Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
forced sale
فروش اجباری
Other Matches
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
obliging
اجباری
binding
اجباری
bindings
اجباری
constrained
اجباری
strained
اجباری
de rigueur
اجباری
mandatory
اجباری
forcible
اجباری
compulsory
اجباری
of obligation
اجباری
obligatory
اجباری
forced
اجباری
compulsive
اجباری
conscription
خدمت اجباری
juxtaposition
ارتباط اجباری
forced labour
کار اجباری
forced oscillations
نوسانهای اجباری
forced landing
فرود اجباری
statute labour
کار اجباری
forced labor
کار اجباری
coercive
اجباری قهری
compulsory
حرکات اجباری
compulsory hospitalization
بستری اجباری
prescribed exercise
حرکات اجباری
forced movement
حرکت اجباری
compulsury deduction
فرانشیز اجباری
blessing in d.
توفیق اجباری
forced saving
پس انداز اجباری
compulsory levies
مالیات اجباری
compulsory saving
پس انداز اجباری
compulsory freestyle
حرکات اجباری
levied
سربازگیری اجباری
compulsorily
بطور اجباری
levy
سربازگیری اجباری
levying
سربازگیری اجباری
compulsory education
اموزش اجباری
levies
سربازگیری اجباری
servitude
خدمت اجباری رعیتی
forced crossing
عبور اجباری از رودخانه
forced page break
قطع اجباری صفحه
forced landing
فرود اجباری هواپیما
scoolable
مشغول تحصیل اجباری
concentration camps
اردوگاه کار اجباری
schoolable
مشمول تحصیل اجباری
forced move
حرکت اجباری شطرنج
forced marching
راه پیمایی اجباری
forced convection
تبادل حرارت اجباری
concentration camp
اردوگاه کار اجباری
forced withrawal
عقب نشینی اجباری
compulsury deduction
کسر گذاری اجباری
commitments
بستری کردن اجباری
commitment
بستری کردن اجباری
impressment
بکار اجباری گماری
crossing site
محل عبور اجباری
imperative planning
برنامه ریزی اجباری
retreating
عقب نشینی اجباری بازگشتن
to be compulsorily insured
اجباری
[الزامی]
بیمه بودن
retreats
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat
عقب نشینی اجباری بازگشتن
work farm
اردوی کار اجباری زندانیان
canalize
هدایت اجباری منشعب کردن
to have compulsory insurance
[cover]
اجباری
[الزامی]
بیمه بودن
retreated
عقب نشینی اجباری بازگشتن
furriers
خز فروش پوست فروش
furrier
خز فروش پوست فروش
closed shop
قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
closed shops
قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
The convicts are being sent to concentration camps .
محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
power approach
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
indeterminate change of station
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
inductive coordination
توافق بین تولیدکننده توان الکتریکی و تولیدکننده ارتباط به روش کاهش واسط های اجباری
levy in mess
نام نویسی از مردمان سالم برای جنگ بسیج مردمان سالم به طور اجباری
fatigues
کار بیگاری لباس کار کار اجباری درسربازخانه
fatigued
کار بیگاری لباس کار کار اجباری درسربازخانه
fatigue
کار بیگاری لباس کار کار اجباری درسربازخانه
sells
فروش
retailer
تک فروش
marketing
فروش
iceman
یخ فروش
sale
فروش
turnover
کل فروش
sales
فروش
turnover
فروش
offtake
فروش
sell
فروش
vendition
فروش
taverner
می فروش
selling
فروش
mass market product
محصول پر فروش
mealman
ارد فروش
contract of sale
قرارداد فروش
contract of sales
قرارداد فروش
corn chandler
گندم فروش
jeweler
گوهر فروش
corn chandler
غله فروش
corn d.
غله فروش
cheesemonger
پنیر فروش
lumberman
الوار فروش
lumberman
تیر فروش
cheese monger
پنیر فروش
chandler
شمع فروش
cattleman
گاو فروش
killcalf
گوشت فروش
cloth merchant
پارچه فروش
clothier
پوشاک فروش
clothier
لباس فروش
linen draper
کتان فروش
chemic
دارو فروش
lumberer
تیر فروش
iron monger
اهن فروش
lumberer
الوار فروش
cornfactor
غله فروش
coster
سبزی فروش
costermonger
میوه فروش
duffre
دست فروش
forced sale
فروش قانونی
volume of sales
حجم فروش
dead market
بازار کم فروش
deed of sale
سند فروش
d. in second hand goods
دست فروش
direct selling
فروش مستقیم
drover
گله فروش
drysalter
کالباس فروش
euphuist
فصاحت فروش
excise taxes
مالیات بر فروش
fellmonger
پوست فروش
fellmonger
پوستین فروش
fish fag
زن ماهی فروش
fleshmonger
گوشت فروش
forward sale
پیش فروش
forward sales
فروش سلف
hucksterer
خرده فروش
hosier
جوراب فروش
credit sale
فروش نسیه
credit sale
فروش قسطی
herborist
گیاه فروش
herbist
گیاه فروش
haught
جاه فروش
fruiterer
میوه فروش
credit sale
فروش غیرنقدی
credit system
فروش اعتباری
crier
دست فروش
cutler
کارد فروش
forward sales
پیش فروش
flesher
گوشت فروش
mealmen
ارد فروش
tippler
نوشابه فروش
sales
فروش
[اقتصاد]
turnover
[British English]
فروش
[اقتصاد]
sales and marketing
[marketing]
فروش و بازاریابی
antique dealer
عتیقه فروش
salt seller
نمک فروش
traitor to one's country
وطن فروش
tripeman
سیرابی فروش
vendition
اعلان فروش
whole saler
عمده فروش
wholeseller
عمده فروش
wood pavement
چوب فروش
BS
صورت فروش
paper boy
روزنامه فروش
paper boys
روزنامه فروش
salespeople
متصدی فروش
salesperson
متصدی فروش
salespersons
متصدی فروش
foreclosure
فروش گرویی
newspaperman
روزنامه فروش
sales
{pl}
مقدار فروش
turn-over
مقدار فروش
turnover
مقدار فروش
volume of sales
مقدار فروش
sales
{pl}
حجم فروش
turn-over
حجم فروش
turnover
حجم فروش
spot sale
فروش نقد
meatman
گوشت فروش
reseller
خرده فروش
retail dealer
خرده فروش
retail dealer
جزئی فروش
salability
قابلیت فروش
vendibility
قابلیت فروش
sale commission
کارمزد فروش
sale department
بخش فروش
sale department
قسمت فروش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com