Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English
Persian
stereography
فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
Other Matches
solids press down
اجسام جامد سوی
wham
صدای بهم خوردن اجسام جامد
brinell hardness
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
cabinet prejection
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
wire frame model
نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
zooplankton
جانور ریز شناور برسطح دریا
planar graph
گراف مستوی
planar transistor
ترانزیستور مستوی
planes
سطح مستوی
plane angle
زاویه مستوی
planing
سطح مستوی
plane
سطح مستوی
planed
سطح مستوی
leaping pulse
نبض غیر مستوی
flat colour
رنگ نازک مستوی
uneven pulse
نبض غیر مستوی
texts
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
text
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
analog
صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
focussed
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focus
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focuses
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focusses
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussing
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focused
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
colours
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
NDR
سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد
golgy tendon organ
اجسام گلژی
non magnetic materials
اجسام نامغناطیسی
paramagnetic
اجسام پارامغناطیسی
diamagnetic materials
اجسام دیامغناطیسی
somatology
علم اجسام
geniculate bodies
اجسام زانویی
magnetic materials
اجسام مغناطیسی
hard goods
اجسام سخت
ferromagnetic substances
اجسام فرومغناطیسی
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
salvaging
انبار اجسام قراضه
corpora quadrigemina
اجسام چهار قلو
salvages
انبار اجسام قراضه
salvaged
انبار اجسام قراضه
salvage
انبار اجسام قراضه
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
static
وابسته به اجسام ساکن
statics
مبحث اجسام ایستا
isomer
اجسام متشابه الترکیب
micromotion
حرکت اجسام خرد
dynamics
مبحث حرکت اجسام
gyrostatics
مبحث چرخش اجسام
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
shiwari
شکستن اجسام سخت درکاراته
separation of interfering substances
جدا کردن اجسام مزاحم
statics
ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
dry measure
مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
deep draw
ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
ballistics
علم حرکت اجسام پرتاب شونده
plastomer
اجسام چند وجهی سخت وجامد
dioptrics
مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
massy
جامد
solids
جامد
heavyset
جامد
illiquid
جامد
robust
جامد یا
exanimate
جامد
inorganic
جامد
rigid
جامد
solid
جامد
robustly
جامد یا
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
scan
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
monitors
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
images
ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند
monitor
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
screenful
فریم کامل اطلاعات نمایش داده شده روی صفحه نمایش
image
[ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.]
monitored
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
page
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
pages
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
paged
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
menus
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
menu
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
name part
بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
intermezzo
حادثه عشقی نمایش کوتاه در میان پردههای نمایش جدی
graphic
صفحه نمایش کامپیوتری که اطلاعات گرافیکی را میتواند نمایش دهد
previews
نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد
pop down menu
منو قابل نمایش روی صفحه نمایش در هر لحظه با انتخاب کلید مناسب
window
فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
preview
نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد
edit
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
dress rehearsal
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
roll scroll
متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
marching display
وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است
dress rehearsals
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
screens
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
edited
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
animation
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
screen
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
texts
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
screened
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
animations
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
screening, screenings
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
text
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
animation
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید
animations
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید
dotting
آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش
ansi
که نحوه نمایش رنگها و تصاویر کوچک و ساده را روی صفحه نمایش بیان میکند
format
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون
formats
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون
resolutions
تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند
dot
آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش
wetzel
عنصر تصویری که به تصویرروی ترمینال نمایش اضافه شده و دقت نمایش را بهبودمی بخشد
non destructive cursor
نشانه گر در صفحه نمایش که حروف نمایش داده شده را با عبور از آنها پاک نمیکند
resolution
تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند
soild state
حالت جامد
solid propellant
سوخت جامد
crystalin solid
جامد متبلور
soild solution
محلول جامد
solid solution
محلول جامد
semisolid
نیمه جامد
solidification
تبدیل به جامد
sediment discharge
بده جامد
discharge of solids
بده جامد
solid state
حالت جامد
solid fuel
سوخت جامد
concretion
جامد شدن
paraffin wax
پارافین جامد
solidly
بطور جامد
solidified
جامد کردن
insensitivity
جامد کساد
solidifies
جامد کردن
solidify
جامد کردن
insensitive
جامد کساد
monoatomic solid
جامد تک اتمی
solidifying
جامد کردن
thickened fuel
سوخت جامد
monohydrate
جامد تک ابه
area
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
areas
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
aerostatics
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
mechanics
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
mat
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
mats
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
enhancing
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhance
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhances
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
composition and make up terminal
صفحه نمایش CRT که قابلیت نمایش و تغییر دقیق اندازههای نقاط و پهنای کاراکترها را دارد
splash screen
صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
graphics
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات
screened
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screen
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
snows
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
screens
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
snow
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
snowing
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
screening, screenings
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
snowed
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
alphanumeric
وسیله نمایش که حروف و اعداد را نمایش میدهد
resolution
تعدادپکیسلهای کامپیوترقابل نمایش روی صفحه نمایش
resolutions
تعدادپکیسلهای کامپیوترقابل نمایش روی صفحه نمایش
solid support
تکیه گاه جامد
solidifying
جامد کردن یا شدن
concretely
بطور محکم یا جامد
substitutional solid solution
محلول جامد جانشینی
solid state physics
فیزیک حالت جامد
solidified
جامد کردن یا شدن
solidifies
جامد کردن یا شدن
gas solid chromatography
کروماتوگرافی گاز- جامد
solidify
جامد کردن یا شدن
exploded view
شرحی از یک ساختمان جامد
solid state diffusion
پخش حالت جامد
solid
ماده جامد سفت
solid state component
مولفهء حالت جامد
soild state electrode
الکترود حالت جامد
adamantly
جسم جامد و سخت
solids
ماده جامد سفت
solid state device
دستگاه حالت جامد
solid state circuitry
مدارات حالت جامد
solid state cartridge
کارتریج حالت جامد
precipitate electrode
الکترود حالت جامد
adamant
جسم جامد و سخت
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
goldstone
جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
data scope
یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
scroll
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com