English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English Persian
paraplegia فلج اندامهای تحتانی
Other Matches
genitals اندامهای تناسلی
double organs اندامهای جفتی
locomotiveorgans اندامهای محرک
genitalia اندامهای تناسلی
organs of speech اندامهای گفتار
urinary orangs اندامهای پیشاب
genies مربوط به اندامهای تناسلی
acromegalia درشتی اندامهای انتهایی
acrocyanosis کبودی اندامهای انتهایی
genie مربوط به اندامهای تناسلی
acromegaly درشتی اندامهای انتهایی
acroan بی حسی اندامهای انتهایی
racked with pain نسق کردن اندامهای
distortionist بازیگری که اندامهای خودرامیتواند کج کند
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
lower limit حد تحتانی
subjecent تحتانی
inferior تحتانی
bottoms کف تحتانی
bottom کف تحتانی
inferiors تحتانی
touse اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
underpart بخش تحتانی
staddle قسمت تحتانی
lower floor طبقه تحتانی
undercurrents جریان تحتانی
bottom die حدیده تحتانی
undercurrent جریان تحتانی
base ignition احتراق تحتانی
orthopaedic مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
beneath تحتانی تحت نفوذ
pile foot قسمت تحتانی شمع
garboard strake باریکه تحتانی ناو
crankcase bottom o.lower half قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
hemlines لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
mammatus ابرهای کومولوس بابرجستگیهای اونگی در سطح تحتانی
hemline لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
biconvex بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
bow string truss خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
kruger flap فلپی در لبه حمله که بخشی از سطح تحتانی بال را تشکیل میدهد
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
genitalia اندامهای تناسلی الات تناسلی
underpass گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
base plug درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com