Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (15 milliseconds)
English
Persian
driving spring
فنر حرکت دهنده
Search result with all words
motor
اتومبیل حرکت دهنده
motor-
اتومبیل حرکت دهنده
motored
اتومبیل حرکت دهنده
motors
اتومبیل حرکت دهنده
locomotive
حرکت دهنده نیروی محرکه
locomotives
حرکت دهنده نیروی محرکه
driving rod
میله حرکت دهنده
truckler
حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ چاپ لوس
wobble plate
دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
Other Matches
trimmer
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
exhibitor
نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalysts
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
exhibitors
نمایش دهنده ارائه دهنده
conglutinative
التیام دهنده جوش دهنده
bailer
امانت دهنده کفیل دهنده
bailor
امانت دهنده کفیل دهنده
extender
توسعه دهنده ادامه دهنده
exhibiter
نمایش دهنده ارائه دهنده
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
giver
دهنده
irriguous
اب دهنده
pushers
هل دهنده
shover
هل دهنده
pusher
هل دهنده
donors
دهنده
jogger
هل دهنده
joggers
هل دهنده
transferor
دهنده
donor
دهنده
donar
دهنده
trimestr
رخ دهنده
eleemosynary
صدقه دهنده
arbitrator
فیصل دهنده
indicator electrode
الکترودنشان دهنده
drawer of a bill of exchange
برات دهنده
grantor
انتقال دهنده
formatter
شکل دهنده
erosive
سایش دهنده
nomenclator
کنیه دهنده
gagger
فریب دهنده
stirring
تکان دهنده
drill master
مشق دهنده
indicant
نشان دهنده
electron donor
دهنده الکترون
incarnative
گوشن نو دهنده
indemnitor
تاوان دهنده
impellent
سوق دهنده
impelent
سوق دهنده
demonstrator
نشان دهنده
interlocutor
جواب دهنده
demonstrators
نشان دهنده
hurter
ازار دهنده
elucidator
توضیح دهنده
indicator
نشان دهنده
extender
بسط دهنده
flowerer
گیاه گل دهنده
exhibitioner
نمایش دهنده
exhibitive
جلوه دهنده
retrograde
برگشت دهنده
promising
نوید دهنده
transporter
انتقال دهنده
transporters
انتقال دهنده
expander
بسط دهنده
extenuative
تخفیف دهنده
extenuating
تخفیف دهنده
exhalent
بیرون دهنده
exhalant
بیرون دهنده
examinee
امتحان دهنده
expositor
توضیح دهنده
interlocutors
جواب دهنده
emancipator
رهایی دهنده
endorser
حواله دهنده
epicritic
تمیز دهنده
functor
انجام دهنده
fumigator
بخور دهنده
remissive
تخفیف دهنده
erosive
فرسایش دهنده
evangelic
مژده دهنده
frondescent
برگ دهنده
explicator
توضیح دهنده
peaker
اوج دهنده
polisher
جلا دهنده
poller
رای دهنده
positioner
قرار دهنده
preferential
امتیاز دهنده
preferrer
ترجیح دهنده
prelusive
خبر دهنده
prolonger
امتداد دهنده
promiser
قول دهنده
promisor
وعده دهنده
startling
تکان دهنده
regulatory
نظم دهنده
pervious
راه دهنده
pestiferous
ازار دهنده
impersonators
شخصیت دهنده
impersonator
شخصیت دهنده
pleader
عرضحال دهنده
pledger
وثیقه دهنده
illustrators
توضیح دهنده
illustrator
توضیح دهنده
recuperative
اعاده دهنده
promotor
ترقی دهنده
differentials
تشخیص دهنده
differential
تشخیص دهنده
ransomer
فدیه دهنده
reactant
واکنش دهنده
recarburizer
کربن دهنده
reducer
تقلیل دهنده
reductive
تقلیل دهنده
rejuvenator
جوانی دهنده
subscribers
اعانه دهنده
subscriber
اعانه دهنده
reliever
اسایش دهنده
quencher
تسکین دهنده
quartering
اسکان دهنده
modifiers
تغییر دهنده
modifier
تغییر دهنده
propitiator
تسکین دهنده
propounder
پیشنهاد دهنده
propounder
رواج دهنده
electric
برق دهنده
dealers
دهنده ورق
dealer
دهنده ورق
pusher propeller
ملخ هل دهنده
reliever
رهائی دهنده
ingestive
قورت دهنده
arbitrators
فیصل دهنده
licenser
پروانه دهنده
licensor
پروانه دهنده
line adapter
وفق دهنده خط
linker
پیوند دهنده
auxiliary
<adj.>
کمک دهنده
auxiliaries
کمک دهنده
lessor
اجاره دهنده
legator
ارث دهنده
ingot pusher
هل دهنده شمش
inspirator
الهام دهنده
irradiative
روشنی دهنده
jolter
تکان دهنده
redeemers
فدیه دهنده
redeemer
فدیه دهنده
lactiferous
شیر دهنده
contributors
اعانه دهنده
contributor
اعانه دهنده
informants
شکل دهنده
informants
اگاهی دهنده
informant
شکل دهنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com