Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
infrasonic frequency
فرکانس مادون صوت
Search result with all words
infrasonic frequency range
ناحیه فرکانس مادون صوت
Other Matches
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
wobbulator
تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
high frequency
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
resonances
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonance
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
frequency division multilexing
مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
superheterodyne
گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
critical frequency
فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
baseband
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
sub
مادون
subordinate
مادون
subordinated
مادون
subordinates
مادون
inferiors
مادون
subjacent
مادون
inferior
مادون
puisne
مادون
subs
مادون
behindhand
مادون
below
مادون
subordinative
مادون
subordinating
مادون
subhuman
مادون انسان
non fatal offences against the person
مادون نفس
subnormal
مادون عادی
infrahuman
مادون انسان
infrared
مادون قرمز
infrasonic
مادون صوت
subjects
تحت مادون
subsonic
مادون صوت
subject
تحت مادون
subjected
تحت مادون
subjecting
تحت مادون
infera red
مادون قرمز
subservient
مادون سودمند
infrasonics
مادون صوت
infrared viewer
دوربین مادون قرمز
infrasonic wave
موج مادون صوت
subnormality
مادون عادی بودن
subalterns
افسر جزء مادون
ultraviolet
اشعه مادون بنفش
subaltern
افسر جزء مادون
subsonic flow
جریان مادون صوت
thermal imagery
عکاسی مادون قرمز
praetor
قاضی یاافسر مادون کنسول
subsonic
مادون سرعت سیر صوت
infrared
وابسته به اشعه مادون قرمز
thermal imagery
عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal crossover
تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
praetorian
وابسته به قدرت قضاوت مادون کنسولی رومی
radiant exposure
وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
infrared resolution
تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
detector
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detectors
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
instantaneous frequency
مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
upwash
حرکت هوا بطرف بالا درجلوی لبه حمله بال مادون صوت که منجر به تولید برامیگردد
sniper scope
دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
infra red link
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
line frequency
فرکانس خط
low frequency
فرکانس کم
frequence
فرکانس
frequencies
فرکانس
frequency
فرکانس
frequency modulated
مدوله فرکانس
frequency mixture
ترکیب فرکانس
frequency mixing
ترکیب فرکانس
frequency medulation
مدولاسیون فرکانس
quenching frequency
فرکانس نوسان
frequency measurement
سنجش فرکانس
frequency modulation
مدولاسیون فرکانس
frequency modulation
تلفیق فرکانس
frequency modulator
مدولاتور فرکانس
frequency multiplication
افزایش فرکانس
low frequency
فرکانس پایین
frequency of infinite attenuation
فرکانس قطب
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
frequency marking
مارکاژ فرکانس
frequency mark
علامت فرکانس
frequency mark
نشانه فرکانس
frequency divider
مقسم فرکانس
line divider
مقسم فرکانس
frequency spectrum
طیف فرکانس
i.f.
فرکانس میانی
frequency doubler
دوبلور فرکانس
frequency doubling
دوبلاژ فرکانس
frequency doubling
دو برابرکردن فرکانس
frequency drift
اختلاف فرکانس
frequency duplicator
دوبلور فرکانس
frequency error
خطای فرکانس
frequency filter
صافی فرکانس
frequency fluctuation
تغییر فرکانس
frequency generator
مولد فرکانس
frequency inversion
برگردان فرکانس
frequency distribution
تقسیم فرکانس
frequency of resonance
فرکانس رزونانس
frequency parameter
پارامتر فرکانس
frequency stability
پایداری فرکانس
intermediate frequency tank circuit
فرکانس میانی
frequency stabilizer
پایدارکننده فرکانس
frequency standard
استاندارد فرکانس
induction frequency converter
مبدل فرکانس
frequency triplication
تریپلاژ فرکانس
frequency tuning
تنظیم فرکانس
intermediate frequency
فرکانس میانی
h.f.
فرکانس بالا
intermediate frequency
فرکانس میانه
industrial frequency
فرکانس صنعتی
input frequency
فرکانس ورودی
input frequency
فرکانس اولیه
high frequency
فرکانس بالا
frequency spectrum
بیناب فرکانس
j band
باند فرکانس
impluse frequency
فرکانس ضربان
frequency plan
طرح فرکانس
idle frequency
فرکانس بی باری
image frequency
فرکانس تصویر
frequency recorder
ثبات فرکانس
frequency recorder
ضباط فرکانس
frequency region
حیطه فرکانس
impluse frequency
فرکانس پالس
frequency regulator
رگولاتور فرکانس
line frequency
فرکانس شبکه
frequency respone
پاسخ فرکانس
p band
باند فرکانس
frequency separation
جداسازی فرکانس
impluse frequency
فرکانس پولز
k band
باند فرکانس
frequency region
ناحیه فرکانس
frequency band
باند فرکانس
measuring frequency
فرکانس سنجش
critical frequency
فرکانس بحرانی
critical frequency
فرکانس مرزی
medium frequency
فرکانس میانه
modulation frequency
فرکانس مدولاسیون
carrier frequency
فرکانس حامل
beat frequency
فرکانس ضربان
beat frequency
فرکانس تداخل
double frequency
فرکانس دوبل
maximum frequency
فرکانس حداکثر
frequency accuracy
دقت فرکانس
frequency analysis
تجزیه فرکانس
frequency analizer
انالیزور فرکانس
frequency domulipliction
تقسیم فرکانس
frequency division
تقسیم فرکانس
frequency alloment
تقسیم فرکانس
frequency determination
تعیین فرکانس
frequency assignment
تعیین فرکانس
frequency allocation
تعیین فرکانس
natural frequency
فرکانس طبیعی
bandwidth
محدودهای از فرکانس ها
frequencies
فرکانس تناوب
radian frequency
فرکانس زاویهای
reed frequency meter
فرکانس مترانبری
telegraphic frequency
فرکانس تلگرافی
telephone frequency
فرکانس صحبت
video frequency
فرکانس ویدئو
x band
باند فرکانس
radio frequency
فرکانس بالا
radio frequency
فرکانس رادیویی
q band
بند فرکانس
nominal frequency
فرکانس نامی
back up frequency
فرکانس کمکی
audio frequency
فرکانس صوتی
audible frequency
فرکانس شنوایی
angular frequency
فرکانس زاویهای
picture frequency
فرکانس تصویر
modulation
نوسان فرکانس
frequency
فرکانس تناوب
frequency constant
ثابت فرکانس
frequency swing
انحراف فرکانس
frequency transformation
تبدیل فرکانس
frequency translation
تبدیل فرکانس
frequency convertor
مبدل فرکانس
frequency correction
تصحیح فرکانس
frequency counter
شمارنده فرکانس
frequency coverage
حیطه فرکانس
frequency demodulator
اشکارساز فرکانس
frequency departure
مسیر فرکانس
frequency departure
انحراف فرکانس
frequency dependant
تابع فرکانس
frequency designation
تعیین فرکانس
frequency deviation
انحراف فرکانس
frequency discrimination
تشخیص فرکانس
frequency distance
فاصله فرکانس
frequency spacing
فاصله فرکانس
frequency conversion
تبدیل فرکانس
frequency control
کنترل فرکانس
mains frequency
فرکانس شبکه
frequency characteristic
منحنی فرکانس
frequency changing
تبدیل فرکانس
frequency comparison
مقایسه فرکانس
frequency changing
تعویض فرکانس
frequency component
اجزای فرکانس
m.f.
فرکانس متوسط
frequency constancy
ثبات فرکانس
frequency check
کنترل فرکانس
frequency changer
مبدل فرکانس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com