English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (14 milliseconds)
English Persian
whoreson فرزند فاحشه
Other Matches
whores فاحشه بازی کردن فاحشه کردن
whore فاحشه بازی کردن فاحشه کردن
sons فرزند
son فرزند
progeny فرزند
impignorate فرزند
offspring فرزند
sonless بی فرزند
fries فرزند
sonship فرزند
fry فرزند
frying فرزند
filicide فرزند کش
progeniture فرزند
progency فرزند
gets فرزند
getting فرزند
breed فرزند
breeds فرزند
get فرزند
only child تک فرزند
scion فرزند
scions فرزند
bairn فرزند
bairns فرزند
child فرزند
stepsons فرزند خوانده
stepson فرزند خوانده
nurse child فرزند خوانده
fosterling فرزند رضاعی
nurse child فرزند رضائی
adopted child فرزند خوانده
to berave of ason بی فرزند کردن
Paris فرزند " پریام "
hagseed فرزند زن ساحره
orestes فرزند اگاممنون
foster child فرزند خوانده
firstborn فرزند ارشد
sonnish فرزند وار
polynices فرزند ادیپوس
filicide فرزند کشی
child adoption فرزند خواندگی
stepchildren فرزند خوانده
sonny فرزند جان
adoption فرزند خواندگی
stepchild فرزند خوانده
godchildren فرزند خوانده
godchild فرزند خوانده
callet فاحشه
whore فاحشه
whores فاحشه
tramp فاحشه
besom فاحشه
streetwalker فاحشه
courtezan فاحشه
strumpet فاحشه
prostitute فاحشه
cockatrice فاحشه
grass widow فاحشه
nightwalker فاحشه
tramped فاحشه
tramps فاحشه
mademe فاحشه
madem فاحشه
loon فاحشه
lighto'love فاحشه
quean فاحشه
hetaira فاحشه
hetaera فاحشه
rakehelly فاحشه
scarlet woman فاحشه
rakehell فاحشه
courtesan فاحشه
drab فاحشه
prostitutes فاحشه
harlots فاحشه
harlot فاحشه
courtesans فاحشه
drabber فاحشه
drabbest فاحشه
geishas فاحشه
moll فاحشه
fancy woman فاحشه
trull فاحشه
molls فاحشه
ribald فاحشه
geisha فاحشه
the losser of a child فقدان یا داغ فرزند
freeborn فرزند ازاد مرد
problem child فرزند مسئله دار
judah یهودا فرزند یعقوب
fruit فرزند میوه دادن
fruits فرزند میوه دادن
mac پیشوندی بمعنی " فرزند"
macs پیشوندی بمعنی " فرزند"
medea complex عقده فرزند کشی
he is my only child فرزند یگانه من است
sole offspring فرزند منحصر بفرد
to go to the streets فاحشه شدن
whoremaster فاحشه باز
whoredom فاحشه بازی
John [American E] [prostitute's client] مشتری [فاحشه ای]
bordello [American E] فاحشه خانه
slattern فاحشه وار
house of ill repute فاحشه خانه
meretriciously فاحشه وار
fancy man جنده فاحشه
magdalen فاحشه تائب
disorderly house فاحشه خانه
bordel فاحشه خانه
fancy men جنده فاحشه
bawdy house فاحشه خانه
fancy women جنده فاحشه
brothel فاحشه خانه
brothels فاحشه خانه
call house فاحشه خانه
whorehouse فاحشه خانه
prostitute فاحشه شدن
prostitutes فاحشه شدن
call girls فاحشه تلفنی
hackney فعله فاحشه
hackster جنده فاحشه
stallions معشوقه فاحشه
meretricious وابسته به فاحشه
meretricious فاحشه وار
lupanar فاحشه خانه
call girl فاحشه تلفنی
stallion معشوقه فاحشه
harridan فاحشه از کارافتاده
isaac اسحق فرزند حضرت ابراهیم
hagborn شیطان زاده فرزند ساحره
fosterling طفل شیرخوار فرزند خوانده
parenting پس انداختن و بار آوردن فرزند
levi لاوی فرزند یعقوب پیغمبر
abel فرزند ادم ابوالبشر که برادرش
adoptionist معتقد به فرزند خواندگی عیسی
ancestral file که فرزند فایل جاری است
thyestes فرزند پلوپس وبرادر اتریوس
japheth یافث فرزند نوح پیامبر
ishmael اسمعیل فرزند ابراهیم وهاجر
pugs ادم محبوب فاحشه
nag فاحشه عیبجویی کردن
nagged فاحشه عیبجویی کردن
pug ادم محبوب فاحشه
nags فاحشه عیبجویی کردن
fornicate : فاحشه بازی کردن
townswoman دختر شهری فاحشه
pot boy پادو فاحشه خانه
fornicated : فاحشه بازی کردن
magdalen or lene فاحشه توبه کرده
whoremonger جاکش فاحشه باز
fornicates : فاحشه بازی کردن
fornicating : فاحشه بازی کردن
shem سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر
wenches فاحشه دختر بازی کردن
wench فاحشه دختر بازی کردن
jonathan یوناتان فرزند شائول و دوست داود پیغمبر
aegisthus فرزند Thyestes قاتل Atreus و عاشق کلیتمنسترا
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
ultimogeniture اصول رسیدن میراث به فرزند کهتر حق کهتری
jus sanguinis قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
grandfather file سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
parent program در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
chippy زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter [Australian E] زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
chippy فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter [Australian E] فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com