English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
to further sales فروش را بالا بردن
Search result with all words
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
Other Matches
importing بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported بردن محصولات به کشوری برای فروش
import بردن محصولات به کشوری برای فروش
upgrading بالا بردن
lifts بالا بردن
raise of loom بالا بردن
upgrade بالا بردن
tweaks بالا بردن
tweaking بالا بردن
lift بالا بردن
hoist بالا بردن
upped بالا بردن
up بالا بردن
upping بالا بردن
upgrades بالا بردن
jack up بالا بردن
lifted بالا بردن
lifting بالا بردن
rally بالا بردن قی مت
rallies بالا بردن قی مت
hoisted بالا بردن
rallied بالا بردن قی مت
upgraded بالا بردن
hoists بالا بردن
tweaked بالا بردن
elevate بالا بردن
uplift بالا بردن
promoting بالا بردن
promotes بالا بردن
promoted بالا بردن
promote بالا بردن
elevating بالا بردن
elevates بالا بردن
uprear بالا بردن
uplifts بالا بردن
jack بالا بردن
tweak بالا بردن
ante : بالا بردن
raises بالا بردن
upraise بالا بردن
raise بالا بردن
jacks بالا بردن
hoists عمل بالا بردن
casual uplift بالا بردن موقتی
hoists افراشتن بالا بردن
elevations بالا بردن لوله
flag hoist بالا بردن پرچم
elevation بالا بردن لوله
hoist عمل بالا بردن
hoisted افراشتن بالا بردن
hoisted عمل بالا بردن
hoist افراشتن بالا بردن
set sail بالا بردن بادبان
raise بالا بردن دستمزد
raises بالا بردن دستمزد
top-ups بالا بردن بوم جرثقیل
screw up زیاد بالا بردن اجاره
elate بالا بردن محفوظ کردن
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
bilge بالا بردن فشار داخل خن
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
top up بالا بردن بوم جرثقیل
top-up بالا بردن بوم جرثقیل
ramps بالا بردن یاپایین اوردن
ramp بالا بردن یاپایین اوردن
jigging بالا و پایین بردن طعمه در اب
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
equity financing بالا بردن یا ایجاد سرمایه بافروش سهام
skies زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
sky زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
inflating پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
inflates پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
halliard طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
dapping نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
put option خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
customising فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customised فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customises فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizes فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizing فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customize فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customized فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
peripheral slots شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furriers خز فروش پوست فروش
furrier خز فروش پوست فروش
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
turnover فروش
vendition فروش
turnover کل فروش
taverner می فروش
retailer تک فروش
sells فروش
sale فروش
sell فروش
selling فروش
sales فروش
iceman یخ فروش
marketing فروش
offtake فروش
sells به فروش رفتن
fishmongers ماهی فروش
retailer خرده فروش
retailers خرده فروش
wholesaler عمده فروش
wholesalers عمده فروش
selling به فروش رفتن
news vendor روزنامه فروش
news agent روزنامه فروش
money off offer فروش با تخفیف
milk man شیر فروش
merchantable قابل فروش
oligopoly انحصار فروش
sells فروش ومعامله
greengrocer میوه فروش
greengrocer سبزی فروش
selling فروش ومعامله
greengrocers سبزی فروش
greengrocers میوه فروش
tobacconists تنباکو فروش
hatter کلاه فروش
newsman روزنامه فروش
fishmonger ماهی فروش
oilman روغن فروش
marketing بازاریابی و فروش
hucksters دست فروش
sale بازار فروش
sale قابل فروش
dairyman شیر فروش
dairyman لبنیات فروش
dairymen شیر فروش
dairymen لبنیات فروش
pedlar دست فروش
pedlars دست فروش
outlets محل فروش
outlets بازار فروش
pieman کلوچه فروش
perfumer عطر فروش
milkmaid شیرو فروش زن
peltmonger پوست فروش
pedagogical علم فروش
milkmaids شیرو فروش زن
business خرید یا فروش
businesses خرید یا فروش
outlet بازار فروش
outlet محل فروش
huckster دست فروش
pos قط ه فروش الکترونیکی
draper پارچه فروش
milkmen شیر فروش
charwoman زغال فروش
charwomen زغال فروش
marketable قابل فروش
dealing خرید و فروش
optician دوربین فروش
opticians دوربین فروش
confectioner شیرینی فروش
confectioners شیرینی فروش
milkman شیر فروش
jewellers جواهر فروش
draper ماهوت فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com