English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
Other Matches
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biography بیوگرافی
biographies بیوگرافی
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
grangerize بیوگرافی چیزی رانوشتن
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
troop افراد
trooped افراد
enlistedman افراد
men افراد
trooping افراد
enlisted personnel افراد
personnel افراد
platoon جوخهء افراد
packed out پر و مملو از افراد
platoons جوخهء افراد
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
withindoors افراد داخل
top-level افراد عالیرتبه
head count جمع افراد
roll call نامیدن افراد
head counts جمع افراد
category طبقه افراد
filler personnel افراد جایگزینی
enlisted personnel طبقه افراد
service club باشگاه افراد
enlistee افراد داوطلب
personnel status وضع افراد
liberty men افراد مرخصی
equal status persons افراد همپایه
part owners افراد شریک المال
close station افراد بدو مرخص
personal error خطاهای انفرادی افراد
billet slip کارت محلهای افراد
family size تعداد افراد خانواده
morale روحیه افراد مردم
billet slip لوحه اسکان افراد
condemning محکوم کردن افراد
condemn محکوم کردن افراد
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
favouritism افراد مورد توجه
cimmerian افراد کشور فلمات
top-level توسط افراد عالیرتبه
commando افراد نیروی مخصوص
commandos افراد نیروی مخصوص
coachload افراد سوار بر درشکه
noncombatant افراد غیر نظامی
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
condemns محکوم کردن افراد
transfer station محل اعزام افراد
troops افراد قسمتها سربازان
the common wealth of learning افراد اهل علم
target audience افراد مورد نظر
special olympics المپیک افراد استثنایی
receptee افراد مورد پذیرش
rouse out بیدار کردن افراد
aptitude area حیطه قابلیت افراد
posse comitatus دسته افراد پلیس
dependents افراد تحت تکفل
bachelor quarters منازل افراد مجرد
avast افراد به جای خود
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
transfer station محل انتقال افراد
chartered بین افراد دلالت کند
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
chartering بین افراد دلالت کند
charter بین افراد دلالت کند
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
troop housing کوی درجه داران یا افراد
posse دسته افراد پلیس جماعت
posses دسته افراد پلیس جماعت
charters بین افراد دلالت کند
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
personal salute تیر سلام برای افراد
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
roll call حاضر و غایب کردن افراد
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
assembly محل بسیج افراد احتیاط
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
automation استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
arrow head پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
speech که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speeches که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
rule of law قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
tenantless اشغال نشده
the date was not specified نشده بود
untested <adj.> ممیزی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
roughdry اطو نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
unissued <adj.> توزیع نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com