Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (9 milliseconds)
English
Persian
nuclear corrosion
فرسایش هستهای
Other Matches
attrition rate
میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
arid erosion
فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
fraying
فرسایش
erosion
فرسایش
attrition
فرسایش
wear
فرسایش
wears
فرسایش
abrasion
فرسایش
abrasions
فرسایش
depletion
فرسایش
rill erosion
فرسایش شیاری
gully erosion
فرسایش خندقی
accelerated erosion
فرسایش تشدیدی
attrition
فرسایش نیروها
weathering
فرسایش در اثرهوا
beach erosion
فرسایش ساحلی
shore erosion
فرسایش ساحلی
natural erosion
فرسایش نابهنجار
natural erosion
فرسایش طبیعی
erosion control
جلوگیری از فرسایش
erodible
قابل فرسایش
erodibility
قابلیت فرسایش
spark erossion
فرسایش الکتریکی
electro erosion
فرسایش الکتریکی
concrete erosion
فرسایش بتن
bioerosion
فرسایش زیستی
internal erosion
فرسایش داخلی
scuffs
خراش فرسایش
sever erosion
فرسایش نابهنجار
weathring test
ازمایش فرسایش
surface erosion
فرسایش سطحی
pot hole
دیگ فرسایش
soil erosion
فرسایش خاک
sheet washing
فرسایش رویی
precession
فرسایش لوله
sheet washing
فرسایش سطحی
erosive
فرسایش دهنده
erosion
فرسایش وسایل
wind erosion
فرسایش بادی
selective erosion
فرسایش انتخابی
scuff
خراش فرسایش
scuffed
خراش فرسایش
scuffing
خراش فرسایش
potential barrier
سد هستهای
atomic
هستهای
nuclear
هستهای
mononuclear
یک هستهای
nuclear strike
تک هستهای
attenuation
فرسایش انرژی موج
abrasion of surface
فرسایش سطح فرش
electro erosion process
فرایند فرسایش الکتریکی
electroerosive
فرسایش قوس الکتریکی
geologic erosion
فرسایش زمین شناسی
elutriation
شستشو با اب فرسایش انتخابی
necleo synthesis
سنتز هستهای
nuclear chemistry
شیمی هستهای
nuclear energy
انرژی هستهای
nuclear configuration
ترکیب هستهای
mononuclear
سلول یک هستهای
nuclear electricity
الکتریسیته هستهای
nuclear detector
اشکارساز هستهای
nuclear transformation
تبدیل هستهای
nuclear number
عدد هستهای
nuclear pile
پیل هستهای
nuclear power
نیروی هستهای
nuclear structure
ساختار هستهای
nuclear power station
نیروگاه هستهای
nuclear radiation
تشعشع هستهای
nuclear reaction
فرایند هستهای
nuclear fusion
همجوشی هستهای
nuclear fusion
گداخت هستهای
nuclear fusion
گداز هستهای
nuclear engineering
تکنولوژی هستهای
nuclear technology
تکنولوژی هستهای
nuclear fission
انشقاق هستهای
nuclear fission
شکافت هستهای
nucleonics
فیزیک هستهای
nuclear forces
نیروهای هستهای
nuclear fusion
ذوب هستهای
nuclear reaction
واکنش هستهای
fission
شکافت هستهای
thermonuclear
گرمای هستهای
nuclear reactor
راکتور هستهای
nuclear reactor
واکنشگاه هستهای
core storage
انباره هستهای
core memory
حافظه هستهای
nuclear reactors
راکتور هستهای
nuclear reactors
واکنشگاه هستهای
nuclear families
خانواده هستهای
nuclear family
خانواده هستهای
nuclear power
انرژی هستهای
transmutation
تبدیل هستهای
fission
شکاف هستهای
fission bomb
بمب هستهای
fusion
جوش هستهای
fusions
جوش هستهای
fission reactor
واکنشگاه هستهای
weatherability
قابلیت عدم فرسایش در هوا
restraints
نیروی خستگی یا فرسایش بار
restraint
نیروی خستگی یا فرسایش بار
rain wash
فرسایش ناشی از ریزش باران
wear
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
wears
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
corrosion
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
nuclear fusion energy
انرژی ذوب هستهای
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
nuclear binding energy
انرژی اتصال هستهای
slugs
میزان سازی هستهای
slugged
میزان سازی هستهای
slug
میزان سازی هستهای
thermonuclear reaction
واکنش گرما- هستهای
internuclear distance
فاصله بین هستهای
fusion
عمل ترکیب هستهای
fusion energy
انرژی همجوشی هستهای
fusions
عمل ترکیب هستهای
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
thermonuclear
بمب هستهای حرارتی
planation
مسطح شدن زمین در اثر فرسایش
radiological
رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
attack nuclear carrier
ناو هواپیمابر افندی هستهای
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
detritus
ذراتی که در نتیجه عمل فرسایش از زمین جدامیشوند
fastness of color
عدم تغییر رنگ
[در برابر نور، آب و فرسایش]
soliflucation
فرسایش خاک یا زمین به وسیله یخ زدن و اب شدن یخ
fusion reactor
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
lymphocytosis
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
fission
تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
dwarf dud
جنگ افزار هستهای عمل نکرده
bed plate
صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
anti wear
مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
elodea
جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
nominal weapon
جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
endomixis
تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
jetties
سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetty
سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
natural erosion
فرسایش طبیعی که گاهی با پدیده خاک زائی در حالت تعادل است
induce
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
special degration
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
polygonal soil
زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
bolsters
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolster
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
reventment
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
rill erosion
این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
fission products
عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
radioactivity
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
inductor
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
apron
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
attenuation factor
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
radiological monitoring
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
background radiation
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com