English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
subordinate فرعی پایین تر
subordinated فرعی پایین تر
subordinates فرعی پایین تر
subordinating فرعی پایین تر
Search result with all words
inferior پایین رتبه فرعی
inferiors پایین رتبه فرعی
Other Matches
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
depresses پایین دادن لوله پایین اوردن
depress پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul پایین کشیدن رشته پایین کشنده
down سوی پایین بطرف پایین
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
subaltern فرعی
accessory فرعی
second class فرعی
subsidiary فرعی
subsidiaries فرعی
spillover effect اثر فرعی
ancillary فرعی
by فرعی
extrinsic فرعی
subalterns فرعی
half deck پل فرعی
adjunct فرعی
lateral فرعی
derivatives فرعی
derivative فرعی
adjuncts فرعی
accessorial فرعی
petty فرعی
succursal فرعی
incidents فرعی
incident فرعی
minor فرعی
tributaries فرعی
adverse reaction اثر فرعی
branch line خط فرعی
secondary فرعی
by-effect اثر فرعی
tributary فرعی
secondary effect اثر فرعی
branch lines خط فرعی
byeffect اثر فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
inferiors فرعی
min فرعی
inferior فرعی
sub dam سد فرعی
submenu منوی فرعی
token money پول فرعی
suborder راسته فرعی
pseudocarp میوه فرعی
sidetracked جاده فرعی
corollaries نتیجه فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
subsection قسمت فرعی
probative حقایق فرعی
underplot داستان فرعی
by-products محصول فرعی
sidetrack جاده فرعی
by-product محصول فرعی
adjuncts صفت فرعی
episode داستان فرعی
adjunct صفت فرعی
subsections قسمت فرعی
substation ایستگاه فرعی
annexing شعبه فرعی
subsidiary متمم فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
subsidiaries متمم فرعی
spur track جاده فرعی
derived unit واحد فرعی
secondary unit واحد فرعی
subdivision بخش فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived units احاد فرعی
tine شاخ فرعی
subdivisions بخش فرعی
annex شعبه فرعی
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
corollary نتیجه فرعی
substrate شکل فرعی
bypassing مسیر فرعی
bypasses مسیر فرعی
bypassed مسیر فرعی
quadrantal points جهات فرعی
bypass مسیر فرعی
side-effects اثر فرعی
side-effect اثر فرعی
side effect اثر فرعی
radicle فرعی نازک
dog leg شاخه فرعی
sugroup دسته فرعی
dixings ارایشهای فرعی
diverticulum جاده فرعی
annexes شعبه فرعی
bypath جاده فرعی
slave station ایستگاه فرعی
sideway فرعی از پهلو
sidepiece چیز فرعی
bracteole برگچه فرعی
side show موضوع فرعی
side show نمایش فرعی
by election انتخابات فرعی
bye election انتخابات فرعی
by lane کوچه فرعی
secondary port بندر فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
subagency نمایندگی فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
sub station پست فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
sub network شبکه فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
blessed folder مخزن فرعی
stop street خیابان فرعی
by pass لوله فرعی
by pass گذرگاه فرعی
byroad جاده فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
side effects اثرات فرعی
side dish غذاهای فرعی
colonnette ستون فرعی
consequent pole قطب فرعی
coproduct محصول فرعی
cotype نوعی فرعی
byname اسم فرعی
by work کار فرعی
by path جاده فرعی
by product فراورده فرعی
by product محصول فرعی
by product نتیجه فرعی
by product material فراورده فرعی
by way راه فرعی
secondary stress خستگی فرعی
side issues مسئله فرعی
appendage دستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
wayside ایستگاه فرعی
subspace فضای فرعی
subinterval فاصله فرعی
second fiddle شخص فرعی
sideshow نمایش فرعی
sideshows نمایش فرعی
side issues موضوع فرعی
side issue مسئله فرعی
subcommittee کمیته فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittees کمیته فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
inset نقشه فرعی
insets نقشه فرعی
side issue موضوع فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subgenus تیره فرعی
secondary position موضع فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
an off street کوچه فرعی
subclass شعبه فرعی
subclass طبقه فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
avocation کار فرعی
alternate position موضع فرعی
accessory substances مواد فرعی
subgenus جنس فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
subfamily تیره فرعی
subfamily خانواده فرعی
subdirectory فهرست فرعی
affluent رود فرعی
episodes داستان فرعی
accessory nerve عصب فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
backway جاده فرعی
overtone صدای فرعی
extension تلفن فرعی
overtones صدای فرعی
subculture فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
floor jack اهرم فرعی
municipal road راه فرعی
intercardinal points جهات فرعی
minor arts هنرهای فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
subcontract قرارداد فرعی
extension telephone تلفن فرعی
minor constituent عنصر فرعی
lay shaft میله فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
accessory لوازم فرعی
accessory دعوای فرعی
sub sector بخش فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
link road راه فرعی
minor league لیگ فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com