Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (8 milliseconds)
English
Persian
plumassier
فروشنده پرهای ارایشی
Other Matches
vendor
فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
vendors
فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
ornamental
ارایشی
atacticity
بی ارایشی
plumes
پر ارایشی
plume
پر ارایشی
syndiotacticity
هم ارایشی
isotacticity
تک ارایشی
deeorative
ارایشی
friezes
حاشیه ارایشی
dingbats
دخشههای ارایشی
frieze
حاشیه ارایشی
ornamental
گیاه ارایشی
guilloche
ارایشی که ماننداست به نوارهایاقیطانهای بهم تابیده
sphenoid
شب پرهای
top-knot
پرهای تارکسر
top-knots
پرهای تارکسر
flights
پرهای تیر
feathers
پرهای تیر
swanskin
پرهای نرم قو
plumage
پرهای زینتی
vigmette
ارایشی که عبارت است ازبرگها و پیچکهای تاک سرلوحه
tectrices
شاه پرهای مرغ
bivalve
دارای دو کپه دو پرهای
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
pterygoid process
زائده نازله استخوان شب پرهای
plumulate
دارای پرهای فریف و ریز
bird of paradise
یکجور مرغ که پرهای بسیارزیبایی دارد
plumulaceous
دارای پرهای ریز مانندپرهای زیر
birds of paradise
یکجور مرغ که پرهای بسیارزیبایی دارد
wing covert
پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
snow goose
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow geese
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
court plume
پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
down
پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
damping vane
پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
hazel hen
باقرقرهای که پرهای چین چین دارد
saleswomen
زن فروشنده
sales woman
فروشنده زن
supplier
فروشنده
shopman
فروشنده
alienator
فروشنده
salesman
فروشنده
bargainer
فروشنده
monger
فروشنده
frontsman
فروشنده
sales man
فروشنده
saleswoman
زن فروشنده
salesmen
فروشنده
suppliers
فروشنده
vendor
فروشنده
salespersons
فروشنده
dealers
فروشنده
salesperson
فروشنده
salespeople
فروشنده
dealer
فروشنده
vendors
فروشنده
salesgirls
فروشنده
salesgirl
فروشنده
sales clerks
فروشنده
sellers
فروشنده
seller
فروشنده
vender
فروشنده
sales clerk
فروشنده
supplier evaluation
ارزیابی فروشنده
duopoly
در انحصار دو فروشنده
seller's option
اختیار فروشنده
sellers surplus
مازاد فروشنده
seller's option
انتخاب فروشنده
marginal seller
فروشنده نهائی
seller's market
بازار فروشنده
tallyman
فروشنده اقساطی
salesclerk
فروشنده مغازه
sales man
فروشنده سیار
traveling man
فروشنده سیار
traveling salesman
فروشنده سیار
dealer
فروشنده معاملات چی
dealers
فروشنده معاملات چی
saleswoman
بانوی فروشنده
runner
فروشنده سیار
saleswomen
بانوی فروشنده
runners
فروشنده سیار
computer salesman
فروشنده کامپیوتر
computer vendor
فروشنده کامپیوتر
caveat venditor
اخطار به فروشنده
counter jumper
فروشنده دکان
offeror
فروشنده عرضه کننده
stationer
فروشنده لوازم التحریر
aytomobile dealer
فروشنده یا دلال اتومبیل
outfitters
فروشنده لوازم شکار
outfitter
فروشنده لوازم شکار
tipster
فروشنده اطلاعات در شرطبندی
trinketer
فروشنده جواهر بدلی
touts
فروشنده اطلاعات شرطبندی
tipsters
فروشنده اطلاعات در شرطبندی
touting
فروشنده اطلاعات شرطبندی
touted
فروشنده اطلاعات شرطبندی
tout
فروشنده اطلاعات شرطبندی
ironmonger
فروشنده اهن الات
third party vendor
فروشنده دسته سوم
stationers
فروشنده لوازم التحریر
bottlegger
فروشنده مشروب قاچاق
herborist
فروشنده گیاهان طبی
herbist
فروشنده گیاهان طبی
supplier at arm's length
فروشنده آزاد
[اقتصاد]
ironmongers
فروشنده اهن الات
cutler
فروشنده الات برنده
ex warehouse
تحویل در انبار فروشنده
counterbid
جواب خریداربه فروشنده
herbalists
فروشنده گیاهان طبی
haberdasher
فروشنده لباس مردانه
caveat venditor
ملتفت بودن فروشنده
hardwareman
فروشنده افزارواسباب فلزی
herbalist
فروشنده گیاهان طبی
haberdashers
فروشنده لباس مردانه
tipster
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
suppliers rating
درجه بندی نمودن فروشنده ها
hawkers
فروشنده دوره گرد وجار زن
asking price
قیمت مورد مطالبهی فروشنده
value added reseller
فروشنده تکمیلی دسته دوم
staplers
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
stapler
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
hawker
فروشنده دوره گرد وجار زن
clerks
کارمند دفتری فروشنده مغازه
clerk
کارمند دفتری فروشنده مغازه
gold import point
طلای خالص به فروشنده میدهد
tipsters
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
corsetiere
فروشنده شکم بند زنانه
drysalter
فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
private treaty
معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
price taker
خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
vendor
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
represent
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represents
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represented
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
vendors
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
caveat venditor
یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
seller's market
بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
tie in sales
حالتی که دران فروشنده چند کالا رابصورت مجموعه میفروشد
right of stoppage in transitu
حق امتناع از تسلیم مال التجاره در حال حمل برای فروشنده
del credere
ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
ex works
یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
free on quay
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex ship
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد و درکشتی به خریدارتحویل میدهد
discount register
دفتر ثبت تخفیفها و امتیازاتی که از طرف فروشنده به خریدار داده شده است
ex quay
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
free on rail
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free carrier
یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
particular lien
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
delivered at frontier
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
c.i.f.
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
S HTTP
سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
secure encryption payment protocol
سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
delivered duty paid
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
disclaimer
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
SEPP
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
STT
نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
secure transaction technology
سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
root of title
منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
vendor
سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
vendors
سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com