Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English
Persian
footwarmer
فرف اب گرم که در اطاق راه اهن برای گرم کردن پامیگذارند
Other Matches
palor
اطاق برای گفتگو خصوصی
lethal chamber
اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
willowware
بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
jardiniere
جعبهای که گل دران سبز کرده و برای ارایش اطاق می گذارند
scullery
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
sculleries
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
compartment marking
سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
drying chamber
اطاق مخصوص خشک کردن
to floor a room with boards
اطاق راباتخته فرش کردن
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
chum
هم اطاق
chamber
اطاق
house room
اطاق
room
اطاق
rooms
اطاق
chambers
اطاق
floor
کف اطاق
floors
کف اطاق
floored
کف اطاق
offices
اطاق
chums
هم اطاق
office
اطاق
ground
[British]
[floor]
کف اطاق
floor
کف اطاق
roommate
هم اطاق
roommates
هم اطاق
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
fumatorium
اطاق بخار
camarilla
اطاق کوچک
buffer chamber
اطاق خرج
chamber
اطاق خرج
operating stand
اطاق هدایت
chambers
اطاق خرج
clearing house
اطاق پایاپای
combustion chamber
اطاق انفجار
combustion chamber
اطاق خرج
snuggery
اطاق خلوت
cloak room
اطاق رختکن
cleaning room
اطاق شستشو
gallery
اطاق موزه
cargo compartment
اطاق بار
wheelhouses
اطاق سکان
wheelhouse
اطاق سکان
chamber of commerce
اطاق بازرگانی
chamber of commerce
اطاق تجارت
centres
داربست اطاق
schoolrooms
اطاق درس
schoolroom
اطاق درس
flooring
فرش کف اطاق
combat information center
اطاق عملیات
the f. of a room
اثاثیه اطاق
test room
اطاق ازمایش
clearing houses
اطاق پایاپای
carbody
اطاق اتومبیل
galleries
اطاق موزه
cock loft
اطاق زیرشیروانی
coding room
اطاق رمز
chambered
اطاق دار
operating rooms
اطاق عمل
dumb chamber
اطاق بی روزنه
guardroom
اطاق کشیک
drive's cab
اطاق راننده
attic
اطاق زیرسقف
attics
اطاق زیرسقف
garret
اطاق زیرشیروانی
antechamber
اطاق کفش کن
antechambers
اطاق کفش کن
waiting room
اطاق انتظار
dwelling room
اطاق نشیمن
offices
اطاق دفتر
operating room
اطاق عمل
flighty deck
اطاق پرواز
car
اطاق اسانسور
cars
اطاق اسانسور
trick wheel
اطاق اسکان
triclinium
اطاق نهارخوری
body
اطاق اتوبوس
fumatorium
اطاق دودی
bodies
اطاق اتوبوس
office
اطاق دفتر
wardership
اطاق زندانبان
cabin
اطاق کوچک
garrets
اطاق زیرشیروانی
drafts
اطاق بار
drafted
اطاق بار
draft
اطاق بار
damp room
اطاق نمناک
guest chamber
اطاق مهمان
guest room
اطاق مهمان
guest-room
اطاق مهمان
guest-rooms
اطاق مهمان
wardroom
اطاق افسران
enfilade
یک رشتهء اطاق
parquet
اجرچوبی کف اطاق
dining rooms
اطاق نهارخوری
cabins
اطاق کوچک
dining room
اطاق نهارخوری
heating chamber
اطاق گرمکن
lavatories
اطاق دستشویی
lavatory
اطاق دستشویی
drawing room
اطاق پذیرایی
drawing rooms
اطاق پذیرایی
courtroom
اطاق دادگاه
courtrooms
اطاق دادگاه
keeping room
اطاق نشیمن
bedroom
اطاق خواب
anterooms
اطاق انتظار
dressing room
اطاق رخت کن
waiting-room
اطاق انتظار
ward
اطاق جدا
waiting-rooms
اطاق انتظار
picture gallery
اطاق نقاشی
sleeping room
اطاق خواب
dressing rooms
اطاق رخت کن
cabinets
اطاق کوچک
reaction chamber
اطاق واکنش
parlor
اطاق پذیرایی
parlours
اطاق پذیرایی
parlours
اطاق نشیمن
range house
اطاق انبارمیدان
gas chamber
اطاق گاز
ante-rooms
اطاق انتظار
studios
اطاق مطالعه
radome
اطاق رادار
room no
اطاق شماره 3
parlour
اطاق پذیرایی
parlour
اطاق نشیمن
room lighting
روشنایی اطاق
anteroom
اطاق انتظار
bedrooms
اطاق خواب
studio
اطاق مطالعه
parlor
اطاق نشیمن
auto body
اطاق اتومبیل
palor
اطاق پذیرایی
automobile body
اطاق اتومبیل
gas chambers
اطاق گاز
living room
اطاق نشیمن
living rooms
اطاق نشیمن
wards
اطاق جدا
palor
اطاق نشیمن
gas chamber
اطاق خرج
roundhouse
اطاق عقبی
ready room
اطاق توجیه
parlors
اطاق پذیرایی
bed room
اطاق خواب
gas chambers
اطاق خرج
cabinet
اطاق کوچک
pilot house
اطاق سکان
parlors
اطاق نشیمن
cronies
رفیق موافق هم اطاق
attic
اطاق زیر شیروانی
pressroom
اطاق ماشین چاپ
playhouses
اطاق عروسک بچه
playhouses
اطاق بازی بچه
dining rooms
اطاق ناهار خوری
athletic training room
اطاق پزشکی- ورزشی
The length and width of a room
طول و عرض اطاق
presence chamber
اطاق بار یا پذیرایی
attics
اطاق زیر شیروانی
hardening room
اطاق سخت گردانی
crony
رفیق موافق هم اطاق
In the dark corner of the room .
در گوشه تاریک اطاق
three bedroom residence
خانه سه اطاق خوابه
tile drying chamber
اطاق هشت کاشی
they rushed into the room
ریختند توی اطاق
lofts
اطاق نزدیک سقف
playhouse
اطاق عروسک بچه
grit chamber
اطاق اخال گیری
salle a manger
اطاق ناهار خوری
music hall
اطاق ساز ورقص
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com