English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (3 milliseconds)
English Persian
concrete erosion فرسایش بتن
Search result with all words
abrasion فرسایش
abrasions فرسایش
jetties سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetty سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
restraint نیروی خستگی یا فرسایش بار
restraints نیروی خستگی یا فرسایش بار
fraying فرسایش
erosion فرسایش
erosion فرسایش وسایل
apron لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
depletion فرسایش
scuff خراش فرسایش
scuffed خراش فرسایش
scuffing خراش فرسایش
scuffs خراش فرسایش
wear فرسایش خوردگی جنگ افزارها
wear فرسایش
wears فرسایش خوردگی جنگ افزارها
wears فرسایش
detritus ذراتی که در نتیجه عمل فرسایش از زمین جدامیشوند
corrosion زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
weathering فرسایش در اثرهوا
attrition فرسایش
attrition فرسایش نیروها
accelerated erosion فرسایش تشدیدی
arid erosion فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
attenuation فرسایش انرژی موج
attenuation factor ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
attrition rate میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
beach erosion فرسایش ساحلی
shore erosion فرسایش ساحلی
bed plate صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
bioerosion فرسایش زیستی
electro erosion فرسایش الکتریکی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electro erosion process فرایند فرسایش الکتریکی
electroerosive فرسایش قوس الکتریکی
elutriation شستشو با اب فرسایش انتخابی
erodibility قابلیت فرسایش
erodible قابل فرسایش
erosion control جلوگیری از فرسایش
erosive فرسایش دهنده
geologic erosion فرسایش زمین شناسی
gully erosion فرسایش خندقی
internal erosion فرسایش داخلی
natural erosion فرسایش نابهنجار
natural erosion فرسایش طبیعی که گاهی با پدیده خاک زائی در حالت تعادل است
natural erosion فرسایش طبیعی
nuclear corrosion فرسایش هستهای
planation مسطح شدن زمین در اثر فرسایش
polygonal soil زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
pot hole دیگ فرسایش
precession فرسایش لوله
rain wash فرسایش ناشی از ریزش باران
reventment روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
rill erosion فرسایش شیاری
rill erosion این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
selective erosion فرسایش انتخابی
sever erosion فرسایش نابهنجار
sheet washing فرسایش سطحی
sheet washing فرسایش رویی
soil erosion فرسایش خاک
soliflucation فرسایش خاک یا زمین به وسیله یخ زدن و اب شدن یخ
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
surface erosion فرسایش سطحی
weatherability قابلیت عدم فرسایش در هوا
weathring test ازمایش فرسایش
wind erosion فرسایش بادی
abrasion of surface فرسایش سطح فرش
anti wear مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
fastness of color عدم تغییر رنگ [در برابر نور، آب و فرسایش]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com