Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (14 milliseconds)
English
Persian
campus
فضای باز
campuses
فضای باز
open
فضای باز
opened
فضای باز
opens
فضای باز
Search result with all words
marquee
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
marquees
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
haze
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
field
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
deposit
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
deposits
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
expansion
افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
demand
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demanded
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demands
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
leading
فضای بین خط وط متن چاپ شده یا نمایش داده شده
region
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
region
فضای مخصوص حافظه یا برنامه یا صفحه نمایش
regions
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
regions
فضای مخصوص حافظه یا برنامه یا صفحه نمایش
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
list
لیستی که فضای خالی برای رکوردهای جدید در ساختارش ندارد
list
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
free
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freed
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freeing
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
frees
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
manager
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
managers
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
desktop
در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
atmosphere
فضای اطراف هرجسمی
atmospheres
فضای اطراف هرجسمی
swap
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
string
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
volume
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volumes
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
erase
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erased
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erases
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erasing
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
allocation
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
allocations
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
pitch
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
pitches
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
flow
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flowed
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flows
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
pack
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
packs
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
partition
فضای دیسک سخت که به عنوان درایو منط ق به کار می رود و به صورت درایو جداگانهای قابل دستیابی است
partitions
فضای دیسک سخت که به عنوان درایو منط ق به کار می رود و به صورت درایو جداگانهای قابل دستیابی است
area
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
area
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
area
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
areas
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
clearance
فضای بیکار
clearance
فضای بازی
clearance
هوا فضای خالی فاصله
scanner
فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
scanners
فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
linear
لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
overlay
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlaying
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlays
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
highest
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
highs
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
void
فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
void
فضای خالی
statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statements
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
clipboard
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
clipboards
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
blank
سفید فضای خالی
blankest
سفید فضای خالی
aerospace
فضای ماوراء جو
aerospace
فضای هوایی
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
space
فضای خالی
space
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
space
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
space
فضای خالی بین حروف یا خط ها
spaces
فضای خالی
spaces
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
spaces
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
spaces
فضای خالی بین حروف یا خط ها
mailbox
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailboxes
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
register
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registering
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registers
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
common
فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
Other Matches
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
vacuity
فضای خالی
deep space
فضای سه بعدی
psychological space
فضای روانی
eucleadian space
فضای اقلیدسی
out of doors
فضای ازاد
phase space
فضای فازی
expanse
فضای زیاد
cylinder capacity
فضای سیلندر
danger space
فضای خطرناک
dead space
فضای مرده
dead space
فضای راکد
masks
پوشاندن فضای
subspace
فضای فرعی
mask
پوشاندن فضای
expanses
فضای زیاد
phase space
فضای فاز
floorage
فضای صحن
open area
فضای ازاد
vacuums
فضای تهی
vacuuming
فضای تهی
floor space
فضای اشکوب
vacuumed
فضای تهی
vacuum
فضای تهی
lacuna
فضای خالی
life space
فضای زیست
image space
فضای تصویر
hollow space
فضای توخالی
fornix
فضای مجوف
out of door
فضای ازاد
free space
فضای ازاد
free space
فضای خالی
gross space
فضای کلی
lebensraum
فضای حیاتی
work space
فضای دایر
cavity
فضای خالی
cavities
فضای مجوف
biosphere
فضای زیست
cavities
فضای خالی
bad break
فضای خالی
atmospheric environement
فضای جوی
reflector space
فضای بازتابی
cavity
فضای مجوف
workspace
فضای کاری
acceleration space
فضای شتاب
airspace
فضای هوایی
covered space
فضای پوشیده
covered space
فضای سر پوشیده
coordination sphere
فضای کوئوردیناسیون
boot
فضای ترانک
cellarage
فضای زیرزمین
perimeter
فضای احاطه کننده
hair space
فضای باریکی درچاپ
margin
زمان یا فضای اضافی
margins
زمان یا فضای اضافی
inane
چرند فضای نامحدود
glades
فضای میان جنگل
glade
فضای میان جنگل
interstaller space
فضای بین- ستارهای
danger space
فضای هوایی خطرناک
furnace room
فضای داخل کوره
address apace
فضای آدرس دهی
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
cathode glow
فضای روشن کاتد
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
fanfares
نمایش در فضای باز
fanfare
نمایش در فضای باز
drift space
فضای تبدیل تحمیل
catcher space
فضای اوسیلاسیون زای
buncher space
فضای تحمیل سرعتی
perimeters
فضای احاطه کننده
aston dark space
فضای تاریک استن
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
floor space occupied
فضای مورد نیاز
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
foresheets
فضای جلوی قایق
anode dark space
فضای تاریک اند
airspace control
کنترل فضای هوایی
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
payload space
فضای بار مفید
perspective space
نمایش فضای سه بعدی
phase space cell
پیل فضای فاز
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
linear space
فضای خطی
[ریاضی]
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
Euclidean space
فضای اقلیدسی
[ریاضی]
the infinite space
فضای بیکران لاینتاهی
to close airspace
محصورکردن فضای هوایی
landscape garden
طراحی فضای سبز
linear space
فضای برداری
[ریاضی]
airspace
[over a country]
فضای هوایی
[در کشوری]
metric space
فضای متری
[ریاضی]
trough of the sea
فضای میان دو موج
metric space
فضای متریک
[ریاضی]
topological space
فضای توپولوژیک
[ریاضی]
memory address space
فضای نشانی حافظه
loading space
فضای قابل بارگیری
runout
فضای عمل یک سیستم
open cut
حفاری در فضای باز
compacted
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
air-hole
[تهویه فضای خالی سرداب]
pre-Hilbert space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
bossing
[فضای خالی زیر پنجره]
airspace control
کنترل کردن فضای هوایی
compact
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacting
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
to close airspace
مسدود کردن فضای هوایی
controlled airspace
فضای هوایی کنترل شده
inner product space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
three-dimensional space
فضای سه بعدی
[ریاضی]
[فیزیک]
cod
فضای داخل خلیج یادریاچه
compacts
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
fifo
فضای ذخیره سازی موقت
frame
و مرز اطراف فضای پنجره
broadcast
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
broadcasts
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
deep space
فضای خارج از منضومه شمسی
dead space
زاویه بیروح فضای کور
hyphenated
نوشته شده با فضای خالی
space above property
فضای قسمت بالای ملک
user area
فضای مخصوص استفاده کننده
it takes much room
فضای زیادی را اشغال میکند
outer space
فضای خارج از هوا یا جوزمین
caret
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
low memory
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
road space
فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
double vault
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
capacities
فضای فراهم برای ذخیره سازی
capacity
فضای فراهم برای ذخیره سازی
gap
فضای بین دادههای ذخیره شده
inputted
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
gaps
فضای بین دادههای ذخیره شده
claustrophobia
مرض ترس از فضای تنگ ومحصور
storage
چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
plenums
فضای اشغال شده بوسیله ماده
marks
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
plenum
فضای اشغال شده بوسیله ماده
zaps
حذف داده موجود در فضای کاری
zapping
حذف داده موجود در فضای کاری
zapped
حذف داده موجود در فضای کاری
mark
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
zap
حذف داده موجود در فضای کاری
input
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
annulus
فضای بین دوایر متحد المرکز
fills
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
fogging
برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
fill
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
operand
فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
immediate
فضای حافظه اصلی و سریع در کامپیوتر
control zone
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
land scaping
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
agora
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
landing zone
فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
worked
فضای حافظه که اپراتور اشغال کرده است
work
فضای حافظه که اپراتور اشغال کرده است
quadding
درج فضای خالی در متن برای پر کردن خط
compress
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
gaps
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
gap
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
compacting
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
space heater
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
to occupy much space
فضای زیادی را اشغال کردن زیاد جا بردن
break
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
virtual
آدرس مربوط به فضای ذخیره سازی مجازی
compacts
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compacted
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compact
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
margin
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margins
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
breaks
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
storage
فضای لازم برای ذخیره سازی داده
gutters
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
scabbing
بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
ante-choir
[فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
dense index
لیستی که فضای خالی برای رکودهای جدید ندارد
IAS
فضای حافظه اصلی با سرعت بالا در سیتم کامپیوتری
gap
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
broken stowage
فضای خالی اطراف امادها وبارها در داخل کشتی
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
mezzanine space
فضای مخصوص گردش هوادر بالای سقف انبار
cpi
تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد
gutter
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
content addressable addressing
پردازندهای که از فضای ذخیره سازی انجمنی استفاده میکند
gaps
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
drum
نوع اولیه فضای ذخیره سازی مغناطیسی کامپیوتر
intermediate
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
emptier
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptiest
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
dotting
فضای بین دو پیکسل مجاور روی صفحه نمایش
dot
فضای بین دو پیکسل مجاور روی صفحه نمایش
normal
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
drummed
نوع اولیه فضای ذخیره سازی مغناطیسی کامپیوتر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com