English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (1 milliseconds)
English Persian
abel فرزند ادم ابوالبشر که برادرش
Other Matches
original sin نخستین گناه ادم ابوالبشر
He resembles [bears resemblance to] his brother. [He looks like his brother.] او [مرد] شبیه به برادرش است.
hisbrother personated him برادرش خودرابنام او قلمدادیامعرفی کرد
filicide فرزند کش
fry فرزند
fries فرزند
only child تک فرزند
impignorate فرزند
progency فرزند
progeniture فرزند
sonless بی فرزند
sonship فرزند
sons فرزند
son فرزند
scion فرزند
gets فرزند
getting فرزند
frying فرزند
child فرزند
bairn فرزند
offspring فرزند
scions فرزند
get فرزند
progeny فرزند
bairns فرزند
breeds فرزند
breed فرزند
whoreson فرزند فاحشه
to berave of ason بی فرزند کردن
sonnish فرزند وار
polynices فرزند ادیپوس
nurse child فرزند خوانده
Paris فرزند " پریام "
filicide فرزند کشی
orestes فرزند اگاممنون
nurse child فرزند رضائی
hagseed فرزند زن ساحره
adopted child فرزند خوانده
stepsons فرزند خوانده
stepson فرزند خوانده
godchild فرزند خوانده
stepchildren فرزند خوانده
stepchild فرزند خوانده
sonny فرزند جان
adoption فرزند خواندگی
fosterling فرزند رضاعی
foster child فرزند خوانده
firstborn فرزند ارشد
godchildren فرزند خوانده
child adoption فرزند خواندگی
the losser of a child فقدان یا داغ فرزند
sole offspring فرزند منحصر بفرد
freeborn فرزند ازاد مرد
fruit فرزند میوه دادن
medea complex عقده فرزند کشی
fruits فرزند میوه دادن
macs پیشوندی بمعنی " فرزند"
problem child فرزند مسئله دار
he is my only child فرزند یگانه من است
mac پیشوندی بمعنی " فرزند"
judah یهودا فرزند یعقوب
hagborn شیطان زاده فرزند ساحره
isaac اسحق فرزند حضرت ابراهیم
ishmael اسمعیل فرزند ابراهیم وهاجر
fosterling طفل شیرخوار فرزند خوانده
parenting پس انداختن و بار آوردن فرزند
ancestral file که فرزند فایل جاری است
adoptionist معتقد به فرزند خواندگی عیسی
levi لاوی فرزند یعقوب پیغمبر
thyestes فرزند پلوپس وبرادر اتریوس
japheth یافث فرزند نوح پیامبر
shem سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
ultimogeniture اصول رسیدن میراث به فرزند کهتر حق کهتری
aegisthus فرزند Thyestes قاتل Atreus و عاشق کلیتمنسترا
jonathan یوناتان فرزند شائول و دوست داود پیغمبر
jus sanguinis قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
grandfather file سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
parent program در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com