English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
arctic basin فرورفتگی قطبین زمین
Other Matches
graben فرورفتگی در پوسته زمین
oblate پهن شده در قطبین
dips فرورفتگی
dip فرورفتگی
pockets فرورفتگی
pocket فرورفتگی
crater فرورفتگی
craters فرورفتگی
howe فرورفتگی
fossa فرورفتگی
downthrow فرورفتگی
sinking فرورفتگی
fovea فرورفتگی
immersion فرورفتگی
bay فرورفتگی دیوار
concavity تقعر فرورفتگی
dimply دارای فرورفتگی
fossa حفره فرورفتگی
dented فرورفتگی در اثرضربه
emboly درهم فرورفتگی
denting فرورفتگی در اثرضربه
fovea centralis فرورفتگی مرکزی
dents فرورفتگی در اثرضربه
dent فرورفتگی در اثرضربه
notches چوبخط زدن فرورفتگی
dinge فرورفتگی سطح گودکردن
crater دهانه اتشفشان فرورفتگی
umbilicus فرورفتگی ناف مانند
hosel فرورفتگی سر چوب گلف
notch چوبخط زدن فرورفتگی
craters دهانه اتشفشان فرورفتگی
corrosion pit فرورفتگی در اثر خوردگی
sand trap فرورفتگی مصنوعی شن درمیدان گلف
inlet فرورفتگی ورخنه کوچک دریچه ورودی رخنه
inlets فرورفتگی ورخنه کوچک دریچه ورودی رخنه
inlaid work [نقش تزئینی فقط با استفاده از یک نوع مواد در بریدگی، تورفتگی یا فرورفتگی دیوار]
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
dimple هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
dimples هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
offsets برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
groove شیار کردن فرورفتگی خان شیار
grooves شیار کردن فرورفتگی خان شیار
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
brinell hardness سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
terrain زمین
lackland بی زمین
grass roots کف زمین
soil زمین
this earthly round زمین
ground surface کف زمین
earths زمین
soiling زمین
earth زمین
norland زمین
ground line خط زمین
soils زمین
land زمین
cinder tracks زمین دو
acres زمین
cinder track زمین دو
fields زمین
acre زمین
tellus زمین
ground : زمین
land n زمین
ground زمین
domain زمین
domains زمین
earthing زمین
globe زمین
rooter زمین کن
extra terrestrial زمین
geodetically زمین
ground [British] [floor] کف زمین
floor کف زمین
fielded زمین
grazes زمین
floors کف زمین
globes زمین
floored کف زمین
grazed زمین
real estate زمین
aerospace جو زمین
floor کف زمین
ground کف زمین
field زمین
graze زمین
ends زمین حریف
marchland زمین مرزی
low land پستی زمین
mallet field زمین چوگان
laird صاحب زمین
low land زمین پست
lowland زمین پست
geology زمین شناسی
ended زمین حریف
oblique compartment زمین مورب
mool زمین خشک
crust پوسته زمین
nutation اهتزاز زمین
natural ground زمین طبیعی
floor محدوده زمین
floors محدوده زمین
neutral earth زمین خنثی
floored محدوده زمین
speculation زمین خواری
mixed graze توام زمین
end زمین حریف
marsh land زمین ماندابی
lairds صاحب زمین
measurement ofland زمین پیمایی
measuring rod گز زمین پیمایی
bog زمین باطلاقی
mid court وسط زمین
bogs زمین باطلاقی
crusts پوسته زمین
paralysis زمین گیری
borderlands زمین سرحدی
savanna زمین هموار
shells قشر زمین
punner زمین کوب
punner زمین سفت کن
public domain زمین خالصه
public d. زمین خالصه
protective earthing زمین محافظ
pronely روبه زمین
profile line نیمرخ زمین
predial or prae وابسته به زمین
west مغرب زمین
ground level سطح زمین
ground level تراز زمین
playing court زمین بازی
playing area محدوده زمین
shelling قشر زمین
shell قشر زمین
saturated ground زمین سیراب
sandy soil زمین ماسهای
panhandle زمین باریکه
panhandled زمین باریکه
panhandles زمین باریکه
panhandling زمین باریکه
salle d'armes زمین شمشیربازی
rolling country زمین پوشیده
rootle زمین راباپوزکندن
territories زمین ملک
territory زمین ملک
route به زمین نشاندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com