English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
Other Matches
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
mezzanine space فضای مخصوص گردش هوادر بالای سقف انبار
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
nonwarehouse انبار خشک روباز
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
investment castings قطعات ریخته گی بسته
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
fill رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
fills رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
stockpile پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
bulk cargo کالای بسته بندی نشده
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
enumerated type فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
smithereens قطعات
stock number شماره فنی انبار شماره انبار
custodial record پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
shatters قطعات شکسته
web stiffeners قطعات تقویتی
parts list لیست قطعات
shatter قطعات شکسته
shell fragments قطعات گلوله
parts قطعات یدکی
parts list فهرست قطعات
parts peculiar قطعات مخصوص
trilcgy یا قطعات سه گانه
spare parts قطعات یدکی
repair parts قطعات یدکی
parts peculiar قطعات اختصاصی
analecta قطعات ادبی
end product مجموعه قطعات
chrestomathy قطعات برگزیده
chrestomathy قطعات منتخب
component drawing رسم قطعات
chosen fragments قطعات گزیده
main members قطعات اصلی
table of replaceable partes فهرست قطعات
common parts قطعات عمومی
chosen fragments قطعات منتخبه
common hardware قطعات عمومی
bill of material صورت قطعات
staff section قطعات سمبه
cable accessory قطعات کابل
flinders قطعات شکسته
common items قطعات عمومی
assembles سوار کردن قطعات
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
rebuild نوسازی کردن قطعات
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
renovation تجدید قطعات کردن
nomenclature نام گذاری قطعات
rebuilds نوسازی کردن قطعات
bitty متشکل از قطعات ریز
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
assemble سوار کردن قطعات
assembled سوار کردن قطعات
object assembly test ازمون الحاق قطعات
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list لیست قطعات مجاز
analects قطعات ادبی منتخبات
common parts قطعات یدکی عمومی
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
fragments قطعات متلاشی خردکردن
fragment قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvage پیاده کردن کامل قطعات
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
weldment قطعات بهم جوش خورده
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
salvages پیاده کردن کامل قطعات
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
match mark جفتن و جور کردن قطعات
shed space فضای بسته چند تونله محوطه چند تونله
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
clapboard قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed ناف روی قطعات ریختگی قوز
boss ناف روی قطعات ریختگی قوز
clapboards قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
piece mark شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
backlash خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
images [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
breakdown drawing رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
tessera قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک
cirrocumulus قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
image [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
fishplate قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
Theres many a good tune played on an old fiddle. <proverb> یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
alodine نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
track bolt پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
set forward جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
depot انبار
depots انبار
reservoirs انبار
stocked انبار
rooms انبار
stock انبار
reservoirs اب انبار
warehouse انبار
storehouses انبار
stockroom انبار
stockrooms انبار
water storage tank اب انبار
water reservoir اب انبار
entrepot انبار
storehouse انبار
reservedness انبار
room انبار
tower silo انبار
cisterns اب انبار
repositories انبار
repository انبار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com