English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
subspace فضای فرعی
Other Matches
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
lateral فرعی
branch lines خط فرعی
branch line خط فرعی
tributary فرعی
tributaries فرعی
succursal فرعی
second class فرعی
derivatives فرعی
minor فرعی
incidents فرعی
subsidiary فرعی
accessorial فرعی
sub dam سد فرعی
subsidiaries فرعی
ancillary فرعی
min فرعی
extrinsic فرعی
subaltern فرعی
subalterns فرعی
derivative فرعی
half deck پل فرعی
incident فرعی
inferior فرعی
byeffect اثر فرعی
accessory فرعی
by-effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
adjuncts فرعی
secondary فرعی
spillover effect اثر فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
inferiors فرعی
secondary effect اثر فرعی
adjunct فرعی
by فرعی
petty فرعی
sub network شبکه فرعی
dog leg شاخه فرعی
bypasses مسیر فرعی
sideway فرعی از پهلو
bypassed مسیر فرعی
slave station ایستگاه فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
side-effect اثر فرعی
side-effects اثر فرعی
bypass مسیر فرعی
subordinate فرعی پایین تر
stop street خیابان فرعی
sub sector بخش فرعی
sub station پست فرعی
extension telephone تلفن فرعی
adjunct صفت فرعی
subdirectory فهرست فرعی
subsections قسمت فرعی
corollaries نتیجه فرعی
subsection قسمت فرعی
subfamily خانواده فرعی
subfamily تیره فرعی
corollary نتیجه فرعی
adjuncts صفت فرعی
subclass شعبه فرعی
bypassing مسیر فرعی
subordinated فرعی پایین تر
subagency نمایندگی فرعی
subordinates فرعی پایین تر
subordinating فرعی پایین تر
subharmonic هماهنگ فرعی
subgenus تیره فرعی
subclass طبقه فرعی
subgenus جنس فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
overtones صدای فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
intercardinal points جهات فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
incidentals اقلام فرعی
incidental effect اثر فرعی
subcontract قرارداد فرعی
radicle فرعی نازک
retort tar قطران فرعی
lay shaft میله فرعی
link road راه فرعی
minor arts هنرهای فرعی
municipal road راه فرعی
minor league لیگ فرعی
probative حقایق فرعی
pseudocarp میوه فرعی
sidetrack جاده فرعی
sidetracked جاده فرعی
minor elements عناصر فرعی
accessory دعوای فرعی
accessory لوازم فرعی
minor constituent عنصر فرعی
quadrantal points جهات فرعی
rootlet ریشه فرعی
subdivision بخش فرعی
extraneous تصادفی فرعی
secondary port بندر فرعی
subsidiary متمم فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
secondary stress خستگی فرعی
side dish غذاهای فرعی
side effect اثر فرعی
side effects اثرات فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
side show نمایش فرعی
side show موضوع فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
subsidiaries متمم فرعی
floor jack اهرم فرعی
subdivisions بخش فرعی
second fiddle شخص فرعی
extensions تلفن فرعی
annex شعبه فرعی
extension تلفن فرعی
subcultures کشت فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
subculture فرهنگ فرعی
annexes شعبه فرعی
annexing شعبه فرعی
sidepiece چیز فرعی
episode داستان فرعی
coproduct محصول فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
an off street کوچه فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
avocation کار فرعی
backway جاده فرعی
bypath جاده فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
blessed folder مخزن فرعی
secondary position موضع فرعی
alternate position موضع فرعی
DIVERSION راه فرعی
episodes داستان فرعی
accessory nerve عصب فرعی
overtone صدای فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
accessory substances مواد فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
bracteole برگچه فرعی
cotype نوعی فرعی
by product نتیجه فرعی
lay-shaft میله فرعی
colonnette ستون فرعی
by product material فراورده فرعی
byroad جاده فرعی
byname اسم فرعی
by way راه فرعی
by work کار فرعی
by product محصول فرعی
by product فراورده فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
consequent pole قطب فرعی
by election انتخابات فرعی
bye election انتخابات فرعی
by lane کوچه فرعی
by pass لوله فرعی
annexe ساختمان فرعی
by pass گذرگاه فرعی
by path جاده فرعی
spur track جاده فرعی
side issues موضوع فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittees کمیته فرعی
substation ایستگاه فرعی
substrate شکل فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
dixings ارایشهای فرعی
tine شاخ فرعی
inset نقشه فرعی
sugroup دسته فرعی
insets نقشه فرعی
suborder راسته فرعی
by-product محصول فرعی
by-products محصول فرعی
submenu منوی فرعی
subcommittee کمیته فرعی
side issue موضوع فرعی
affluent رود فرعی
derived units احاد فرعی
derived units واحدهای فرعی
byway راه فرعی
byways راه فرعی
secondary unit واحد فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com