Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (6 milliseconds)
English
Persian
first class
فرست کلاس
Other Matches
owler
قاچاق فرست
transmissive
فرا فرست پذیر
schoolroom
کلاس
schoolrooms
کلاس
grade
کلاس
homeroom
کلاس
grades
کلاس
cl
کلاس
classing
کلاس
classes
کلاس
class
کلاس
classed
کلاس
he stands first in his class
او در کلاس خود
skull practice
کلاس اموزشی
summer schools
کلاس تابستانی
homeroom
کلاس درس
insulation class
کلاس ایزولاسیون
lower class
بی کلاس
[در جامعه]
surveillant
مبصر کلاس
economy class
اکونومی کلاس
summer school
کلاس تابستانی
subclass
بی کلاس
[در جامعه]
schoolroom
کلاس درس
classroom
کلاس درس
form room
[British
کلاس درس
formroom
کلاس درس
]
کلاس درس
classroom
کلاس درس
grade
کلاس کیفیت
grades
کلاس کیفیت
underclass
بی کلاس
[در جامعه]
classrooms
کلاس درس
classification
روش کلاس بندی
classifications
روش کلاس بندی
insulation class
کلاس عایق بندی
surveyors
مبصر کلاس پیمایشگر
surveyor
مبصر کلاس پیمایشگر
hit the books
<idiom>
برای کلاس آماده شدن
He is at the bottom of the class.
اوشاگرد آخر کلاس است
I benefited greatly from the english course.
از کلاس انگلیسی استفاده فراوانی بردم .
classed
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
class
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
day school
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
day schools
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
classing
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
The professor stepped into the classroom.
استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
sub-
تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
inheritance
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritances
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
inherit
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inheriting
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inherits
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
resident school
مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
taxi dancer
دختری که در کلاس رقص یاکاباره در مقابل پول بامشتریان دیگر میرقصد
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
high class communication set
دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
work sheet
کار در کلاس برگ کار
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com