English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
abstracting فهرست خلاصه براورد
abstracts فهرست خلاصه براورد
Other Matches
abstract فهرست خلاصه برآورد
estimates تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimated تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimate تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimating تخمین زدن براورد براورد وضعیت
epitomist شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
vehicle summary فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklists فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklist فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordances فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordance فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
picking list فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
waiting list فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting lists فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
estimates براورد کردن براورد
estimate براورد کردن براورد
dam design براورد سد براورد بند
estimating براورد کردن براورد
estimated براورد کردن براورد
digested خلاصه کردن و شدن خلاصه
digests خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest خلاصه کردن و شدن خلاصه
glossary فهرست معانی فهرست لغات
glossaries فهرست معانی فهرست لغات
outlined خلاصه خلاصه کردن
outline خلاصه خلاصه کردن
outlines خلاصه خلاصه کردن
outlining خلاصه خلاصه کردن
index فهرست فهرست اعلام
indexes فهرست فهرست اعلام
indexed فهرست فهرست اعلام
estimations براورد
appraisal براورد
estimating براورد
surveys براورد
evaluations براورد
evaluation براورد
estimate براورد
estimated براورد
estimation براورد
appraisals براورد
line of regression خط براورد
survey براورد
estimates براورد
surveyed براورد
calculates براورد کردن
estimator براورد کننده
calculated براورد کردن
appreciation of the situation براورد وضعیت
extrapolations براورد برونی
surveyor براورد کننده
extrapolation براورد برونی
estimated of situation براورد وضعیت
calculating factor ضریب براورد
biased estimate براورد سودار
commander's estimate براورد فرماندهی
interpolations براورد درونی
surveyors براورد کننده
calculation حساب براورد
assessment تقویم براورد
assessment براورد مالیات
assessments تقویم براورد
assessments براورد مالیات
cost accountant براورد کننده
estimated براورد کردن
cost estimate براورد هزینه
error of estimate خطای براورد
estimate of the situation براورد وضعیت
estimate براورد کردن
cost calculation براورد هزینه
calculate براورد کردن
staff estimate براورد ستادی
estimating براورد کردن
surveys براورد کردن
surveyed براورد کردن
survey براورد کردن
time estimation براورد زمانی
unbiased estimate براورد ناسودار
underestimation براورد نقصانی
estimates براورد کردن
rough estimate براورد تقریبی
regression estimate براورد رگرسیون
intelligence estimate براورد اطلاعات
interval estimate براورد فاصلهای
interpolation براورد درونی
put at براورد کردن
overestimation براورد اضافی
point estimation براورد نقطهای
point estimate براورد نقطهای
estimable قابل براورد کردن
overrating زیاد براورد کردن
overrates زیاد براورد کردن
overrated زیاد براورد کردن
overrate زیاد براورد کردن
overestimating زیاد براورد کردن
overestimates زیاد براورد کردن
overestimated زیاد براورد کردن
overestimate زیاد براورد کردن
estimate [quote] براورد [تخمین] [اقتصاد]
overestimation پیش براورد کردن
quantity surveyor براورد کننده مقادیر
the estimative faculty قوه سنجش یا براورد
pre design estimate براورد مقدماتی طرح
conservative estimate براورد محافظه کارانه
standard error of estimate خطای معیار براورد
misvalue بناحق براورد کردن
quantity surveyors براورد کننده مقادیر
quantily surveyor براورد کننده مقادیر
over estimation بیش از حد براورد کردن
least squares estimates براورد حداقل مربعات
misestimate غلط براورد کردن
command budget estimate براورد بودجه یکان
unbiased estimators براورد کنندههای بدون تورش
unliquidated damages خسارات غیرقابل براورد به پول
capitalization براورد ارزش حال سرمایه
calculable براورد کردنی قابل اعتماد
i put the population at 0000 نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
second revised estimate براورد تجدید نظر شده دوم
overcapitalize بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
damage assessment تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
forecasted براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasts براورد کردن از قبل پیش بینی
forecast براورد کردن از قبل پیش بینی
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
roundup خلاصه
roundups خلاصه
survey خلاصه
surveyed خلاصه
scantling خلاصه
quintes sence خلاصه
summaries خلاصه
abstract :خلاصه
abstracting :خلاصه
abstracts :خلاصه
surveys خلاصه
curt <adj.> خلاصه
fleeting <adj.> خلاصه
short <adj.> خلاصه
succinct <adj.> خلاصه
condensation خلاصه
resumes خلاصه
resumed خلاصه
resume خلاصه
briefest خلاصه
concise <adj.> خلاصه
brief description خلاصه
brief خلاصه
extraction خلاصه
briefed خلاصه
epitome خلاصه
briefer خلاصه
in one word خلاصه
upshot خلاصه
in a word خلاصه
abridgment خلاصه
in one world خلاصه
shorter خلاصه
synopsis خلاصه
synopses خلاصه
short خلاصه
in fine خلاصه
summary خلاصه
shortest خلاصه
compendium خلاصه
comprisal خلاصه
in short خلاصه
ens خلاصه
resuming خلاصه
briefly <adv.> بصورت خلاصه
epitomises خلاصه کردن
concepts خلاصه خط مشی
compendiously <adv.> بطور خلاصه
compend خلاصه زبده
briefly <adv.> بطور خلاصه
curtly <adv.> بطور خلاصه
compendiously <adv.> بصورت خلاصه
curtly <adv.> بصورت خلاصه
condensed خلاصه شده
precis خلاصه نوشتن
abstracter خلاصه کننده
epitomizing خلاصه کردن
epitomizes خلاصه کردن
epitomized خلاصه کردن
epitomize خلاصه کردن
epitomising خلاصه کردن
apercu خلاصه مختصر
abridgement خلاصه مجمل
abridged خلاصه شده
resuming خلاصه تجربیات
condensate خلاصه شده
resumes خلاصه تجربیات
resumed خلاصه تجربیات
resume خلاصه تجربیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com