English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English Persian
base metal فلزات بنیانی
base metals فلزات بنیانی
Other Matches
metallography شرح فلزات بررسی در ساختمان درونی فلزات
base metals فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal فلزات اصلی فلزات کم بها
essential <adj.> بنیانی
vital <adj.> بنیانی
triatomic سه بنیانی
basic بنیانی
trivalent سه بنیانی
basics بنیانی
univalent یک بنیانی
major <adj.> بنیانی
quintessential <adj.> بنیانی
substantive [essential] <adj.> بنیانی
fundametal بنیانی
trivalency ترکیب سه بنیانی
quinquivalent پنج بنیانی
trivalence ترکیب سه بنیانی
quadrivalent چهار بنیانی
quinquevalent پنج بنیانی
structural equilibrium تعادل بنیانی
tetravalent چهار بنیانی
polyvalency چند بنیانی
basic تهی بنیانی
polyvalence چند بنیانی
basics تهی بنیانی
structural form شکل بنیانی
organic بنیانی حیوانی
heptad هفت بنیانی
polyvalent چند بنیانی
multivalence چند بنیانی
benzidine بنیانی بفرمول 2N21H21C
silicon سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
binary alloy الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
constructive total loss صدمه کلی خسارت بنیانی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
metal physics فیزیک فلزات
parting of metals تجزیه فلزات
fineness عیار فلزات
scissel دم قیچی فلزات
noble metals فلزات نجیب
post transition metals فلزات پس واسطه
coinage metals فلزات مسکوک
dioxide; metals دیاکسید-فلزات
cuttings براده فلزات
whitesmith ابکار فلزات
abrasive grit خرده فلزات
drillings براده فلزات
narrow band filter صافی فلزات باریک
metllurgist متخصص ذوب فلزات
metallurgical engineering علم ذوب فلزات
melting pot دیگ ذوب فلزات
metal foulings خرده سوفاله فلزات
metal foundry ریخته گری فلزات
work hardening سخت کاری فلزات
metallize روکش کردن با فلزات
melting pots دیگ ذوب فلزات
non ferrous metal industry صنعت فلزات غیراهنی
smeltery کارخانه ذوب فلزات
molten bath حمام ذوب فلزات
burnisher الت پرداخت فلزات
ferrous فلزات اهن دار
white bearing metals فلزات سفید یاطاقان
metallurgy استخراج و ذوب فلزات
native metals فلزات خالص طبیعی
docimasy فن ازمایش فلزات ودواها
tumbling barrel غلتک مخصوص صیقل فلزات
sullage مواد اضافی فلزات مذاب
pyrometallurgy استخراج فلزات در اثر حرارت
cupellation گرفتن فلزات قیمتی از سرب
founding علم ذوب وریختن فلزات
nonferrous غیراهنی فلزات غیر اهنی
metallurgical وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
metallurgists متخصص قال کردن فلزات
metallurgist متخصص قال کردن فلزات
edging machine دستگاه خم کننده لبه فلزات
metallurgy فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
electrometallurgy ذوب فلزات بوسیله برق
bullion شمش فلزات با عیار معین
assays عیارگیری فلزات گران قیمت
assay عیارگیری فلزات گران قیمت
carat درجه خلوص فلزات پربها
electro plating ابکاری فلزات به کمک برق
mills دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
joming test ازمایش تعیین سختی فلزات
metalline فلزی اغشته به نمک فلزات
carats درجه خلوص فلزات پربها
mill دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
necks کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
neck کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
transmutation of metals استحاله فلزات باعلم کیمیا کیمیاگری
extrusion شکل دادن گرم یا سرد فلزات
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
vicker's diamond hardness tester دستگاه ازمایش تعیین سختی فلزات
dross کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
electrometallurgy صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
snips قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
die casting ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
flame cleaning تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
cold working property قابلیت عملیات شکل دهی وچکش کاری فلزات
finery زر و زیور جامه پر زرق و برق کارخانه تصفیه فلزات
picking پاک مردن سطح فلزات بوسیله محلولهای شیمیائی
rivet test ازمایش تعیین مقاومت فلزات جهت ساختن میخ پرچ
drier ترکیباتی از فلزات که برای تسریع در خشک شدن رنگهابکار میرود
hand forming شکل دادن فلزات تورق پذیر باابزارهای دستی و بلوکهای دقیق
dispersion hardening سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
compass compensation تنظیم قطب نما از نظر اثر نیروی مغناطیسی فلزات مجاور
billon الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
multivalent دارای چندین قدر چندین بنیانی
passivating پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
cold work عملیات شکل دادن و چکش کاری فلزات در حالت سرد ودر دماهای پایین
to anneal سخت کردن [روند گرمایش و سرمایش آهسته جهت سفت شدن و کاهش شکنندگی] [فلزات] [مهندسی]
crocus cloth پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
azoth جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
metallic thread نخ زربفت [اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com