Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
voltage amplification
فزون سازی ولت
Search result with all words
amplification
فزون سازی
gas amplification factor
ضریب فزون سازی گاز
voltage factor
ضریب فزون سازی دو الکترد
Other Matches
trans-
فزون
over graze
فزون چر
amplifiers
فزون ساز
amplifier
فزون ساز
overgrown
فزون رسته
over irrigation
فزون ابیاری
polyuria
فزون ادراری
overactive
فزون کار
overreact
فزون واکنش کردن
overvalues
فزون ارج کردن
class c amplifier
فزون ساز درجه سی
oversell
فزون فروشی کردن
electron multiplier
فزون ساز الکترون
cascode amplifier
فزون ساز کاسکودی
overvaluing
فزون ارج کردن
overreacted
فزون واکنش کردن
hypersexuality
فزون خواهی جنسی
overvalued
فزون ارج کردن
overreacting
فزون واکنش کردن
overreacts
فزون واکنش کردن
overvalue
فزون ارج کردن
oversold
فزون فروشی کردن
oversells
فزون فروشی کردن
overselling
فزون فروشی کردن
class b amplifier
فزون ساز درجه ب
amplifier tube
لامپ فزون ساز
abundancy motive
انگیزه فزون خواهی
sweep amplifier
فزون ساز روبنده
triode amplifier
فزون ساز سه قطبی
cathode follower
فزون ساز کاتدی
self consequence
خود فزون شماری
class a amplifier
فزون ساز درجه ا
class ab amplifier
فزون ساز درجه ا ب
video amplifier
فزون ساز ویدئو
overly
به طور مفرط فزون کارانه
public address amplifier
فزون ساز بلندگوی اجتماعات
power amplifier stage
مرحله فزون ساز توان
modulated amplifier
مرحله فزون ساز تحمیلی
radio frequency amplifier
فزون ساز بسامد رادیویی
microphone pre amplifier
پیش فزون ساز میکروفون
chrominance amplifier
فزون ساز رنگ تابی
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
flood discharge
بده فزون ابی بده سیل
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
compaction
تو پر سازی
idolization
بت سازی
individualizing
تک سازی
bridgework
پل سازی
stylization
مد سازی
flooring
کف سازی
retortion
کج سازی
flection
خم سازی
truncation
بی سر سازی
individualised
تک سازی
padding
له سازی
pavement
کف سازی
individualized
تک سازی
retortion
خم سازی
individualises
تک سازی
individuation
تک سازی
local anasthesia
سر سازی
individualize
تک سازی
individualising
تک سازی
individualization
تک سازی
repk lection
پر سازی
deflexion
خم سازی
bridge building
پل سازی
individualizes
تک سازی
pavements
کف سازی
activation barrier
سد فعال سازی
canalization
کانال سازی
canalization
مجرا سازی
afforestment
جنگل سازی
canalization
ابراه سازی
flatting
تنکه سازی
feminization
مونث سازی
evisceration
تهی سازی
eversion
واژگون سازی
bedevilment
شیطان سازی
calico printing
چیت سازی
calcination
اهک سازی
road construction
جاده سازی
asphalt paving
جاده سازی
atomization
ریز سازی
arrefication
لطیف سازی
beadwork
تسبیح سازی
belittlement
کم ارزش سازی
bellfounding
زنگ سازی
bonification
به سازی محیط
aromatization
عطر سازی
brick works
اجر سازی
arrefication
رقیق سازی
aromatization
معطر سازی
cabinetwork
قفسه سازی
cabinetwork
مبل سازی
anonymization
گمنام سازی
anabiosis
زنده سازی
balladry
تصنیف سازی
road building
جاده سازی
deprival
بی بهره سازی
crystallization
بلور سازی
countersink
خزینه سازی
detersion
پاک سازی
cooperage
پیت سازی
cooperage
چلیک سازی
coordination
هماهنگ سازی
confectionary
شیرینی سازی
conceptualization
مفهوم سازی
die making
حدیده سازی
foliation
برگ سازی
die shop
حدیده سازی
dilution
رقیق سازی
curriery
چرم سازی
dactyliography
نگین سازی
dazzlement
خیره سازی
denudation
برهنه سازی
denaturation
مصنوعی سازی
defeasance
باطل سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
decryption
اشکار سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
debilitation
ناتوان سازی
deallocation
ازاد سازی
deactivation
بی اثر سازی
de escalation
محدود سازی
derichment
رقیق سازی
de energize
بی برق سازی
discolourment
بدرنگ سازی
divestiture
بی بهره سازی
divestiture
برهنه سازی
christianization
عیسوی سازی
channelization
تنگه سازی
channelization
مجرا سازی
channelization
ترعه سازی
ceiling construction
سقف سازی
cavitation
حفره سازی
equality gate
برابر سازی
cartwright's shop
دوچرخه سازی
carnification
گوشت سازی
carcassing
اسکلت سازی
carbonize
کربن سازی
capitalization
سرمایه سازی
capital building
سرمایه سازی
enthralment
بنده سازی
emulsification
امولسیون سازی
emulation
نمونه سازی
divestment
بی بهره سازی
domestication
اهلی سازی
duplexing
مضاعف سازی
dwelling construction
خانه سازی
computer simulation
شبیه سازی
compactions
فشرده سازی
compaction
فشرده سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
coking time
زمان کک سازی
coking period
زمان کک سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
elution
پاکیزه سازی
coaching
اماده سازی
tuning
میزان سازی
overturns
واژگون سازی
overturned
واژگون سازی
overturn
واژگون سازی
illuminations
روشن سازی
illumination
روشن سازی
metabolic
سوخت و سازی
secretion
پنهان سازی
synchronizing
همزمان سازی
integration
مجتمع سازی
cooling
خنک سازی
conditioning
شایسته سازی
stacking
پشته سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com