Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English
Persian
acholia
فقدات یا کمبود صفرا
Other Matches
short handed
داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
short-handed
داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
yellow bile
صفرا
antibilious
ضد صفرا
antibilious
صفرا بر
bile
صفرا
galls
صفرا
gall
صفرا
choler
صفرا
acholic
فاقد صفرا
antibilious
صفرا شکن
cholagogue
مسهل صفرا
gall bladders
کیسهی صفرا
gallbladder
کیسه صفرا
acholous
فاقد صفرا
gallstones
سنگ کیسه صفرا
gallstone
سنگ کیسه صفرا
acholic
دارای نقص صفرا
acholous
دارای نقص صفرا
deficits
کمبود
deficit
کمبود
shortfalls
کمبود
shortfall
کمبود
shortsage
کمبود
shortcomings
کمبود
deficiency
کمبود
deficiencies
کمبود
shortages
کمبود
leakage
کمبود
shortcoming
کمبود
leakages
کمبود
shortage
کمبود
oxygen deficit
کمبود اکسیژن
underpopulation
کمبود جمعیت
credit tightness
کمبود اعتباری
lacks
کمبود نیازمندی
scurvy
کمبود ویتامین C
hard up
<idiom>
کمبود پول
lacking
فقدان کمبود
leakage
کمبود و کسری
lacked
کمبود نیازمندی
deficient
دارای کمبود
lack
کمبود نیازمندی
anoxia
کمبود اکسیژن
leakages
کمبود و کسری
leakage
کمبود کسر
leakages
کمبود کسر
time trouble
کمبود وقت
understaffed
دچار کمبود کارمند
lack of confidence
کمبود اعتماد به نفس
lack of self-confidence
کمبود اعتماد به نفس
leukopenia
کمبود گویچههای سفیدخون
shortcoming
نکته ضعف کمبود
defective
دارای کمبود معیوب
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
shortcomings
نکته ضعف کمبود
scorbutic
ناشی از کمبود ویتامین C
short supply
اماد کمبود دار
dearth
قحط و غلا کمبود
electron deficient molecules
مولکولهای با کمبود الکترون
beriberi
بیماری کمبود ویتامن B
avitaminosis
کمبود ویتامینها در بدن
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
labor shortage
کمبود نیروی کار
hypoxia
کمبود اکسیژن در بافتهای بدن
deficits
کسر موازنه کمبود سرمایه
attenuation
کاهش یا کمبود قدرت سیگنال
deficit
کسر موازنه کمبود سرمایه
mulnutrition
کمبود مواد غذائی در بدن
degradation
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
xerophthalmia
رمد چشم مرضی در اثر کمبود ویتامین A
deficit
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
The room is stuffy.
هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
deficits
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
tare and tret
وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
nonaligned
نوک خواندن که در همان محل رسانه مغناطیسی نیست که نوک نوشتن بود. تولید کمبود کیفیت سیگنال
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com