English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
spherical top فرفره کروی
Other Matches
whirligig فرفره
spins فرفره
gig فرفره
spin فرفره
gigs فرفره
pinwheel فرفره
waggly فرفره وار
peg top فرفره میخ دار
purls مثل فرفره چرخیدن
purling مثل فرفره چرخیدن
purled مثل فرفره چرخیدن
purl مثل فرفره چرخیدن
whiz مثل فرفره چرخیدن
spins فرفره خوردن روی یک پا یا دو پا
spin فرفره خوردن روی یک پا یا دو پا
full spinner حرکت گوی بولینگ با حالت فرفره
top spin چرخش فرفره مانند توپ بازی
peg in the ring بازی فرفره چرخابی در توی دایره معین
orbiculate کروی
globate کروی
globy کروی
globoid کروی
spheric کروی
perispheric کروی
spheral کروی
orbicular کروی
nodular کروی
globulous کروی
spherical کروی
globular کروی
spheroid کروی
globe like کروی
globally کروی
global کروی
spherical aberration خطای کروی
spherical triangle مثلث کروی
sector of a sphere اکلیل کروی
sphery کروی مستدیر
spherical candlepower شمع کروی
spherical coordinates مختصات کروی
spherical geometry هندسه کروی
spherical triagle مثلث کروی
spherical trigonometry مثلثات کروی
spherical wedge قاچ کروی
spherical sector قطاع کروی
sphericity حالت کروی
spherics هندسه کروی
spherical mirror اینه کروی
spherical lens عدسی کروی
roudelay کروی شکل
globes کروی کردن
spheres جسم کروی
sphere جسم کروی
globe valve سوپاپ کروی
globular protein پروتئین کروی
globe کروی کردن
kitchen rudder سکان کروی
orbs کروی شدن
orbed گرد کروی
orb جسم کروی
aspheric غیر کروی
globular cluster خوشه کروی
orb کروی شدن
orbs جسم کروی
globule جسم کوچک کروی
star globe ستاره یاب کروی
globules جسم کوچک کروی
spherical coordinates مختصات کروی [ریاضی]
concave spherical mirror اینه کروی مقعر
spherule جسم کروی کوچک
hemispherical engine موتور نیم کروی
mean spherical candlepower شمع کروی متوسط
orbicularly بطور گرد یا کروی
spherical coordinates دستگاه مختصات کروی
quadrant ربع جسم کروی
globular cluster خوشه ستارهای کروی
spherical polygon کثیر الاضلاع کروی
ensphere بصورت کروی در اوردن
concave spherical mirror اینه کروی کاو
sphere gap دهانه جرقه کروی
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
roundle صفحه کوچک و کروی شکل
ball peen hammer چکشی که یک طرف ان کروی است
acinarious پوشیده شده از حفرههای کروی
roundel صفحه کوچک و کروی شکل
yurta خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurt خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
huygen's principle قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com