English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
input capacitance فرفیت ورودی
Search result with all words
effective input فرفیت موثر ورودی
Other Matches
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
berthing capacity فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
queued روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
valence واحد فرفیت فرفیت شیمیایی
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
JK flip flop نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gates دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
hash تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
hash الگوریتم تولید کد hash برای ورودی و اطمینان از اینکه با سایر ورودی ها فرق دارد
list لیست داده که هر ورودی آدرس ورودی بعدی را دارد
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
opportune lift فرفیت حمل اضافی یا فرفیت حمل باقیمانده
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
d/a converter مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
dac مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
inputted 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
approach channel کانال ورودی- نهر ورودی
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adders مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
analog مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
chains فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
chain فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
fullest مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
grid anode capacity فرفیت بین شبکه و اند فرفیت بین شبکه و پلاک
analogues مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
dense index اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
input توان ورودی ورودی
inputted توان ورودی ورودی
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
input output processor پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
spans فرفیت
line capacitance فرفیت خط
loading capacity فرفیت
content فرفیت
equipotential هم فرفیت
spanning فرفیت
spanned فرفیت
valence فرفیت
capacities فرفیت
incapacious بی فرفیت
lift فرفیت
lifted فرفیت
lifting فرفیت
lifts فرفیت
loading فرفیت
contenting فرفیت
loads فرفیت
span فرفیت
capacity فرفیت
load فرفیت
volume فرفیت
volumes فرفیت
tankage فرفیت
throughput فرفیت
volume capacity فرفیت
capacitance فرفیت
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
body capacitance فرفیت بدن
breaking capacity فرفیت قطع
work load فرفیت کار
working capacity فرفیت کار
zero capacitance فرفیت صفر
breaking capacity فرفیت شکست
buffer capacity فرفیت بافر
capacitance فرفیت الکتریکی
below capacity زیر فرفیت
vital capacity فرفیت حیاتی
valence electron الکترون فرفیت
holding capacity فرفیت نگهداری
current capacity فرفیت بار
idle capacity فرفیت بلااستفاده
idle capacity فرفیت بیکار
deadweight فرفیت کششی
internal capacitance فرفیت الکترودها
machine capacity فرفیت ماشین
bearing capacity فرفیت تحمل
transformer capacity فرفیت ترانسفورماتور
battery capacity فرفیت باتری
beach capacity فرفیت اسکله
univalent دارای یک فرفیت
unused capacity فرفیت بی کار
useful capacity فرفیت مفید
useful load فرفیت مفید
beach capacity فرفیت باراندازساحلی
heating capacity فرفیت گرمایش
capacitance فرفیت خازنی
capacitance of a conductor فرفیت سیم
loads فرفیت بارگیری
channel capacity فرفیت کانال
load فرفیت بارگیری
covalent bond قید هم فرفیت
charge cavity فرفیت بار
loadability فرفیت بار
coupling capacity فرفیت اتصالی
circuit capacity فرفیت مدار
qualities نوع فرفیت
quality نوع فرفیت
input capacitance فرفیت اولیه
coil capacity فرفیت بوبین
loading فرفیت بارگیری
carrying capacity فرفیت برد
current capacity فرفیت جریان
capacity range حیطه فرفیت
inductive capacity فرفیت القائی
capacitance meter فرفیت سنج
injection capacity فرفیت تزریق
capacitance of a capacitor فرفیت خازن
capacitance of a conducting body فرفیت رسانا
output capacitance فرفیت خروجی
injection capacity فرفیت پاشش
capacity ground اتصال به فرفیت
capacity of coil فرفیت پیچک
capacity of condenser فرفیت خازن
overloads اضافه فرفیت
overloaded اضافه فرفیت
overload اضافه فرفیت
permittance فرفیت خازن
information capacity فرفیت خبری
productive capacity فرفیت تولید
ampere hour capacity فرفیت باطری
overloading اضافه فرفیت
specific capacity فرفیت مخصوص
specific capacity ضریب فرفیت
net tonnage فرفیت خالص به تن
natural capacity فرفیت طبیعی
refrigerant capacity فرفیت سرمایی
design capacity فرفیت طرح
milling capacity فرفیت فرزکاری
antenna capacity فرفیت انتن
storage capacity فرفیت انباره
measure of capacity پیمانه فرفیت
maximum capacity فرفیت حداکثر
administrative capacity فرفیت اداری
excess capacity فرفیت اضافی
production capacity فرفیت تولید
effective capacity فرفیت موثر
drilling capacity فرفیت حفاری
absorption capacity فرفیت جذب
absorptive capacity فرفیت جذب
electrostatic capacitive فرفیت الکتروستاتیکی
electrostatic capacity فرفیت الکترواستاتیک
electrovalence فرفیت الکتریکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
energy content فرفیت انرژی
productive capacity فرفیت تولیدی
pay load فرفیت ترابری
road capacity فرفیت جاده
distributed capacity فرفیت منتشر
condenser capacity فرفیت خازن
tonnage فرفیت کشتی
low capacitance cable کابل با فرفیت کم
gross tonnage فرفیت ناخالص به تن
atomicity فرفیت اتمی
output کارکرد فرفیت
localized capacity فرفیت متمرکز
tax capacity فرفیت مالیاتی
gross capacity فرفیت ناویژه
general heat capacity فرفیت گرمایی کل
load carring capacity فرفیت باربری
load capacity فرفیت بار
load capacity فرفیت باربری
deck load فرفیت عرشه
line charging capacity فرفیت بارگیری خط
heat capacity فرفیت حرارتی
thermal capacity فرفیت گرمایی
fcl فرفیت پر کانتینر
field capacity فرفیت نگهداری
outputs کارکرد فرفیت
full container load فرفیت پر کانتینر
full load فرفیت تکمیل
full load فرفیت کامل
expanded , capacity توسعه فرفیت
heat capacity فرفیت گرمایی
grid circuit capacitance فرفیت مدار شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com