English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (5 milliseconds)
English Persian
on the block <idiom> فروخته شده
Search result with all words
turnover تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
second که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
third شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
thirds شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
sold فروخته شده بفروش رفته
avoirdupois اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
bundled software نرم افزاری که همراه با قیمت کامپیوتر فروخته میشود
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
ex. dividend سهمی که پس از پرداخت سود آن فروخته شده
fast moving stock کالایی که به سرعت فروخته میشود
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
goldbrick جنس بی ارزشی که بجای جنس بهاداری فروخته میشود
it was sold at 0 year's p بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
loss leader کالایی که با ضرر فروخته میشود
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
over the counter خارج از بورس فروخته شده
price as natural ice یخ ساختگی بهمان بهای یخ طبیعی فروخته میشد
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
run duration 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
stoppage in transitu حق استرداد جنس فروخته شده برای بایع حق امتناع ازتسلیم مال التجاره در حال حمل
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
tea is sold by the kilogramme چایی را کیلویی می فروشند چایی به کیلو فروخته میشود
unbundled اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com