Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
external command
فرمان برونی
Other Matches
ctrl break
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna carta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
stand fast
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
forward march
فرمان قدم رو فرمان پیش
external sense
حس برونی
exogenous
برونی
exoterical
برونی
extrinsic
برونی
outside
برونی
objectives
برونی
objective
برونی
external
برونی
outsides
برونی
externals
برونی
extroversion
رویش برونی
external phase
فاز برونی
periderm
پوست برونی
outer connection
پیوند برونی
airlocks
صندوقهی برونی
external function
تابع برونی
pods
پوست برونی
outboard engine
موتور برونی
exosmosis
حلول برونی
exogenous event
رویداد برونی
neurilemma or lema
پوشش برونی پی
external reward
پاداش برونی
extrinsic reward
پاداش برونی
epidermis
پوست برونی
springing of extrados
پاطاق برونی
objective reality
واقعیت برونی
exteroceptor
گیرنده برونی
externalization
برونی کردن
external validity
اعتبار برونی
scarf skin
پوست برونی
pod
پوست برونی
external table
جدول برونی
epizoon
انگل برونی
extrinsic motivation
انگیزش برونی
external pressure
فشار برونی
external inhibition
بازداری برونی
phlogosis
اماس برونی
verandas
ایوان برونی
veranda
ایوان برونی
extrapolation
براورد برونی
verandahs
ایوان برونی
extrapolations
براورد برونی
guide on me
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
extroverts
دارای رویش برونی
extrovert
دارای رویش برونی
outward application
استعمال برونی یا خارجی
exo skeleton
استخوان بندی برونی
outward things
جهان برونی یا فاهر
external hard disk
دیسک سخت برونی
exoterics
تعلیمات برونی یاعمومی
external auditory meatus
گذرگاه برونی گوش
nearside lane
خط یکم یا راه برونی
epidermic
مربوط به پوست برونی بشرهای
external ophthalmia
اماس برونی تخم چشم
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
epidermal
مربوط به پوست برونی بشرهای
close ranks
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close interval
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
guide left
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
indocile
نا فرمان
by order of
فرمان
handle bar
فرمان
drives
فرمان
drive
فرمان
hest
فرمان
sanctioned
فرمان
sanctioning
فرمان
mkdir
فرمان D
mark time
فرمان در جا
commandment
فرمان
decree
فرمان
decreed
فرمان
decreeing
فرمان
decrees
فرمان
commandments
فرمان
sanctions
فرمان
firman
فرمان
sanction
فرمان
assize
فرمان
for
فرمان FOR
precept
فرمان
precepts
فرمان
if
فرمان IF
commissioning
فرمان
commission
فرمان
handlebar
فرمان
charters
فرمان
chartering
فرمان
steering
فرمان
chartered
فرمان
commissions
فرمان
at my command
به فرمان من
ordinances
فرمان
ordinance
فرمان
bugle call
فرمان
instituting
فرمان
institutes
فرمان
instituted
فرمان
institute
فرمان
MD
فرمان D
chdir
فرمان CD
MDs
فرمان D
Rd
فرمان RD
charter
فرمان
pipes
فرمان
insubordinate
نا فرمان
edicts
فرمان
worded
فرمان
word
فرمان
commanded
فرمان
commands
فرمان
ship will adjust
فرمان
rudder bar
فرمان
controls
فرمان
controlling
فرمان
ordinace
فرمان
edict
فرمان
control
فرمان
command
فرمان
rescript
فرمان
submission
فرمان بردار
hypotaxis
فرمان بردار
postponement
فرمان بردار
control switch
کلید فرمان
order arms
فرمان پافنگ
control characteristic
مشخصه فرمان
subsumption
فرمان بردار
suborder
فرمان بردار
subordination
فرمان بردار
control ratio
نسبت فرمان
control pannel
تابلوی فرمان
control panel
تابلوی فرمان
control lever
اهرم فرمان
control grid
شبکه فرمان
control electrode
الکترود فرمان
control cubicle
ایستگاه فرمان
control circuit
مدار فرمان
command unit
واحد فرمان
command signal
علامت فرمان
at call
اماده فرمان
restored
فرمان RESTORE
attrib
فرمان اتریب
at ease
فرمان ازاد
chcp
فرمان CHCP
backup
فرمان BACKUP
automatic controller
دستگاه فرمان
advance march
فرمان پیش
irade
حکم فرمان
command language
زبان فرمان
command key
کلید فرمان
cls
فرمان CLS
battalia
فرمان جنگ
chkdsk
فرمان CHKDSK
channel command
فرمان کانال
cease fire
فرمان اتش بس
commanding
فرمان دهنده
at or within call
اماده فرمان
on the double
فرمان بدو رو
rudder bar
فرمان هواپیما
god's ordinace
فرمان خدا
give way
فرمان پاروها با هم
servo
فرمان یار
fire order
فرمان اتش
filter command
فرمان FILTER
steering axle
میله فرمان
steering axle
میل فرمان
steering column tube
لوله فرمان
steering gear
دنده فرمان
steering gear
جعبه فرمان
steering mechanism
مکانیزم فرمان
steering shaft
محور فرمان
rise and shine
فرمان برپا
handle bar arm
دسته فرمان
handle escutcheon
روقفلی فرمان
operator command
فرمان متصدی
motor vehicle tax
فرمان اتومبیل
parade rest
فرمان ازاد
left oblique march
فرمان میل به چپ رو
left flank march
فرمان سمت چپ رو
power steering
فرمان خودکار
preparatory command
فرمان حاضرباش
radio control
فرمان رادیویی
regeneration control
فرمان واکنشی
ren
فرمان REN
internal command
فرمان درونی
instrument board
تخته فرمان
repeat range
فرمان برد از نو
steering swivel
مفصل فرمان
steering worm sector
تاج فرمان
streeing column
ستون فرمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com