English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
Other Matches
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
canteen فروشگاه
storing فروشگاه
canteens فروشگاه
store فروشگاه
shopped فروشگاه
salesroom فروشگاه
shop فروشگاه
shops فروشگاه
outlets دررو فروشگاه
hypermarket فروشگاه بسیاربزرگ
hypermarkets فروشگاه بسیاربزرگ
supermarkets فروشگاه بزرگ
supermarket فروشگاه بزرگ
ship's service فروشگاه ناو
army stores فروشگاه ارتش
computer store فروشگاه کامپیوتر
department store فروشگاه بزرگ
department stores فروشگاه بزرگ
outlet دررو فروشگاه
sea stores فروشگاه دریایی
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
I walked past the shop ( store ) . از جلوی فروشگاه گذشتم
antique shop فروشگاه اشیاء عتیقه
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
canteen فروشگاه یا رستوران سربازخانه
off-licences فروشگاه نوشابههای الکلی
canteens فروشگاه یا رستوران سربازخانه
off-licence فروشگاه نوشابههای الکلی
cut rate ارزان
penny a line ارزان
microcomputer ارزان
hand me down ارزان
cheapest ارزان
micro ارزان
inexpensively ارزان
micros ارزان
low priced ارزان
inexpensive ارزان
jitney ارزان
cheaper ارزان
cheap ارزان
hand-me-downs ارزان
hand-me-down ارزان
commissary فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanged تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanges تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanging تبدیل ارز فروشگاه پادگان
the forthcoming book کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
commissaries فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
red eye ویسکی ارزان
to look down ارزان شدن
to pull down ارزان کردن
to sell off ارزان فروختن
look down ارزان شدن
cheapskate ادم ارزان خر
cheap money پول ارزان
easy money پول ارزان
cheap labor کار ارزان
off season ارزان تر از معمول
doss-houses مسافرخانهی ارزان
undersell ارزان تر فروختن
gasper سیگارت ارزان
doss-house مسافرخانهی ارزان
flivver اتومبیل ارزان
brummagem پست ارزان
dirt cheap بسیار ارزان
gimcrack بازیچه ارزان
penny gaff نمایشگاه ارزان
grotty ارزان و کثیف
jerry built ارزان بناشده
jerry-built ارزان بناشده
bargain خرید ارزان
commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
floorwalker بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
canteens فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
certificate of gains or losses سند مصدق سود و زیان فروشگاه
to check out that new clothing store نگاهی به آن فروشگاه لباس تازه انداختن
canteen فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
gladstone نوعی شراب ارزان
flophouse اطاق ارزان قیمت
flophouses اطاق ارزان قیمت
penny a line ارزان نویس بی مایه
woodbine سیگار برگ ارزان
woodbind سیگار برگ ارزان
hand me down لباس ارزان ودوخته
hand-me-downs لباس ارزان ودوخته
hand-me-down لباس ارزان ودوخته
gaff تفریحگاه ارزان پیرمردپرحرف
general stores فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
storewide شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
five and ten مغازه اجناس ارزان قیمت
galleries جای ارزان اطاق نقاشی
cheapening ارزان شدن تحقیر کردن
cheapened ارزان شدن تحقیر کردن
cheapen ارزان شدن تحقیر کردن
bargains قرارداد معامله خرید ارزان
bargain قرارداد معامله خرید ارزان
bargained قرارداد معامله خرید ارزان
bargaining قرارداد معامله خرید ارزان
cheapens ارزان شدن تحقیر کردن
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
calico پارچههای پنبهای ارزان قیمت
skid row محله مشروب فروشهای ارزان
cheap labor نیروی کار ارزان قیمت
It is dirt cheap . It is a give - away . مفت است ( بی نهایت ارزان )
barrelhouse میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
gallery جای ارزان اطاق نقاشی
penny barber دلاک ارزان یا دینار گیر
good deal <idiom> قیمت ارزان باکیفیتی بالا
chain store فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
chain stores فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
sell off ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
commissary فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
commissaries فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
datacom امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
leading article کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading articles کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
honky tonk محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
bargain hunter کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
koalapad صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
gutter man دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
proprietary goods کالاهای اختصاصی
prohibited goods کالاهای ممنوعه
social good کالاهای عمومی
public goods کالاهای عمومی
social good کالاهای اجتماعی
labor intensive goods کالاهای کاربر
producer's goods کالاهای مولد
substitute goods کالاهای جانشین
nondurable goods کالاهای بی دوام
supporting goods کالاهای حمایتی
producer goods کالاهای تولیدی
spot goods کالاهای موجود
merit goods کالاهای ایده ال
purpose made کالاهای خاص
producer goods کالاهای سرمایهای
mixed goods کالاهای مختلط
soft goods کالاهای بی دوام
merit goods کالاهای مطلوب
collective goods کالاهای جمعی
attractive goods کالاهای جذاب
necessities کالاهای ضروری
consumption goods کالاهای مصرفی
differentiated products کالاهای متفاوت
differentiated products کالاهای ناهمگن
durable goods کالاهای بادوام
durables کالاهای بادوام
expendable supplies کالاهای مصرفی
available goods کالاهای موجود
consumables کالاهای مصرفی
visibles کالاهای مرئی
Consumer ( consrmers ) goods . کالاهای مصرفی
commercial items کالاهای تجارتی
capital goods کالاهای سرمایهای
complementary goods کالاهای مکمل
luxury goods کالاهای تشریفاتی
exports کالاهای صادراتی
goods on consignment کالاهای امانی
hazardous goods کالاهای خطرناک
heavy goods کالاهای سنگین
intermediate goods کالاهای واسطهای
intermediate goods کالاهای واسطه
imports کالاهای وارداتی
luxury goods کالاهای تجملی
investment goods کالاهای سرمایهای
inwards goods کالاهای وارداتی
goods intake کالاهای دریافتی
goods in transit کالاهای عبوری
goods inwards کالاهای دریافتی
consumer goods کالاهای مصرفی
fancy goods کالاهای تجملی
goods receiving کالاهای دریافتی
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
fabrication کالاهای ساخته شده
stock market بورس کالاهای مختلف
stock markets بورس کالاهای مختلف
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
semi luxury goods کالاهای نیمه تجملی
prohibited goods کالاهای منع شده
service stock اماد و کالاهای جنگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com