English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English Persian
indexing فهرست سازی
Search result with all words
post indexing فهرست سازی بعدی
pre indexing فهرست سازی قبلی
Other Matches
vehicle summary فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklist فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordances فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordance فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
waiting list فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
picking list فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
waiting lists فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
glossary فهرست معانی فهرست لغات
glossaries فهرست معانی فهرست لغات
index فهرست فهرست اعلام
indexes فهرست فهرست اعلام
indexed فهرست فهرست اعلام
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
cataloged فهرست
directory فهرست
list فهرست
rosters فهرست
roster فهرست
tabling فهرست
directories فهرست
indexless بی فهرست
indexes فهرست
roll فهرست
catalogue فهرست
slips فهرست
rolls فهرست
cataloging فهرست
catalog فهرست
phraseology فهرست
rolled فهرست
catalogs فهرست
slipped فهرست
inventory فهرست
catalogued فهرست
tables فهرست
file فهرست
filed فهرست
kalendar فهرست
cataloguing فهرست
repertory فهرست
slip فهرست
catalogues فهرست
tabled فهرست
concordances فهرست
table فهرست
concordance فهرست
checklist فهرست
index فهرست
indexed فهرست
b.d catalogue فهرست بی . دی
catalogues کتاب فهرست
cataloged فهرست کردن
cataloging فهرست کردن
cataloged کتاب فهرست
cataloging کتاب فهرست
parts list فهرست قطعات
catalogues فهرست کردن
mailing lists فهرست پستی
mailing list فهرست پستی
catalogued کتاب فهرست
who's who فهرست رجال
catalogued فهرست کردن
hit list فهرست ضربه
hit lists فهرست ضربه
catalogue فهرست کردن
catalogue کتاب فهرست
volume table of constants فهرست راهنما
part list فهرست اجزاء
catalogs فهرست کردن
catalogs کتاب فهرست
registry دفتر فهرست
indexed فهرست راهنما
indexed فهرست شاخص
register لیست یا فهرست
indexes فهرست راهنما
indexes فهرست شاخص
registers لیست یا فهرست
handlist فهرست مختصر
nomenclauture فهرست اصطلاحات
price list فهرست قیمت
registering لیست یا فهرست
index فهرست شاخص
registries دفتر فهرست
gloss فهرست معانی
load manifest فهرست بار
list price فهرست قیمتها
messir catalogue فهرست مسیه
problem checklist فهرست مشکلات
index فهرست راهنما
rigging warrant فهرست وسایل
vocabulary فهرست لغات
vocabularies فهرست لغات
table of replaceable partes فهرست قطعات
scheduled صورت فهرست
listings فهرست نویسی
listing فهرست نویسی
schedules صورت فهرست
data dictionary فهرست داده ها
cross index فهرست تقابلی
contents directory فهرست محتویات
schedule صورت فهرست
requirements list فهرست نیازمندیها
handlist فهرست دستی
file index فهرست پرونده
star catalogue فهرست ستارگان
excused list فهرست معاف ها
nomenelature فهرست اصطلاحات
elench ردمنطقی فهرست
display menu فهرست نمایش
subdirectory فهرست فرعی
subject index فهرست موضوعی
nominal list فهرست نامها
terrier فهرست ما یملک
menu فهرست انتخاب
menus فهرست خوراک
tariffs فهرست نرخها
tariff فهرست نرخها
menus فهرست انتخاب
roll فهرست پیچیدن
catalog به فهرست بردن
list در فهرست نوشتن
list در فهرست واردکردن
menu فهرست خوراک
catalog فهرست کردن
catalog کتاب فهرست
bill of material فهرست مواد
bill of materials فهرست مواد
bill of goods فهرست تجارتی
bill of quantites فهرست مقادیر
bill of quantities فهرست مقادیر
timetabling گاه فهرست
inventory فهرست موجودی
terriers فهرست ما یملک
timetables گاه فهرست
timetabled گاه فهرست
black list فهرست سیاه
cargo manifest فهرست بار
list فهرست کردن
short-list فهرست کوتاه
tabling در فهرست نوشتن
directories فهرست راهنما
cataloguing کتاب فهرست
directory فهرست راهنما
timetable گاه فهرست
tabulates فهرست کردن
tabulated فهرست کردن
tabulate فهرست کردن
rolls فهرست پیچیدن
rolled فهرست پیچیدن
cataloguing فهرست کردن
short-lists فهرست کوتاه
short-listing فهرست کوتاه
short-listed فهرست کوتاه
tables در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
table در فهرست نوشتن
glossaries فهرست معانی
glossary فهرست معانی
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
indexes اندکس فهرست نمودن
indexed اندکس فهرست نمودن
indexical مرتب بشکل فهرست
short title فهرست عناوین قانون
beadroll فهرست اسامی تسبیح
indexed :دارای فهرست کردن
inventory فهرست اموال سیاهه
index اندکس فهرست نمودن
bibliographic مربوط به فهرست کتب
indexes :دارای فهرست کردن
index :دارای فهرست کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com