوانی کالا
commodity market بازار کالا
copper alloy همبسته کالا
commodities exchange بورس کالا
glut وفور کالا
gluts وفور کالا
collection of goods دریافت کالا
showroom نمایشگاه کالا
commodity broker واسطه کالا
warehouses انبار کالا
commodity code رمز کالا
warehouse انبار کالا
commodity code شماره کالا
commodity code علامت کالا
commodity exchange مبادله کالا
bill of goods صورت کالا
acceptance of goods پذیرفتن کالا
showrooms نمایشگاه کالا
commodity agreement موافقتنامه کالا
commodity broker دلال کالا
consignor حمل کننده کالا
handling charges هزینههای جابجایی کالا
to offer عرضه کردن [ کالا]
delivery order دستور تحویل کالا
launch جا انداختن کالا در بازار
consignment note سند ارسال کالا
launching جا انداختن کالا در بازار
goods received note برگه دریافت کالا
objects کالا اعتراض کردن
identification of supplies تشخیص هویت کالا
launched جا انداختن کالا در بازار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com