English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
photoflash فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
Other Matches
imagery sortie پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
ammunition chest شانه فشنگ قلاب نوار فشنگ
spectrozonal photography عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
continuous strip imagery عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
cartouche فشنگ
shell فشنگ
shells فشنگ
cartridge فشنگ
cartridges فشنگ
ejector فشنگ کش
extractor فشنگ کش
extractors فشنگ کش
cartouch فشنگ
loads فشنگ
load فشنگ
roundest فشنگ
bullets فشنگ
round فشنگ
shelling فشنگ
bullet فشنگ
ammunition belt نوار فشنگ
bullet گلوله فشنگ
shells پوکه فشنگ
shot maker فشنگ ساز
clips شانه فشنگ
bandoleer جای فشنگ
bullets گلوله فشنگ
ball ammunition فشنگ مانوری
shell پوکه فشنگ
bandolier جای فشنگ
blank cartridge فشنگ بی گلوله
cartridge box خشاب فشنگ
Load the gun. تفنگ را پر از فشنگ کن
extractors فشنگ پران
fire extinguisher فشنگ ضداتش
fire extinguishers فشنگ ضداتش
necks خزانه فشنگ
neck خزانه فشنگ
magazine خزانه فشنگ
chambers فشنگ خوریاخزانه
chamber فشنگ خوریاخزانه
magazines خزانه فشنگ
shelling پوکه فشنگ
wadcutter فشنگ سرپهن
extractor فشنگ پران
fuse link فشنگ فیوز
clippings شانه فشنگ
cartridge belt نوار فشنگ
cook off گل کردن فشنگ
link belt نوار فشنگ
dummy cartridge فشنگ مشقی
dummy cartridge فشنگ اموزشی
ejector فشنگ پران
lived فشنگ جنگی
live فشنگ جنگی
complete sound فشنگ کامل
fixed round فشنگ کامل
fixed round فشنگ ثابت
case shot جای فشنگ
load فشنگ گذاری
fuse cartridge فشنگ فیوز
clipped شانه فشنگ
cartridge case پوکه فشنگ
clip شانه فشنگ
cartridge box جعبه فشنگ
loads فشنگ گذاری
magazines مخزن فشنگ خشاب
leader فشنگ راهنمای پیچی
triggered پرتاب کردن فشنگ
trigger پرتاب کردن فشنگ
magazine مخزن فشنگ خشاب
chambers خزانه فشنگ در اسلحه
chamber خزانه فشنگ در اسلحه
triggers پرتاب کردن فشنگ
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
leaders فشنگ راهنمای پیچی
dud فشنگ اتش نشو
mandrel قالب پوکه فشنگ
e.c. bland fire تیر یا فشنگ مانوری
photogeny عکاسی
photography عکاسی
distance wadding بوش داخل پوکه فشنگ
feed belt نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
link belt نوار حلقهای جداشونده فشنگ
responder ماده اصلی خرج فشنگ
thirty thirty تفنگ با فشنگ کالیبر 03 باباروت 03
wildcats فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
wildcat فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
clippings شانه فشنگ گیره کاغذ
clipped شانه فشنگ گیره کاغذ
clip شانه فشنگ گیره کاغذ
link حلقه زنجیر نوار فشنگ
clips شانه فشنگ گیره کاغذ
photographic strip باند عکاسی
photographic strip نوار عکاسی
line of collimation خط محور عکاسی
photoionization یونش عکاسی
imagery عکاسی هوایی
photographic وابسته به عکاسی
faxes عکاسی رادیویی
photographic scale مقیاس عکاسی
fax عکاسی رادیویی
radiophoto عکاسی رادیویی
phototelegraphy عکاسی رادیویی
faxed عکاسی رادیویی
photochromy عکاسی رنگی
dark room تاریکخانه عکاسی
faxing عکاسی رادیویی
photographic chemistry شیمی عکاسی
brownies یکجوردوربین عکاسی
facsimile عکاسی رادیویی
flashes فلاش عکاسی
heliochrome عکاسی رنگی
telephoto عکاسی رادیویی
telephotography عکاسی رادیویی
flash photography عکاسی شب بابرق
photography لوازم عکاسی
flashlight لامپ عکاسی
flashlights لامپ عکاسی
facsimiles عکاسی رادیویی
filmed فیلم عکاسی
brownie یکجوردوربین عکاسی
kodak دوربین عکاسی
aerial photography عکاسی هوائی
photographic accessories لوازم عکاسی
flashed فلاش عکاسی
wirephoto عکاسی رادیویی
flash فلاش عکاسی
shutterbug عاشق عکاسی
film فیلم عکاسی
photographic fixing ثبوت عکاسی
cylinders فشنگ خور استوانهای هفت تیر
cylinder فشنگ خور استوانهای هفت تیر
self loading فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
to zip مانند فشنگ رفتن [اصطلاح روزمره]
chassepot نوعی تفنگ که فشنگ اتش زادارد
negative photo plane افق شیشه عکاسی
iris دیافراگم [دوربین عکاسی]
image format اندازه شیشه عکاسی
(iris) diaphragm دیافراگم [دوربین عکاسی]
image format اندازه فیلم عکاسی
telephotography عکاسی از راه دور
heliocheomy عکاسی بارنگ طبیعی
to print out چاپ کردن در عکاسی
isocentre خط المرکزین دوربین عکاسی
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
photographically از روی علم عکاسی
thermal imagery عکاسی مادون قرمز
exposure scale جدول پرتوگیری [عکاسی]
safelight چراغ تاریکخانه عکاسی
fan cameras دوربینهای عکاسی منظرهای
dicing photography عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
exposure station ایستگاه عکاسی هوایی
bombardment photography عکاسی از بمباران هوایی
camera axis محور دوربین عکاسی
vidicon لوله دوربین عکاسی
cameras دوربین یا جعبه عکاسی
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
fixer دوای ثبوت عکاسی
flash bulb فلاش دوربین عکاسی
flash lamp لامپ پر نور عکاسی
camera nadir محورلولایی دوربین عکاسی
camera دوربین یا جعبه عکاسی
photomap نقشه برداری بوسیله عکاسی
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
photoengraving گراور سازی بوسیله عکاسی
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
flashbulb لامپ پرنور فلاش عکاسی
folded optics وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
flashbulbs لامپ پرنور فلاش عکاسی
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
imagery شبیه سازی عکاسی کردن
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
center fire اتش درنتیجه ضربه سوزن یاچخماق به مرکز فشنگ
short round فشنگ لق یا اسیب دیده گلولهای که کوتاه خورده باشد
thermal crossover تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
time exposure مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
photogravure گراور سازی از روی شیشه عکاسی
telecamera دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
sortie plot شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
ground position نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
sonne photography روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
canadian , grid سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
panoramic دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
infrared resolution تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com