English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
vinous eloquence فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
Other Matches
to drink wine می خوردن شراب خوردن
surging تکان خوردن لغزش پیدا کردن
wine palm هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
clogged ink jet nozzles اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود
kentish rag یکجورسنگ اهک سخت که درkent پیدا میشود
rigor mortis جمود نعشی که 6 تا 01ساعت پس از مرگ پیدا میشود
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
logoriph یکجور جدول معمایی که باقلب حروف پیدا میشود
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
issue of law نکتع موضوع بحث که درتطبیق قانون پیدا میشود
it is of a wide distribution در خیلی جاها پیدا میشود بسیار فراوان است
keloid or cheloid یکجو ربرامدگی درپوست که درجای اسیب دیده پیدا میشود
subroutine کد زیر تابع که در حافظه پس از پیدا شدن دستور فراخوانی کپی میشود
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
leg before ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
wineglass لیوان شراب پیمانه شراب
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
swag تاب خوردن تلوتلو خوردن بنوسان دراوردن
to play a good knife and fork ازروی اشتهاخوراک خوردن خوب چیز خوردن
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
tumble غلت خوردن معلق خوردن
trip لغزش خوردن سکندری خوردن
tripped لغزش خوردن سکندری خوردن
tumbles غلت خوردن معلق خوردن
trips لغزش خوردن سکندری خوردن
tumbled غلت خوردن معلق خوردن
grog دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
bacchus شراب
the juice of the grape شراب
viniferous شراب زا
wine شراب
wines شراب
decants ریختن شراب
fortified wine شراب قوی
viticulturist شراب ساز
wino معتاد به شراب
wineskin مشک شراب
vinal بشکل شراب
wine cellar شراب دخمه
fortified wines شراب قوی
winegrower شراب ساز
winebibber شراب خور
cider شراب سیب
wine شراب نوشیدن
wines شراب نوشیدن
wine cellar انبار شراب
oenologist شراب شناس
guzzler شراب خور
oenomel شراب عسلی
pottle رطل شراب
wineglass جام شراب
wine maker شراب ریز
binge شراب خواری
riesling شراب سفید
grcen wine شراب نارس
ustulation سوزاندن شراب
grcen wine شراب تازه
it is a racy wine شراب رادارد
grail جام شراب
rhenish wine شراب اسمانی
enology شراب شناسی
binges شراب خواری
cochineal قرمز شراب کش
filtrate شراب ناب
vermt شراب افسنطین
viniferous دارای شراب
decanting ریختن شراب
decant ریختن شراب
viniculture شراب سازی
decanted ریختن شراب
vinous flavour طعم شراب
fiasco ناکامی بطری شراب
enology مبحث شراب شناسی
fiascos ناکامی بطری شراب
gladstone نوعی شراب ارزان
goblets گیلاس شراب تکه
vintnery عمده فروشی شراب
vintners عمده فروش شراب
frutex شراب شربت الکلی
winepress خمره شراب سازی
wineshop مغازه شراب فروشی
chalice گیلاس شراب [در مراسم]
goblet گیلاس شراب [در مراسم]
wineglasful گیلاس شراب خوری
vintner عمده فروش شراب
argol دردشراب .ته نشین شراب
jeroboam جام شراب بزرگ
chianti نوعی شراب قرمز
maderia شراب محصول مادریا
claret نوعی شراب قرمز
cellar جای شراب انداختن
cellars جای شراب انداختن
vermouths شراب شیرین افسنطین
scuppernong شراب انگور مشک
viniculture پرورش انگور شراب
gill پیمانهای برای شراب
fortified wine شراب تقویت شده
clarets نوعی شراب قرمز
vermouth شراب شیرین افسنطین
vinifacteur اسباب شراب سازی
bacchus رب النوع شراب و باده
chablis نوعی شراب سفید
loading امیختن موادخارجی به شراب
fortified wines شراب تقویت شده
goblet گیلاس شراب تکه
vinic مربوط به شراب یا الکل
malmsey شراب شیرین قبرس
straw wine شراب شیرین کشمش
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
perfoliate درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averages متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traced نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traces نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
loads برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
sack شراب سفید پرالکل وتلخ
to lay down wine شراب را انبار کردن یا جادادن
sacked شراب سفید پرالکل وتلخ
sherry شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
port شراب شیرین بارگیری کردن
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
gourmet خبره خوراک شراب شناس
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
libation تقدیم شراب به حضور خدایان
libation نوشابه پاشی نوشیدن شراب
vinometer الت سنجش الکل شراب
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
libations نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libations تقدیم شراب به حضور خدایان
sherris شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
amontillado نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
crust of wine جرم شراب در روی شیشه
sacks شراب سفید پرالکل وتلخ
gourmets خبره خوراک شراب شناس
sherries شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
softer دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummy متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softest دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
soft دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
town fog نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
throughput نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
master و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
masters و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
second که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
tents اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
dionysus >دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
tent اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
nectar شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine cooler هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
tartarous دردی شکل مشتق از درده شراب
punched مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punches مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
wine taster جام شراب مخصوص نمونه گیری
birl شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
punch مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
faxing کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
workgroup خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxed کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
horned scully مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
taster کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
tasters کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
daiquiri مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
bacchic ornament [وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
lord's table میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
standards نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
auto کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standard نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
autos کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
viticulture صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
tokay انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
The milk [the wine] has already turned [gone off] . شیر [شراب] پیش از این بریده شده است.
canary رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
canaries رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
When drink enters, wisdom departs. <proverb> آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com