English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
productive capacity فرفیت تولیدی
Search result with all words
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
Other Matches
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
berthing capacity فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
valence واحد فرفیت فرفیت شیمیایی
counterproductive ضد تولیدی
productive تولیدی
output تولیدی
generative تولیدی
outputs تولیدی
progenitive تولیدی
producer goods کالاهای تولیدی
productive work کار تولیدی
manufactoring plant کارخانه تولیدی
productive sector بخش تولیدی
producer's goods مواد تولیدی
business goods کالای تولیدی
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
government enterprise موسسات تولیدی دولتی
atomistic society واحدهای کوچک تولیدی
representative firm بنگاه تولیدی نمونه
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
generation data set مجموعه دادههای تولیدی
producer price index شاخص قیمت تولیدی
opportunity cost هزینههای کالای تولیدی
average cost میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
user cost of capital هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
opportune lift فرفیت حمل اضافی یا فرفیت حمل باقیمانده
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
value added اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود
margin productivity نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
margin cost مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
grid anode capacity فرفیت بین شبکه و اند فرفیت بین شبکه و پلاک
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
robot وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
elasticity of factor substitution کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
capacity فرفیت
spans فرفیت
spanned فرفیت
spanning فرفیت
span فرفیت
line capacitance فرفیت خط
capacitance فرفیت
loading فرفیت
volumes فرفیت
lifts فرفیت
lifting فرفیت
lifted فرفیت
tankage فرفیت
valence فرفیت
incapacious بی فرفیت
volume فرفیت
load فرفیت
capacities فرفیت
lift فرفیت
loading capacity فرفیت
equipotential هم فرفیت
contenting فرفیت
content فرفیت
volume capacity فرفیت
throughput فرفیت
loads فرفیت
load capacity فرفیت باربری
current capacity فرفیت بار
permittance فرفیت خازن
condenser capacity فرفیت خازن
capacity of condenser فرفیت خازن
current capacity فرفیت جریان
capacity of coil فرفیت پیچک
capacity range حیطه فرفیت
machine capacity فرفیت ماشین
load carring capacity فرفیت باربری
localized capacity فرفیت متمرکز
circuit capacity فرفیت مدار
loadability فرفیت بار
charge cavity فرفیت بار
idle capacity فرفیت بیکار
channel capacity فرفیت کانال
load capacity فرفیت بار
covalent bond قید هم فرفیت
carrying capacity فرفیت برد
low capacitance cable کابل با فرفیت کم
coil capacity فرفیت بوبین
line charging capacity فرفیت بارگیری خط
injection capacity فرفیت پاشش
injection capacity فرفیت تزریق
full container load فرفیت پر کانتینر
full load فرفیت تکمیل
full load فرفیت کامل
information capacity فرفیت خبری
inductive capacity فرفیت القائی
general heat capacity فرفیت گرمایی کل
idle capacity فرفیت بلااستفاده
holding capacity فرفیت نگهداری
heating capacity فرفیت گرمایش
gross capacity فرفیت ناویژه
gross tonnage فرفیت ناخالص به تن
heat capacity فرفیت حرارتی
heat capacity فرفیت گرمایی
field capacity فرفیت نگهداری
fcl فرفیت پر کانتینر
deadweight فرفیت کششی
deck load فرفیت عرشه
design capacity فرفیت طرح
distributed capacity فرفیت منتشر
drilling capacity فرفیت حفاری
effective capacity فرفیت موثر
internal capacitance فرفیت الکترودها
electrostatic capacitive فرفیت الکتروستاتیکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
electrostatic capacity فرفیت الکترواستاتیک
electrovalence فرفیت الکتریکی
energy content فرفیت انرژی
excess capacity فرفیت اضافی
input capacitance فرفیت اولیه
expanded , capacity توسعه فرفیت
input capacitance فرفیت ورودی
zero capacitance فرفیت صفر
specific capacity ضریب فرفیت
specific capacity فرفیت مخصوص
road capacity فرفیت جاده
load فرفیت بارگیری
loads فرفیت بارگیری
overload اضافه فرفیت
overloaded اضافه فرفیت
overloads اضافه فرفیت
productive capacity فرفیت تولید
output کارکرد فرفیت
refrigerant capacity فرفیت سرمایی
outputs کارکرد فرفیت
tonnage فرفیت کشتی
production capacity فرفیت تولید
loading فرفیت بارگیری
quality نوع فرفیت
working capacity فرفیت کار
work load فرفیت کار
vital capacity فرفیت حیاتی
valence electron الکترون فرفیت
overloading اضافه فرفیت
useful load فرفیت مفید
useful capacity فرفیت مفید
unused capacity فرفیت بی کار
univalent دارای یک فرفیت
transformer capacity فرفیت ترانسفورماتور
thermal capacity فرفیت گرمایی
tax capacity فرفیت مالیاتی
storage capacity فرفیت انباره
qualities نوع فرفیت
absorption capacity فرفیت جذب
absorptive capacity فرفیت جذب
capacity ground اتصال به فرفیت
bearing capacity فرفیت تحمل
below capacity زیر فرفیت
body capacitance فرفیت بدن
breaking capacity فرفیت قطع
breaking capacity فرفیت شکست
coupling capacity فرفیت اتصالی
buffer capacity فرفیت بافر
net tonnage فرفیت خالص به تن
capacitance فرفیت الکتریکی
capacitance فرفیت خازنی
natural capacity فرفیت طبیعی
capacitance meter فرفیت سنج
capacitance of a capacitor فرفیت خازن
capacitance of a conductor فرفیت سیم
milling capacity فرفیت فرزکاری
measure of capacity پیمانه فرفیت
maximum capacity فرفیت حداکثر
beach capacity فرفیت باراندازساحلی
beach capacity فرفیت اسکله
antenna capacity فرفیت انتن
ampere hour capacity فرفیت باطری
capacitance of a conducting body فرفیت رسانا
output capacitance فرفیت خروجی
atomicity فرفیت اتمی
pay load فرفیت ترابری
administrative capacity فرفیت اداری
battery capacity فرفیت باتری
less than container load زیر فرفیت کانتینر
portage کرایه فرفیت کشتی
winding capacitance فرفیت سیم پیچی
unused capacity فرفیت استفاده نشده
large minded ادم فرفیت دار
overload capacity فرفیت بار زیاد
total electrode capacitance فرفیت کلی الکترد
internal capacitance فرفیت سیم پیچی
load carring capacity فرفیت حمل بار
specific heat capacity فرفیت گرمایی ویژه
rate of capacity utilization نرخ استفاده از فرفیت
specific inductive capacity فرفیت القایی ویژه
specific inductivity capacity فرفیت القایی ویژه
inter electrode capacity فرفیت میان الکتردها
rail capacity فرفیت راه اهن
inductance فرفیت القاء مغناطیسی
taxpaying capacity فرفیت پرداخت مالیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com