English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
escalate فزونی یافتن
escalated فزونی یافتن
escalates فزونی یافتن
escalating فزونی یافتن
Other Matches
amplitude فزونی
congestion فزونی
increase فزونی
increased فزونی
preponderate فزونی
increases فزونی
excess فزونی
excesses فزونی
excess demand فزونی تقاضا
intensity شدت فزونی
hyperesthesia فزونی حساسیت
surplus production فزونی تولید
intension شدت فزونی
hyperglycemia فزونی قند خون
preponderance فزونی سنگین تری
passive trade balance فزونی واردات بر صادرات
extreme دورترین نقطه فزونی
hypertonicity فزونی تونوس عضلانی
propagating گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
detect یافتن
discovers یافتن
detecting یافتن
discovering یافتن
discovered یافتن
discover یافتن
detects یافتن
finds یافتن
find یافتن
detected یافتن
terminated خاتمه یافتن
relax تخفیف یافتن
to be transferred انتقال یافتن
terminates خاتمه یافتن
relaxes تخفیف یافتن
relaxing تخفیف یافتن
dwindle تدریجاکاهش یافتن
transcending برتری یافتن
transcends برتری یافتن
to a greatness بزرگی یافتن
taper off کاهش یافتن
sublate تغییرشکل یافتن
attain دست یافتن
attained دست یافتن
attaining دست یافتن
transcended برتری یافتن
transcend برتری یافتن
dwindled تدریجاکاهش یافتن
dwindles تدریجاکاهش یافتن
dwindling تدریجاکاهش یافتن
deploy گسترش یافتن
to be through فراغت یافتن
deploying گسترش یافتن
deploys گسترش یافتن
to be prolonged امتداد یافتن
attains دست یافتن
to come to know اگاهی یافتن
dominate تفوق یافتن
waned کاهش یافتن
to quit oneself of رهائی یافتن از
ends خاتمه یافتن
wanes کاهش یافتن
to reach for knowledge برای یافتن
waning کاهش یافتن
to pull round بهبودی یافتن
to look oneself again بهبود یافتن
wane کاهش یافتن
to take courage خرات یافتن
learn اگاهی یافتن
learns اگاهی یافتن
accrue افزایش یافتن
accrue گسترش یافتن
accrues افزایش یافتن
accrues گسترش یافتن
accruing افزایش یافتن
accruing گسترش یافتن
to grow better بهبودی یافتن
diminish نقصان یافتن
diminish تقلیل یافتن
to get off رهایی یافتن از
to get fame شهرت یافتن
dominated تفوق یافتن
dominates تفوق یافتن
to gain the upper hand غلبه یافتن
to gain in nealth بهبودی یافتن
terminate خاتمه یافتن
to get ones hand in دست یافتن به
to get rid of رهایی یافتن از
diminishes نقصان یافتن
diminishes تقلیل یافتن
ensure اطمینان یافتن
ensured اطمینان یافتن
ensures اطمینان یافتن
ensuring اطمینان یافتن
insures اطمینان یافتن
insuring اطمینان یافتن
to extricate oneself رهایی یافتن
overcomes غلبه یافتن
luxuriate شکوه یافتن
luxuriated شکوه یافتن
hunt out با جستجو یافتن
luxuriates شکوه یافتن
hold out بسط یافتن
luxuriating شکوه یافتن
get out رهایی یافتن
achieve دست یافتن
achieved دست یافتن
recovers بهبودی یافتن
recovering بهبودی یافتن
recover بهبودی یافتن
overcoming غلبه یافتن
meliorate بهبود یافتن
pick up health بهبود یافتن
look oneself again بهبود یافتن
lay hands on something چیزی را یافتن
diverge انشعاب یافتن
diverged انشعاب یافتن
diverges انشعاب یافتن
immix امیزش یافتن
achieves دست یافتن
achieving دست یافتن
shrinking کاهش یافتن
shrinks کاهش یافتن
tensing تشدید یافتن
tensest تشدید یافتن
scant تخفیف یافتن
tenses تشدید یافتن
tenser تشدید یافتن
outspread گسترش یافتن
tense تشدید یافتن
shrink کاهش یافتن
break out شیوع یافتن
bunchout برامدگی یافتن
end خاتمه یافتن
ended خاتمه یافتن
convect انتقال یافتن
come through وقوع یافتن
come round شفا یافتن
come off وقوع یافتن
come off تحقق یافتن
circumfuse گسترش یافتن
center تمرکز یافتن
tensed تشدید یافتن
overcome غلبه یافتن
expand بسط یافتن
prefers ترجیح یافتن
specialization تخصص یافتن
conquer پیروزی یافتن بر
conquering پیروزی یافتن بر
conquers پیروزی یافتن بر
centralisation مرکزیت یافتن
centralization مرکزیت یافتن
lessen تقلیل یافتن
lessened تقلیل یافتن
preferring ترجیح یافتن
prefer ترجیح یافتن
overpowers استیلا یافتن بر
expanding بسط یافتن
expands بسط یافتن
recvperate بهبودی یافتن
recuperate بهبودی یافتن
recuperated بهبودی یافتن
recuperates بهبودی یافتن
recuperating بهبودی یافتن
overpower استیلا یافتن بر
overpowered استیلا یافتن بر
pull round بهبودی یافتن
lessening تقلیل یافتن
acceded راه یافتن
accedes دست یافتن
accedes راه یافتن
acceding دست یافتن
acceding راه یافتن
overspread بسط یافتن
overmatch تفوق یافتن
overmaster برتری یافتن بر
outreach برتری یافتن
acceded دست یافتن
accede راه یافتن
accede دست یافتن
protend امتداد یافتن
lessens تقلیل یافتن
pickup بهبودی یافتن
perennate دوام یافتن
penetract راه یافتن
alter تغییر یافتن
altered تغییر یافتن
altering تغییر یافتن
alters تغییر یافتن
misalign تغییر یافتن
development تکامل یافتن
to alter [to] تغییر یافتن
decreases کاهش یافتن
decreases نقصان یافتن
decreased کاهش یافتن
decreased نقصان یافتن
over پایان یافتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com