English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
sheet washing فرسایش سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
Other Matches
attrition rate میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
surficial swellings بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
arid erosion فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
abrasion فرسایش
depletion فرسایش
erosion فرسایش
fraying فرسایش
abrasions فرسایش
attrition فرسایش
wears فرسایش
wear فرسایش
scuffs خراش فرسایش
soil erosion فرسایش خاک
bioerosion فرسایش زیستی
shore erosion فرسایش ساحلی
beach erosion فرسایش ساحلی
weathering فرسایش در اثرهوا
attrition فرسایش نیروها
accelerated erosion فرسایش تشدیدی
concrete erosion فرسایش بتن
sheet washing فرسایش رویی
natural erosion فرسایش نابهنجار
natural erosion فرسایش طبیعی
nuclear corrosion فرسایش هستهای
gully erosion فرسایش خندقی
pot hole دیگ فرسایش
precession فرسایش لوله
rill erosion فرسایش شیاری
erosive فرسایش دهنده
erosion control جلوگیری از فرسایش
erodible قابل فرسایش
erodibility قابلیت فرسایش
selective erosion فرسایش انتخابی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electro erosion فرسایش الکتریکی
sever erosion فرسایش نابهنجار
internal erosion فرسایش داخلی
scuffing خراش فرسایش
scuffed خراش فرسایش
erosion فرسایش وسایل
wind erosion فرسایش بادی
scuff خراش فرسایش
weathring test ازمایش فرسایش
elutriation شستشو با اب فرسایش انتخابی
electroerosive فرسایش قوس الکتریکی
electro erosion process فرایند فرسایش الکتریکی
attenuation فرسایش انرژی موج
abrasion of surface فرسایش سطح فرش
geologic erosion فرسایش زمین شناسی
wear فرسایش خوردگی جنگ افزارها
corrosion زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
rain wash فرسایش ناشی از ریزش باران
restraints نیروی خستگی یا فرسایش بار
restraint نیروی خستگی یا فرسایش بار
weatherability قابلیت عدم فرسایش در هوا
wears فرسایش خوردگی جنگ افزارها
planation مسطح شدن زمین در اثر فرسایش
fastness of color عدم تغییر رنگ [در برابر نور، آب و فرسایش]
soliflucation فرسایش خاک یا زمین به وسیله یخ زدن و اب شدن یخ
detritus ذراتی که در نتیجه عمل فرسایش از زمین جدامیشوند
anti wear مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
bed plate صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
natural erosion فرسایش طبیعی که گاهی با پدیده خاک زائی در حالت تعادل است
jetty سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetties سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
reventment روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
polygonal soil زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
rill erosion این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
shallow foundation پی سطحی
sketchier سطحی
sketchily سطحی
planar سطحی
skin-deep <idiom> سطحی
sketchy سطحی
sketchiest سطحی
superficial سطحی
low level سطحی
decahedral ده سطحی
surfaced سطحی
acrotic سطحی
surface سطحی
surface water اب سطحی
shallows کم اب سطحی
shallowest کم اب سطحی
skin deep سطحی
surfaces سطحی
shallower کم اب سطحی
shallow کم اب سطحی
superficiality سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface targets هدفهای سطحی
surface width عرض سطحی
surface tension کشش سطحی
polyhedral چند سطحی
surface treatment روکش سطحی
interfacial tension کشش سطحی
surface tensity کشش سطحی
low level winds بادهای سطحی
multi level چند سطحی
multilevel چند سطحی
n level logic منطق N سطحی
surface treatment عملیات سطحی
one level memory حافظه یک سطحی
pentahedral پنج سطحی
surface soil خاک سطحی
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
sorption جذب سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
statical moment لنگر سطحی
suface wind باد سطحی
surface burning احتراق سطحی
surface burst ترکش سطحی
surface charge بار سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
split-level چند سطحی
surface creep خزیدن سطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface corrosion خوردگی سطحی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface ornament تزیینات سطحی
top soil خاک سطحی
topdress سطحی ریختن
trihedral سه روی سه سطحی
two level store انباره دو سطحی
surface moisture رطوبت سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface dressing پوشش سطحی
skin effect اثر سطحی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface inflow اب سطحی ورودی
surface treatment اسفالت سطحی
interfacial force کشش سطحی
flesh wound زخم سطحی
singed سوختگی سطحی
surfaces سطحی جلادادن
singe سوختگی سطحی
epilimnion اب لایه سطحی
smattering دانش سطحی
superficially بطور سطحی
ground swell موج سطحی
free moisture رطوبت سطحی
formal logic قضاوت سطحی
surface سطحی جلادادن
dodecahedron دوازده سطحی
dodecahedral دوازده سطحی
singeing سوختگی سطحی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
surfaced سطحی جلادادن
evaporation تبخیر سطحی
floating mine مین سطحی
adsorbent جاذب سطحی
extensive cultivation زراعت سطحی
adsorption کشش سطحی
piers پایه و سطحی
horizontal curve پیچ سطحی
pier پایه و سطحی
area load بار سطحی
impact burst ترکش سطحی
hexahedron جسم شش سطحی
adhesion جاذبه سطحی
adsorption جذب سطحی
bounding mine مین سطحی
heptahedral هفت سطحی
blanket grouting تزریق سطحی
hexahedral مکعب شش سطحی
singes سوختگی سطحی
apron لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
singes بطور سطحی سوختن
adsorb جذب سطحی کردن
adhesion کشش سطحی پیوستگی
adhesion کشش سطحی دوسیدگی
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
singed بطور سطحی سوختن
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
to skim ones the news به اخبارنگاهی سطحی کردن
adhesion force نیروی کشش سطحی
superficiality دانش سطحی بیمایگی
scorches بطور سطحی سوختن
hard surface سخت کردن سطحی
singeing بطور سطحی سوختن
topdress بطور سطحی پاشیدن
singe بطور سطحی سوختن
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
skim بطور سطحی خواندن
puppy love عشق سطحی و زودرس
scorch بطور سطحی سوختن
skims بطور سطحی خواندن
skimmed بطور سطحی خواندن
case harden سخت گردانی سطحی
antisurface ضد عناصر سطحی شناوردشمن
heptahedron جسم هفت سطحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com