English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (8 milliseconds)
English Persian
nervous breakdown فروباشی روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
Other Matches
facility روانی
psychical روانی
subversive روانی
subversives روانی
fluency روانی
fluidity روانی
psychic روانی
mental روانی
psychological روانی
liquid limit حد روانی
volubility روانی
yield point حد روانی
freedoms روانی
freedom روانی
mellifluence روانی
flows روانی
flowed روانی
flow روانی
mental derangement اشفتگی روانی
psychological test ازمون روانی
psychasthenia ضعف روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
mental disease بیماری روانی
mental illness بیماری روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
mental disorder اختلال روانی
mental economy اقتصاد روانی
mental disturbance اختلال روانی
mental health بهداشت روانی
mental health سلامت روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental status وضع روانی
mental test ازمون روانی
neurasthenia خسته روانی
physical psychological تنی- روانی
mental disorder بیماری روانی
physical psychological جسمی- روانی
playing the man بازی روانی
mental examination معاینه روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychomotor روانی- حرکتی
supersensible روحی روانی
psychopathy معالجه روانی
psychopathy اختلالات روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychosexual روانی- جنسی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychosurgery جراحی روانی
psyho بیمار روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
versatility روانی مهارت
psychological space فضای روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychic blindness نابینایی روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychic energy نیروی روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychognosis شناخت روانی
psychograph نمودار روانی
psycholepsis افت روانی
psycholepsy افت روانی
psychological environment محیط روانی
psychological factors عوامل روانی
psychological field میدان روانی
psychological operations عملیات روانی
psychosis بیماری روانی
psychological warfare جنگ روانی
mood وضع روانی
moods وضع روانی
nervous breakdown بحران روانی
flows روانی سلاست
psychoanalysis تحلیل روانی
nervous breakdowns بحران روانی
psychopaths بیمار روانی
analeptic نیروبخش روانی
mentally از نظر روانی
sanity سلامت روانی
complex عقده روانی
complexes عقده روانی
psychiatry پزشکی روانی
stressing فشار روانی
fluidity روانی بیان
stresses فشار روانی
psychotic بیمار روانی
stress فشار روانی
psychotherapy درمان روانی
neurosis اختلال روانی
neuroses اختلال روانی
cathexis نیروگذاری روانی
gift of the gab روانی زبان
ease of style روانی انشا
endopsychic درون روانی
exopsychic برون روانی
intrapsychic درون روانی
psychic trauma اسیب روانی
liquid limit مرز روانی
mental conflict تعارض روانی
cathexis تمرکز روانی
psychopath بیمار روانی
flow روانی سلاست
liquid limit test ازمون حد روانی
cathexis انرژی روانی
flowed روانی سلاست
stressing تنش جسمانی- روانی
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
psychopath مبتلا بامراض روانی
to speak with f. به روانی سخن گفتن
psychopathology اسیب شناسی روانی
viscosity ناروانی کند روانی
psychopathologist اسیب شناس روانی
psychonomics محیط شناسی روانی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
stresses تنش جسمانی- روانی
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
reflux column ستون باز روانی
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
reagent موضوع ازمایش روانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
psychopaths مبتلا بامراض روانی
stress tolerance تحمل فشار روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
phrenology جمجمه شناسی روانی
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
stress تنش جسمانی- روانی
mental element of crime عنصر روانی جرم
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
psychic determinism علیت گرایی روانی
psychological warfare عملیات جنگ روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
psi ability توانایی فرا روانی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
mental measurement اندازه گیری روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
psychodrama نقش گزاری روانی
psychologism پیروی از اصول روانی
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
facility وسیله تسهیل روانی
psychognosy مطالعه عمیق روانی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
consolidation psychological operation عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
How does he [she] tick? او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
strategic استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
Hard architecture [ساختمان محکم، غیر شخصی و بدون پنجره که معمولا زندان ها و بیمارستان های روانی به این سبک ساخته می شده است.]
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
psychological عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com