Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
cavities
فضای مجوف
cavity
فضای مجوف
fornix
فضای مجوف
Other Matches
leered
مجوف
gleonid
مجوف
caves
مجوف
leering
مجوف
cave
مجوف
tubular
مجوف
leers
مجوف
leer
مجوف
center sleeve
مرکز مجوف
hollow brick
اجر مجوف
quills
محور مجوف
hollow core
هسته مجوف
hollow tile
اجر مجوف
hollow shaft
محور مجوف
quill
محور مجوف
cavetto
قالب مجوف
tubularity
چیز مجوف
hollowly
بطور پوک یا مجوف
caves
مقعر مجوف کردن
hollow forge
اهنگری کردن مجوف
hollow organ
عضو مجوف وتوخالی
cave
مقعر مجوف کردن
capsular
دارای خصوصیات کپسول مجوف
fly rod
چوب مجوف دراز ماهیگیری
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
aerospace
فضای ماوراء جو
aerospace
فضای هوایی
space
فضای خالی
lebensraum
فضای حیاتی
cavity
فضای خالی
deep space
فضای سه بعدی
masks
پوشاندن فضای
mask
پوشاندن فضای
phase space
فضای فازی
phase space
فضای فاز
expanses
فضای زیاد
expanse
فضای زیاد
floorage
فضای صحن
out of door
فضای ازاد
void
فضای خالی
open area
فضای ازاد
hollow space
فضای توخالی
open
فضای باز
image space
فضای تصویر
vacuums
فضای تهی
vacuuming
فضای تهی
vacuumed
فضای تهی
vacuum
فضای تهی
gross space
فضای کلی
floor space
فضای اشکوب
lacuna
فضای خالی
life space
فضای زیست
free space
فضای خالی
out of doors
فضای ازاد
free space
فضای ازاد
spaces
فضای خالی
bad break
فضای خالی
cellarage
فضای زیرزمین
biosphere
فضای زیست
workspace
فضای کاری
dead space
فضای راکد
campuses
فضای باز
atmospheric environement
فضای جوی
dead space
فضای مرده
vacuity
فضای خالی
work space
فضای دایر
covered space
فضای سر پوشیده
covered space
فضای پوشیده
campus
فضای باز
acceleration space
فضای شتاب
subspace
فضای فرعی
opened
فضای باز
clearance
فضای بازی
clearance
فضای بیکار
eucleadian space
فضای اقلیدسی
psychological space
فضای روانی
reflector space
فضای بازتابی
coordination sphere
فضای کوئوردیناسیون
cylinder capacity
فضای سیلندر
opens
فضای باز
cavities
فضای خالی
airspace
فضای هوایی
boot
فضای ترانک
danger space
فضای خطرناک
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
buncher space
فضای تحمیل سرعتی
drift space
فضای تبدیل تحمیل
aston dark space
فضای تاریک استن
margins
زمان یا فضای اضافی
margin
زمان یا فضای اضافی
anode dark space
فضای تاریک اند
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
perimeters
فضای احاطه کننده
floor space occupied
فضای مورد نیاز
perimeter
فضای احاطه کننده
fanfare
نمایش در فضای باز
address apace
فضای آدرس دهی
airspace control
کنترل فضای هوایی
cathode glow
فضای روشن کاتد
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
danger space
فضای هوایی خطرناک
furnace room
فضای داخل کوره
foresheets
فضای جلوی قایق
catcher space
فضای اوسیلاسیون زای
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
hair space
فضای باریکی درچاپ
metric space
فضای متریک
[ریاضی]
atmosphere
فضای اطراف هرجسمی
atmospheres
فضای اطراف هرجسمی
metric space
فضای متری
[ریاضی]
fanfares
نمایش در فضای باز
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
Euclidean space
فضای اقلیدسی
[ریاضی]
trough of the sea
فضای میان دو موج
topological space
فضای توپولوژیک
[ریاضی]
linear space
فضای خطی
[ریاضی]
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
to close airspace
محصورکردن فضای هوایی
glade
فضای میان جنگل
airspace
[over a country]
فضای هوایی
[در کشوری]
landscape garden
طراحی فضای سبز
glades
فضای میان جنگل
linear space
فضای برداری
[ریاضی]
inane
چرند فضای نامحدود
the infinite space
فضای بیکران لاینتاهی
interstaller space
فضای بین- ستارهای
payload space
فضای بار مفید
open cut
حفاری در فضای باز
blank
سفید فضای خالی
phase space cell
پیل فضای فاز
blankest
سفید فضای خالی
perspective space
نمایش فضای سه بعدی
loading space
فضای قابل بارگیری
memory address space
فضای نشانی حافظه
runout
فضای عمل یک سیستم
spaces
فضای خالی بین حروف یا خط ها
it takes much room
فضای زیادی را اشغال میکند
fifo
فضای ذخیره سازی موقت
cod
فضای داخل خلیج یادریاچه
controlled airspace
فضای هوایی کنترل شده
caret
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
air-hole
[تهویه فضای خالی سرداب]
low memory
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
bossing
[فضای خالی زیر پنجره]
broadcasts
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
space
فضای خالی بین حروف یا خط ها
to close airspace
مسدود کردن فضای هوایی
compacting
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
broadcast
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
pre-Hilbert space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
clearance
هوا فضای خالی فاصله
compact
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacts
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
user area
فضای مخصوص استفاده کننده
dead space
زاویه بیروح فضای کور
hyphenated
نوشته شده با فضای خالی
frame
و مرز اطراف فضای پنجره
airspace control
کنترل کردن فضای هوایی
compacted
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
deep space
فضای خارج از منضومه شمسی
outer space
فضای خارج از هوا یا جوزمین
three-dimensional space
فضای سه بعدی
[ریاضی]
[فیزیک]
inner product space
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
space above property
فضای قسمت بالای ملک
zapped
حذف داده موجود در فضای کاری
zapping
حذف داده موجود در فضای کاری
plenum
فضای اشغال شده بوسیله ماده
zaps
حذف داده موجود در فضای کاری
claustrophobia
مرض ترس از فضای تنگ ومحصور
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
zap
حذف داده موجود در فضای کاری
plenums
فضای اشغال شده بوسیله ماده
capacities
فضای فراهم برای ذخیره سازی
storage
چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
inputted
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
annulus
فضای بین دوایر متحد المرکز
capacity
فضای فراهم برای ذخیره سازی
gap
فضای بین دادههای ذخیره شده
input
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
mark
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
marks
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
gaps
فضای بین دادههای ذخیره شده
control zone
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
fill
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
agora
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
marquee
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
fogging
برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
land scaping
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
spaces
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
space
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
clipboards
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
road space
فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
operand
فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
highest
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com