English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
hard sell فروش ماهرانه
Other Matches
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
aptly ماهرانه
skifully ماهرانه
masterly ماهرانه
proficiently ماهرانه
artfully ماهرانه
handily ماهرانه
adeptly ماهرانه
nattily ماهرانه
skilfully ماهرانه
subtle ماهرانه
subtlest ماهرانه
subtler ماهرانه
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
skillful Šetc با مهارت ماهرانه
workmanly ایستادانه ماهرانه
tactically ماهر ماهرانه
facilely به نرمی ماهرانه
tactical ماهر ماهرانه
artful ماهرانه صنعتی
tactics رهبری ماهرانه
workmanlike استادانه ماهرانه
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
pour it on thick <idiom> ماهرانه چاپلوسی کردن از
finesse ضربه فریف و ماهرانه
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
passes گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
passed گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
pass گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
pase گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
play شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furrier خز فروش پوست فروش
furriers خز فروش پوست فروش
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
offtake فروش
sell فروش
vendition فروش
iceman یخ فروش
taverner می فروش
sells فروش
sale فروش
marketing فروش
turnover کل فروش
sales فروش
selling فروش
retailer تک فروش
turnover فروش
mass market product محصول پر فروش
hosier جوراب فروش
mealman ارد فروش
mealmen ارد فروش
lumberman الوار فروش
lumberman تیر فروش
lumberer الوار فروش
lumberer تیر فروش
linen draper کتان فروش
chandler شمع فروش
killcalf گوشت فروش
jeweler گوهر فروش
cash sale فروش نقدی
hucksterer خرده فروش
cattleman گاو فروش
cheese monger پنیر فروش
iron monger اهن فروش
cheesemonger پنیر فروش
meatman گوشت فروش
booking clerk بلیط فروش
oilman روغن فروش
fripperer کهنه فروش
oligopoly انحصار فروش
fripper کهنه فروش
boneman کهنه فروش
bill of sale سند فروش
pedagogical علم فروش
peltmonger پوست فروش
news vendor روزنامه فروش
news agent روزنامه فروش
bowyer کمان فروش
cash on delivery فروش نقدی
nundination خرید و فروش
mercer پارچه فروش
chemic دارو فروش
buying and selling خرید و فروش
merchantable قابل فروش
milk man شیر فروش
money off offer فروش با تخفیف
bucko خود فروش
perfumer عطر فروش
herborist گیاه فروش
deed of sale سند فروش
direct selling فروش مستقیم
drover گله فروش
duffre دست فروش
cornfactor غله فروش
bill of sale صورت فروش
whippersnappers خود فروش
corn d. غله فروش
corn chandler غله فروش
coster سبزی فروش
dead market بازار کم فروش
credit sale فروش غیرنقدی
credit sale فروش قسطی
credit system فروش اعتباری
crier دست فروش
cutler کارد فروش
credit sale فروش نسیه
costermonger میوه فروش
d. in second hand goods دست فروش
euphuist فصاحت فروش
corn chandler گندم فروش
forced sale فروش قانونی
forced sale فروش اجباری
cloth merchant پارچه فروش
forward sale پیش فروش
forward sales فروش سلف
forward sales پیش فروش
fruiterer میوه فروش
haught جاه فروش
fleshmonger گوشت فروش
drysalter کالباس فروش
contract of sales قرارداد فروش
excise taxes مالیات بر فروش
contract of sale قرارداد فروش
fellmonger پوست فروش
clothier لباس فروش
clothier پوشاک فروش
fellmonger پوستین فروش
fish fag زن ماهی فروش
flesher گوشت فروش
herbist گیاه فروش
pieman کلوچه فروش
wood pavement چوب فروش
antique dealer عتیقه فروش
foreclosure فروش گرویی
sales and marketing [marketing] فروش و بازاریابی
BS صورت فروش
paper boy روزنامه فروش
paper boys روزنامه فروش
salespeople متصدی فروش
salesperson متصدی فروش
salespersons متصدی فروش
sales فروش [اقتصاد]
turnover [British English] فروش [اقتصاد]
sales {pl} مقدار فروش
turn-over مقدار فروش
turnover مقدار فروش
volume of sales مقدار فروش
sales {pl} حجم فروش
turn-over حجم فروش
turnover حجم فروش
newspaperman روزنامه فروش
volume of sales حجم فروش
pride ful جاه فروش
sale price قیمت فروش
slave merchant برده فروش
sale quota سهمیه فروش
sale tax مالیات بر فروش
sales accounting حسابداری فروش
sales agent نماینده فروش
sales analysis تحلیل فروش
sales area بازار فروش
sales area حیطه فروش
sales check صورت فروش
sales contract قرارداد فروش
sale or return فروش یااعاده
sale or return فروش یا عودت
sale on a large scale فروش زیاد
proforma سیاهه فروش
ragman کهنه فروش
reseller خرده فروش
retail dealer خرده فروش
retail dealer جزئی فروش
salability قابلیت فروش
vendibility قابلیت فروش
sale commission کارمزد فروش
sale department بخش فروش
sale department قسمت فروش
sale manager مدیر فروش
sales department قسمت فروش
sales department بخش فروش
selling price قیمت فروش
shopping center مرکز فروش
skinner پوست فروش
slaver برده فروش
slopworker دوخته فروش
soda jerk لیموناد فروش
spot sale فروش نقد
tippler نوشابه فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com