Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (24 milliseconds)
English
Persian
command
فرمان دادن
commanded
فرمان دادن
commands
فرمان دادن
operate
فرمان دادن
operated
فرمان دادن
operates
فرمان دادن
ordain
فرمان دادن
ordained
فرمان دادن
ordaining
فرمان دادن
ordains
فرمان دادن
officer
فرمان دادن
officers
فرمان دادن
Search result with all words
route
فرمان حرکت دادن
routes
فرمان حرکت دادن
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
fire order
فرمان اتش دادن
Other Matches
ctrl break
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna charta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
stand fast
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
forward march
فرمان قدم رو فرمان پیش
guide on me
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
close interval
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
close ranks
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
guide left
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
commission
فرمان
instituting
فرمان
decrees
فرمان
precept
فرمان
for
فرمان FOR
rescript
فرمان
indocile
نا فرمان
precepts
فرمان
edicts
فرمان
institutes
فرمان
edict
فرمان
MDs
فرمان D
control
فرمان
MD
فرمان D
institute
فرمان
instituted
فرمان
controlling
فرمان
commanded
فرمان
mark time
فرمان در جا
commandments
فرمان
command
فرمان
mkdir
فرمان D
ordinace
فرمان
bugle call
فرمان
ordinance
فرمان
ordinances
فرمان
drive
فرمان
controls
فرمان
commandment
فرمان
commands
فرمان
pipes
فرمان
by order of
فرمان
chartering
فرمان
assize
فرمان
sanction
فرمان
handlebar
فرمان
chdir
فرمان CD
at my command
به فرمان من
charters
فرمان
chartered
فرمان
sanctioned
فرمان
firman
فرمان
steering
فرمان
drives
فرمان
commissioning
فرمان
sanctions
فرمان
charter
فرمان
sanctioning
فرمان
handle bar
فرمان
rudder bar
فرمان
commissions
فرمان
word
فرمان
if
فرمان IF
decreeing
فرمان
Rd
فرمان RD
decree
فرمان
ship will adjust
فرمان
insubordinate
نا فرمان
hest
فرمان
worded
فرمان
decreed
فرمان
preparatory command
فرمان خبر
replaced
فرمان REPLACE
replaces
فرمان REPLACE
remote control unit
فرمان از دور
rite
فرمان اساسی
transient command
فرمان ناپایدار
chcp
فرمان CHCP
teleguidance
فرمان از دور
control characteristic
مشخصه فرمان
more
فرمان ORE
steering column tube
لوله فرمان
replace
فرمان REPLACE
date
فرمان DATE
zapper
[coll.]
فرمان از دور
preparatory command
فرمان حاضرباش
subordination
فرمان برداری
remote control
فرمان از دور
cease fire
فرمان اتش بس
power steering
فرمان خودکار
word of command
فرمان نظامی
word of command
فرمان انتصاب
channel changer
[rare for: remote control]
فرمان از دور
steering axle
میله فرمان
finds
فرمان FIND
steering wheel
چرخ فرمان
dates
فرمان DATE
channel command
فرمان کانال
replacing
فرمان REPLACE
steering axle
میل فرمان
steering wheels
چرخ فرمان
clicker
[coll.]
فرمان از دور
vol
فرمان VOL
command key
کلید فرمان
command language
زبان فرمان
steering shaft
محور فرمان
steering mechanism
مکانیزم فرمان
rise and shine
فرمان برپا
files
فرمان FILES
remote control
فرمان از دور
verified
فرمان VERIFY
rudder bar
فرمان هواپیما
append
فرمان APPEND
paths
فرمان PATH
ren
فرمان REN
verifying
فرمان VERIFY
verify
فرمان VERIFY
steering swivel
مفصل فرمان
path
فرمان PATH
repeat range
فرمان برد از نو
appends
فرمان APPEND
verifies
فرمان VERIFY
appending
فرمان APPEND
appended
فرمان APPEND
steering worm sector
تاج فرمان
regeneration control
فرمان واکنشی
join
فرمان OIN
command unit
واحد فرمان
pulpits
میز فرمان
pulpit
میز فرمان
steering gear
جعبه فرمان
steering gear
دنده فرمان
type
فرمان TYPE
typed
فرمان TYPE
types
فرمان TYPE
order
فرمان نظم
command signal
علامت فرمان
servo
فرمان یار
radio control
فرمان رادیویی
streeing column
ستون فرمان
breaks
فرمان BREAK
joined
فرمان OIN
joins
فرمان OIN
streeing column
میل فرمان
cls
فرمان CLS
ver
فرمان VER
chkdsk
فرمان CHKDSK
tree
فرمان TREE
find
فرمان FIND
diskcomp
فرمان DISKCOPY
in the saddle
<idiom>
تحت فرمان
handle bar arm
دسته فرمان
external command
فرمان برونی
break
فرمان BREAK
attrib
فرمان اتریب
at or within call
اماده فرمان
echo
فرمان ECHO
echoed
فرمان ECHO
echoes
فرمان ECHO
echoing
فرمان ECHO
prints
فرمان PRINT
at ease
فرمان ازاد
restoring
فرمان RESTORE
attentions
فرمان خبردار
automatic controller
دستگاه فرمان
attention
فرمان خبردار
erase
فرمان ERASE
controllers
دستگاه فرمان
controller
دستگاه فرمان
internal command
فرمان درونی
instrument board
تخته فرمان
erased
فرمان ERASE
erases
فرمان ERASE
erasing
فرمان ERASE
drum controller
غلطک فرمان
buffers
فرمان BUFFERS
electronic control
فرمان الکترونیکی
battalia
فرمان جنگ
backup
فرمان BACKUP
printed
فرمان PRINT
at call
اماده فرمان
nerve centres
مرکز فرمان
nerve centre
مرکز فرمان
hypotaxis
فرمان بردار
postponement
فرمان بردار
submission
فرمان بردار
suborder
فرمان بردار
subordination
فرمان بردار
subsumption
فرمان بردار
prescriptions
صدور فرمان
pauses
فرمان writePAUSE
prescription
صدور فرمان
pausing
فرمان writePAUSE
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com