Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
interact
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacted
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacting
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacts
فعل وانفعال داخلی داشتن
Other Matches
intercommunicate
مراوده داخلی داشتن
catalytic agent
عامل فعل وانفعال شیمیایی بوسیله اثرمجاورتی
catalysis
اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
metaprotein
هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
internal
داخلی
ben
داخلی
endogenous
داخلی
internal door
در داخلی
internal medicine
طب داخلی
intramural
داخلی
in-
داخلی
in
داخلی
anie
داخلی
innate
داخلی
insides
داخلی
inside
داخلی
esoteric
داخلی
interior
داخلی
interiors
داخلی
territorial
داخلی
municipal
داخلی
domestic
داخلی
indoor
داخلی
inner
داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal storage
انباره داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal structure
ساختار داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
inside wing
بال داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
internal voltage
ولتاژ داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
internal power
مصرف داخلی
insider
کارمند داخلی
internal programme
برنامه داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
internal security
تامین داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
bushes
پوسته داخلی
bush
پوسته داخلی
internal security
امنیت داخلی
internal shield
غلاف داخلی
internal short circuit
کوتهمداری داخلی
insiders
کارمند داخلی
internal window sill
کف پنجره داخلی
internality
داخلی بودن
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner bottom
جدار داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
inland rules
قوانین داخلی
inland duty
گمرک داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
domestic products
محصولات داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
inner loop
حلقه داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
interphone
مخابرات داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside draft
شیب داخلی
intrados
قوس داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
inward light
نور داخلی
inner zone
منطقه داخلی
stability
ثبات داخلی
inner product
ضرب داخلی
autonomy
استقلال داخلی
inner planets
سیارات داخلی
local currency
پول داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
internal clock
ساعت داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal conductor
سیم داخلی
internal connection
اتصال داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
internal crack
ترک داخلی
internal current
جریان داخلی
internal damping
میرایی داخلی
internal circuit
مدار داخلی
internal bus
مسیر داخلی
inside
قسمت داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
interior span
دهانه داخلی
interior wall
دیوار داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
inside
تو اعضای داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
internal boffles
تیغههای داخلی
interior architecture
معماری داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal bus
گذرگاه داخلی
insides
قسمت داخلی
insides
تو اعضای داخلی
interior affairs
امور داخلی
interference drag
پسای داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
internal furnace
کوره داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal modem
مدم داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal development
رشد داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal energy
انرژی داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
internal pole
قطب داخلی
by low
نظامنامه داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
endogenous variable
متغیر داخلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
endoparasite
انگل داخلی
endosmosis
حلول داخلی
indoor
درونی داخلی
civil
داخلی حقوقی
in-fighting
جنگ داخلی
innards
قسمتهای داخلی
domestic tariff
تعرفه داخلی
inward
داخلی باطنی
intercoms
ارتباط داخلی
internal report
گزارش داخلی
ashi noko
قسمت داخلی کف پا
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
domestic disturbances
اختلافات داخلی
territorial sea
دریای داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com