Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
constriction
فشار تنگ شدگی
constrictions
فشار تنگ شدگی
Other Matches
gelation
بسته شدگی سفت شدگی
imminution
کم شدگی باریک شدگی
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
bottling
نخ شدگی
geniculation
خم شدگی
dostortion
کج شدگی
depression
کم شدگی
depressions
کم شدگی
neck
نخ شدگی
necks
نخ شدگی
the mast has raked
کج شدگی
erection
شق شدگی
embeddeness
حک شدگی
erections
شق شدگی
locking
قفل شدگی
depressions
گود شدگی
polarization
قطبی شدگی
blotting
پاک شدگی
blotted
پاک شدگی
blot
پاک شدگی
strobilation
باریک شدگی
intensification
افزون شدگی
translocation
جابجا شدگی
acetification
ترش شدگی
turn over
واژگون شدگی
incalescence
گرم شدگی
invagination
غلاف شدگی
depression
گود شدگی
tight coupling
جفت شدگی
shrinkage
چروک شدگی
sprain
رگ برگ شدگی
hardening
سفت شدگی
liquescence
مایع شدگی
lateral yield
له شدگی جانبی
shortening
کوتاه شدگی
spraining
رگ برگ شدگی
congestion
جمع شدگی
sprains
رگ برگ شدگی
petrification
سنگ شدگی
sprained
رگ برگ شدگی
smelting
ذوب شدگی
scleriasis
سفت شدگی
expulsion
بیرون شدگی
expulsions
بیرون شدگی
leakage
فاش شدگی
leakages
فاش شدگی
recvrvature
دولا شدگی
purler
پرت شدگی از سر
pulverization
خرد شدگی
puchery
جمع شدگی
contraction
جمع شدگی
contractions
جمع شدگی
dispersion
پخش شدگی
scarlet
سرخ شدگی
acceptability
قبول شدگی
coupling
جفت شدگی
choking
اب بند شدگی
removal
جدا شدگی
necking
باریک شدگی
damnation
لعنت شدگی
elongation
دراز شدگی
nigrescence
سیاه شدگی
occlusion
بسته شدگی
occlusion
جفت شدگی
pairing
جفت شدگی
paralysation
فلج شدگی
petrifaction
سنگ شدگی
puckers
جمع شدگی
puckering
جمع شدگی
puckered
جمع شدگی
pucker
جمع شدگی
hybridization
هیبرید شدگی
fading
محو شدگی
diffusion
پخش شدگی
offsetting
دوخم شدگی
comminution
خرد شدگی
encrustations
دلمه شدگی
encrustation
دلمه شدگی
diminution
کم شدگی تحقیر
sclerosis
سخت شدگی
desuetude
موقوف شدگی
erasure
پاک شدگی
gelidity
بسته شدگی
gasification
تبخیر شدگی
eviration
هذیان زن شدگی
bronchocele
بزرگ شدگی
expunction
پاک شدگی
expurgation
پاک شدگی
dilution
رقیق شدگی
flagginess
ول شدگی اویختگی
flocculence
قلنبه شدگی
detruncation
کوتاه شدگی
carburization
پودر شدگی
crookedness
انحناء و کج شدگی
fixedness
تثبیت شدگی
blots
پاک شدگی
conglomeration
گلوه شدگی
conglomerations
گلوه شدگی
offset
دوخم شدگی
coagulation
دلمه شدگی
distotion factor
ضریب کج شدگی
homogenization
هم جنس شدگی
narrowing
تنگ شدگی
concretion
سفت شدگی
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
maladies
فاسد شدگی بیماری
hepatization
سفت شدگی بافته
malady
فاسد شدگی بیماری
erethism
تحریک شدگی زیاد
encephalomalacia
نرم شدگی مغز
malposition
جابجا شدگی جنین
erasure
حک جای پاک شدگی
edge triggered
با رها شدگی لبهای
shrinkage stress
خستگی جمع شدگی
disseisin
محروم شدگی ازتصرف
shrinkage coefficient
ضریب جمع شدگی
condensation
جمع شدگی تکاثف
sclerosis
سفت شدگی بافتها
diffraction broadening
پهن شدگی پراشی
breaking
پاره گی قطع شدگی
delusion of control
هذیان کنترل شدگی
degree of shrinkage
ضریب جمع شدگی
yielding
تسلیم شدگی فلز
hyperostosis
کلفت شدگی استخوان
accru
اجتماع فراهم شدگی
digression
پرت شدگی ازموضوع
scleroma
سفت شدگی بافتها
shrinkage
وابست جمع شدگی
shrink
انقباض چوروک شدگی
shrinking
انقباض چوروک شدگی
depression
گود شدگی فرودافت
supersession
جانشینی لغو شدگی
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
shrinks
انقباض چوروک شدگی
scloroderma
سفت شدگی پوست
depressions
گود شدگی فرودافت
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
coupling
جفت شدگی اتصال درگیری
scrappiness
اوراق شدگی ستیزه جویی
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
dc coupling
جفت شدگی جریان مستقیم
enlarged tonsils
بزرگ شدگی لوزه ها
[پزشکی]
depigmentation
بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
dipole dipole coupling
جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
scoliosis
کج شدگی تیره پشت ازپهلو
shrinkage prevention
وسیله جلوگیری از جمع شدگی
strobilization
تشکیل رشته باریک شدگی
incarcerated hernia
جمع شدگی کیسه فتق
domesticity
زندگانی خانگی رام شدگی
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
senile keratosis
کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
individuation
تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
hydrargyia or rism
مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
budding
تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
couplement
عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
ice push
فشار یخ
sense of pressure
حس فشار
line of thrust
خط فشار
isopiestic
هم فشار
back pressure
پی فشار
isobare
هم فشار
hydraulic pressure
فشار اب
back iron
بن فشار
barometric pressure
فشار جو
distraint
فشار
bunt
فشار با سر
thrusting
فشار
thrusts
فشار
pressing
فشار
pressor
فشار زا
low pressure
فشار کم
atmospheric pressure
فشار جو
pressure curve
خم فشار
fantod
فشار
weight
فشار
pressure sense
حس فشار
thrust
فشار
tensions
فشار
total pressure
فشار کل
tension
فشار
compression
فشار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com