Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hollow space
فضای توخالی
Other Matches
buncombe
توخالی
hollow dam
سد توخالی
blankest
توخالی
blank
توخالی
gashing
توخالی
gash
توخالی
cannulated
توخالی
cannulate
توخالی
bunkum
توخالی
gashed
توخالی
gashes
توخالی
hollows
توخالی
hollow
توخالی
tubular axle
محور توخالی
quill
ساقه توخالی پر
shingle roof
سقف توخالی
poppycock
حرف توخالی
hollow shaft
محور توخالی
quills
ساقه توخالی پر
filter blocks
اجر توخالی
perforated brick
اجر توخالی
puff paste
ادم توخالی
bosh
حرف توخالی
pipe
ساقه توخالی گیاه نی زدن
piped
ساقه توخالی گیاه نی زدن
debunk
توخالی بودن چیزی را نشان دادن
bunks
حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
bunk
حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
bushes
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bush
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
sponson
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
helmzhold resonator
محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
mask
پوشاندن فضای
expanses
فضای زیاد
expanse
فضای زیاد
vacuum
فضای تهی
cavities
فضای خالی
masks
پوشاندن فضای
campus
فضای باز
campuses
فضای باز
vacuumed
فضای تهی
biosphere
فضای زیست
boot
فضای ترانک
cavities
فضای مجوف
cavity
فضای خالی
cavity
فضای مجوف
open
فضای باز
opened
فضای باز
opens
فضای باز
vacuums
فضای تهی
vacuuming
فضای تهی
out of doors
فضای ازاد
airspace
فضای هوایی
gross space
فضای کلی
image space
فضای تصویر
lacuna
فضای خالی
lebensraum
فضای حیاتی
life space
فضای زیست
open area
فضای ازاد
out of door
فضای ازاد
phase space
فضای فاز
phase space
فضای فازی
psychological space
فضای روانی
reflector space
فضای بازتابی
subspace
فضای فرعی
vacuity
فضای خالی
work space
فضای دایر
workspace
فضای کاری
free space
فضای خالی
fornix
فضای مجوف
acceleration space
فضای شتاب
atmospheric environement
فضای جوی
bad break
فضای خالی
cellarage
فضای زیرزمین
coordination sphere
فضای کوئوردیناسیون
covered space
فضای سر پوشیده
covered space
فضای پوشیده
cylinder capacity
فضای سیلندر
danger space
فضای خطرناک
dead space
فضای مرده
dead space
فضای راکد
deep space
فضای سه بعدی
eucleadian space
فضای اقلیدسی
floor space
فضای اشکوب
floorage
فضای صحن
clearance
فضای بیکار
void
فضای خالی
aerospace
فضای ماوراء جو
aerospace
فضای هوایی
free space
فضای ازاد
clearance
فضای بازی
space
فضای خالی
spaces
فضای خالی
open cut
حفاری در فضای باز
memory address space
فضای نشانی حافظه
aston dark space
فضای تاریک استن
payload space
فضای بار مفید
perspective space
نمایش فضای سه بعدی
phase space cell
پیل فضای فاز
trough of the sea
فضای میان دو موج
blankest
سفید فضای خالی
anode dark space
فضای تاریک اند
the infinite space
فضای بیکران لاینتاهی
airspace control
کنترل فضای هوایی
fanfares
نمایش در فضای باز
loading space
فضای قابل بارگیری
buncher space
فضای تحمیل سرعتی
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
drift space
فضای تبدیل تحمیل
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
floor space occupied
فضای مورد نیاز
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
foresheets
فضای جلوی قایق
atmospheres
فضای اطراف هرجسمی
atmosphere
فضای اطراف هرجسمی
furnace room
فضای داخل کوره
hair space
فضای باریکی درچاپ
cathode glow
فضای روشن کاتد
interstaller space
فضای بین- ستارهای
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
catcher space
فضای اوسیلاسیون زای
runout
فضای عمل یک سیستم
fanfare
نمایش در فضای باز
topological space
فضای توپولوژیک
[ریاضی]
glade
فضای میان جنگل
margin
زمان یا فضای اضافی
margins
زمان یا فضای اضافی
danger space
فضای هوایی خطرناک
landscape garden
طراحی فضای سبز
airspace
[over a country]
فضای هوایی
[در کشوری]
linear space
فضای برداری
[ریاضی]
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
to close airspace
محصورکردن فضای هوایی
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
linear space
فضای خطی
[ریاضی]
metric space
فضای متریک
[ریاضی]
perimeters
فضای احاطه کننده
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
perimeter
فضای احاطه کننده
address apace
فضای آدرس دهی
inane
چرند فضای نامحدود
Euclidean space
فضای اقلیدسی
[ریاضی]
glades
فضای میان جنگل
metric space
فضای متری
[ریاضی]
blank
سفید فضای خالی
controlled airspace
فضای هوایی کنترل شده
airspace control
کنترل کردن فضای هوایی
hyphenated
نوشته شده با فضای خالی
clearance
هوا فضای خالی فاصله
outer space
فضای خارج از هوا یا جوزمین
cod
فضای داخل خلیج یادریاچه
frame
و مرز اطراف فضای پنجره
caret
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
it takes much room
فضای زیادی را اشغال میکند
to close airspace
مسدود کردن فضای هوایی
user area
فضای مخصوص استفاده کننده
broadcasts
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
broadcast
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
three-dimensional space
فضای سه بعدی
[ریاضی]
[فیزیک]
inner product space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
pre-Hilbert space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
air-hole
[تهویه فضای خالی سرداب]
bossing
[فضای خالی زیر پنجره]
space
فضای خالی بین حروف یا خط ها
spaces
فضای خالی بین حروف یا خط ها
space above property
فضای قسمت بالای ملک
deep space
فضای خارج از منضومه شمسی
fifo
فضای ذخیره سازی موقت
compacting
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacts
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compact
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
low memory
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
dead space
زاویه بیروح فضای کور
compacted
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
fogging
برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
gap
فضای بین دادههای ذخیره شده
control zone
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
road space
فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
capacity
فضای فراهم برای ذخیره سازی
capacities
فضای فراهم برای ذخیره سازی
inputted
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
input
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
marquees
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
gaps
فضای بین دادههای ذخیره شده
claustrophobia
مرض ترس از فضای تنگ ومحصور
zap
حذف داده موجود در فضای کاری
marquee
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
operand
فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
double vault
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
storage
چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
plenums
فضای اشغال شده بوسیله ماده
plenum
فضای اشغال شده بوسیله ماده
land scaping
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
agora
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
zaps
حذف داده موجود در فضای کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com