English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English Persian
surface deterioration فرسودگی رویی
Other Matches
fatigues فرسودگی
triteness فرسودگی
exhaustion فرسودگی
abrasion فرسودگی
frazzle فرسودگی
erosion-corrosion فرسودگی
haggardness فرسودگی
corrosion فرسودگی
erosion فرسودگی
fatigue فرسودگی
fatigued فرسودگی
hagardness فرسودگی
wear and tear فرسودگی عادی
bioerosion فرسودگی زیستی
wear and tear فرسودگی و سائیدگی
erosion corrosion خوردگی- فرسودگی
fatigue of material فرسودگی مواد
dezincification فرسودگی بخشی
fatigue خستگی فرسودگی
fatigued خستگی فرسودگی
abrasions سائیدگی فرسودگی
fatigues خستگی فرسودگی
waer and tear فرسودگی و سائیدگی
torsional fatigue strength استحکام فرسودگی پیچشی
intrinsic fatigue strength استحکام فرسودگی ذاتی
fair wear and tear خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
acrotic رویی
zincic رویی
zincoid رویی
sauciness با پر رویی
decahedral ده رویی
over رویی
over- رویی
outer رویی
surface course لایه رویی
wearing course لایه رویی
surface soil خاک رویی
swarthiness سبزه رویی
to show a bold front پر رویی کردن
superficial abrasion سایش رویی
sheet washing فرسایش رویی
cordiality خوش رویی
icosahedron بیست رویی
mushroom growth زود رویی
orthotropism راست رویی
overburden مواد رویی
overburden مصالح رویی
barefacedness گشاده رویی
saucily باپر رویی
cortex لایه رویی روپوش
cortices لایه رویی روپوش
grinders سنگ رویی اسیاب
disgrace فضاحت سیه رویی
grinder سنگ رویی اسیاب
disgraced فضاحت سیه رویی
disgraces فضاحت سیه رویی
rubicundity گلگونی سرخ رویی
diffidence کم رویی ترس بیم از خود
skin deep فقط تا روی پوست رویی
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
tunicle لباس رویی کشیش در عشاء ربانی
slopping هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
bolshevism مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
cascading windows چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com