English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
flux فلوی الکتریکی
Search result with all words
flux فلوی مغناطیسی شار الکتریکی یامغناطیسی
Other Matches
luminous flux فلوی روشنایی
electron flow فلوی الکترون
flux فلوی مغناطیسی
flux linkage مدار فلوی مغناطیسی
magnetic flux intensity شدت فلوی مغناطیسی
lumen واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
magnetic flux meter دستگاه اندازه گیری فلوی مغناطیسی
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
polarities روش بیان اینکه آیا یک نقط ه منبع یا collector الگوهای فلوی مغناطیسی است یا نه
polarity روش بیان اینکه آیا یک نقط ه منبع یا collector الگوهای فلوی مغناطیسی است یا نه
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
current flow سیلان جریان فلوی جریان
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
gas electric generating set مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
magnetic flux فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
electric الکتریکی
electrical الکتریکی
electrotechnical الکتریکی
conduction رسانایی الکتریکی
electrical analogue مشابهات الکتریکی
electrifying الکتریکی کردن
isolating به صورت الکتریکی
electric wind باد الکتریکی
electric welding جوشکاری الکتریکی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electrical conduction رسانش الکتریکی
electrical angle زاویه الکتریکی
electrical bounding اتصال الکتریکی
electrical conductance رسانایی الکتریکی
static breeze وزش الکتریکی
electrify الکتریکی کردن
electrifies الکتریکی کردن
electrodes قطب الکتریکی
electric shocks شوک الکتریکی
electrical breeze وزش الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
isolate به صورت الکتریکی
electromagnet اهنربای الکتریکی
electromigration مهاجرت الکتریکی
electromotor محرک الکتریکی
electromotor موتور الکتریکی
electron bombbardment بمباران الکتریکی
electropathy مداوای الکتریکی
electrovalence فرفیت الکتریکی
electrolysis تجزیه الکتریکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
flash fuze چاشنی الکتریکی
transcriptions ضبط الکتریکی
electrolytic iron اهن الکتریکی
electrolytic capacitor خازن الکتریکی
electrical conductivity هدایت الکتریکی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
electrical degree درجه الکتریکی
electrical insulator عایق الکتریکی
electrical interface تداخل الکتریکی
electrical model مدل الکتریکی
electrical prospecting کاوش الکتریکی
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
electrical schematic نمودار الکتریکی
electrical transcription ضبط الکتریکی
electrise الکتریکی کردن
electro erosion فرسایش الکتریکی
transcription ضبط الکتریکی
electric balance تعادل الکتریکی
electric connection اتصال الکتریکی
electric constant ثابت الکتریکی
electric contact کنتاکت الکتریکی
corona discharge تخلیه الکتریکی
electric control کنترل الکتریکی
electric coupling تزویج الکتریکی
electric coupling پیوست الکتریکی
conductivity رسانندگی الکتریکی
electric machine ماشین الکتریکی
capacitance فرفیت الکتریکی
electric potential پتانسیل الکتریکی
electric component قطعه الکتریکی
electric clock ساعت الکتریکی
dielectric polarization قطبش دی الکتریکی
electric attraction جاذبه الکتریکی
electric arc قوس الکتریکی
electric apparatus دستگاه الکتریکی
electric break down شکست الکتریکی
electric bulb لامپ الکتریکی
electric charge بار الکتریکی
electric circuit مدار الکتریکی
dielectric viscosity لختی دی الکتریکی
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
dielectric stress بار دی الکتریکی
dielectric strain بار دی الکتریکی
dielectric power قدرت دی الکتریکی
electric primer چاشنی الکتریکی
electric resistance مقاومت الکتریکی
electric shock شوک الکتریکی
electric brake ترمز الکتریکی
electric flux شار الکتریکی
electric force نیروی الکتریکی
electric heater گرم کن الکتریکی
electroplating ابکاری الکتریکی
electrical سیستم الکتریکی
electric tension فشار الکتریکی
electric traction کشش الکتریکی
electric traction قوه الکتریکی
electric unit واحدهای الکتریکی
electric wave موج الکتریکی
electric filter صافی الکتریکی
all electric تماما" الکتریکی
air dielectric دی الکتریکی هوا
electric drive محرکه الکتریکی
electric energy انرژی الکتریکی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
electric eye چشم الکتریکی
hot seat صندلی الکتریکی
magic eye چشم الکتریکی
electric field میدان الکتریکی
electrode قطب الکتریکی
engine موتورغیر الکتریکی
circuit اتصال الکتریکی
images تصویر الکتریکی
circuits جریان الکتریکی
circuits اتصال الکتریکی
image تصویر الکتریکی
electric discharge تخلیه الکتریکی
charge بار الکتریکی
resistors مقاومت الکتریکی
electrical connections اتصالات الکتریکی
circuit جریان الکتریکی
gold contacts اتصالات الکتریکی
tachogenerator دورسنج الکتریکی
charges بار الکتریکی
discharge تخلیه الکتریکی
gasoline electric بنزین الکتریکی
voltages فشار الکتریکی
voltage فشار الکتریکی
gyro compass قطبنمای الکتریکی
discharges تخلیه الکتریکی
electrified الکتریکی کردن
galvano cautery داغ الکتریکی
voltaism ولتاژ الکتریکی
specific conductance رسانندگی الکتریکی
resistor مقاومت الکتریکی
voltage source منبع فشار الکتریکی
voltage drop افت فشار الکتریکی
electric horsepower اسب بخار الکتریکی
klaxons بوق الکتریکی پرصدا
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
leads سیر هدایت الکتریکی
lead سیر هدایت الکتریکی
brainwave موج الکتریکی مغز
electric flux density چگالی شار الکتریکی
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
voltage stability ثبات فشار الکتریکی
electric field strength شدت میدان الکتریکی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
brainwaves موج الکتریکی مغز
full-load adjustment screw پیچ تنظیم الکتریکی
collector جاروی الکتریکی جارو
coupler plug دوشاخه وسایل الکتریکی
electric potential difference اختلاف پتانسیل الکتریکی
dielectric loss angle زاویه اتلاف دی الکتریکی
dielectric loss factor ضریب اتلاف دی الکتریکی
dielectric phase angle زاویه فاز دی الکتریکی
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
dielectric power factor ضریب قدرت دی الکتریکی
dielectric resistance مقدار مقاومت دی الکتریکی
echo sounding machine عمق یاب الکتریکی
electric arc current جریان قوس الکتریکی
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
collectors جاروی الکتریکی جارو
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
contact potential فشار الکتریکی تماسی
back voltage نیروی ضد محرکه الکتریکی
hook-up اتصال [به دستگاهی الکتریکی]
luminous discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
electric discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
a dedicated wiring circuit یک مدار الکتریکی اختصاصی
connector مین مسیر الکتریکی
conservation of charge بقای بار الکتریکی
industrial electric locomotive لکوموتیو الکتریکی صنعتی
internal electerical potential پتانسیل الکتریکی داخلی
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
discharges اخراج تخلیه الکتریکی
latent electronic image تصویر الکتریکی پنهان
line of electric field strength خط شدت میدان الکتریکی
electromotive force نیروی محرکه الکتریکی
discharge اخراج تخلیه الکتریکی
mechanical energy reservoir منبع انرژی الکتریکی
conduction رسانش الکتریکی هدایت
terminal نقطه اتصال الکتریکی
low loss ceramics سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
strobe پاس مدار الکتریکی
failure مین توان الکتریکی
electrical double layer لایه مضاعف الکتریکی
electrolytical مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
biases سطح مرجع الکتریکی
electro erosion process فرایند فرسایش الکتریکی
contacts اتصال الکتریکی برخورد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com