English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (3 milliseconds)
English Persian
footballer فوتبال بازی کن
footballers فوتبال بازی کن
Search result with all words
hockey چوگان بازی با اصول فوتبال
soccer بازی فوتبال
football بازی فوتبال
football توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
footballs بازی فوتبال
footballs توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
scrum نوعی بازی فوتبال راگبی
scrums نوعی بازی فوتبال راگبی
he is a novice in football در بازی فوتبال تازه کار است
scrummage نوعی بازی فوتبال راگبی
speedball نوعی بازی شبیه فوتبال
water polo بازی فوتبال ابی
I am stiff with football. بعد از بازی فوتبال بدنم چوب شده ( خشک شده )
football game بازی فوتبال
Football pool [British English] قماربازی روی نتیجه بازی تیمهای فوتبال
movement off-the-ball بازی بدون توپ [تمرین ورزش فوتبال]
to play football فوتبال بازی کردن
to play soccer فوتبال بازی کردن
Other Matches
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
soccer فوتبال
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
football توپ فوتبال
soccer fan [soccer supporter] [American English] طرفدار فوتبال
gridiron زمین فوتبال
canadian football فوتبال کانادایی
association football اتحادیه فوتبال
football fan [British English] طرفدار فوتبال
football club [British Englisch] باشگاه فوتبال
elevens تیم فوتبال
eleven تیم فوتبال
gridition زمین فوتبال
soccer field زمین فوتبال
playing fields زمین فوتبال
grids زمین فوتبال
boot کفش فوتبال
pigskin توپ فوتبال
playing field زمین فوتبال
grid زمین فوتبال
left for ward در فوتبال پیشرو چپ
kick about فوتبال هردمبیل
football fan [American English] طرفدار فوتبال آمریکایی
goalkeeper دروازه بان فوتبال
kick off شروع مسابقه فوتبال
rules of football قوانین یا قواعد فوتبال
American football فوتبال آمریکایی [ورزش]
signal caller مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
six man football فوتبال دو تیم 6 نفره
soccer ball throw پرتاب توپ فوتبال
indoor soccer فوتبال داخل سالن
touchline خط اطراف زمین فوتبال
football hooligan خرابگر پر سر و صدای فوتبال
goalkeepers دروازه بان فوتبال
to finish the ball into the net با توپ گل زدن [فوتبال]
Playing football is not my idea of fun . فوتبال هم بنظر من تفریح نشد
lateral pass پاس توپ فوتبال از پهلو
I have lost my interest in football . دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
The football field must be marked out. زمین فوتبال را باید خط کشی کرد
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
short ball شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
to keep the ball moving توپ را به جایی غلت دادن [فوتبال]
high ball شوت کردن بالا توپ [فوتبال]
low ball شوت کردن پائین توپ [فوتبال]
flag football نوعی فوتبال با 6 تا 9 نفر درهر تیم
to let the ball do the work توپ را به جایی غلت دادن [فوتبال]
football cleats کفش گل میخ دار فوتبال آمریکایی
punts توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
grey cup مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
fielder بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
punt توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
punted توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
team area محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
yardage تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
broomball نوعی هاکی روی یخ بدون کفش اسکیت با جارو و توپ فوتبال
lineup اماده ومجهز کردن ترتیب جای بازیکنان فوتبال طرز قرار گیری
yard marker خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
groundhopper [British English] طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
football توپ فوتبال آمریکایی [توپ بیضوی]
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
plays بازی
hopscotch بازی لی لی
action بازی
actions بازی
basic بازی
partie بازی
fun بازی
game بازی
openness بازی
clearance بازی
slackness بازی
sportiveŠetc بازی کن
dibasic دو بازی
homes بازی
solitaire تک بازی
grey hound سگ بازی
gaming بازی
played بازی
solitaires تک بازی
plain dealing بازی
basics بازی
playing بازی
patulousness بازی
watermanship اب بازی
home بازی
play بازی
falconine بازی
firework آتش بازی
basket ball یکجورتوپ بازی
basification بازی شدن
basicity قدرت بازی
cats cradle نخ بازی سرانگشت
buggery بچه بازی
billiard بازی بیلیارد
stanza بخشی از بازی
box score حساب بازی
bosh حقه بازی
bonefire اتش بازی
dart بازی دارت
centre game بازی مرکزی
dibs بازی نرد
doll play عروسک بازی
double dealing حقه بازی
favoritism پارتی بازی
field of play زمین بازی
game ball توپ بازی
skating اسکیت بازی
first hand نخستین بازی کن
fitting clearance بازی مناسب
flimflam حقه بازی
playing the man بازی با حریف
fornication جنده بازی
four handed game بازی چهارنفره
free handedness دست بازی
dib تیله بازی
dib قاپ بازی
charlatanism چاچول بازی
charlatanism زبان بازی
charlatanry زبان بازی
choose up game بازی غیررسمی
sand lot بازی غیررسمی
chuck farthing بازی شیریاخط
closed game بازی بسته
cock fighting خروس بازی
power games بازی قدرتی
computer game بازی کامپیوتری
conjury شعبده بازی
crampet game بازی شطرنج
paperwork کاغذ بازی
cunningly به حیله بازی
dangerous play بازی خطرناک
free play بازی ازاد
basic salt نمک بازی
pantomime لال بازی
chicaneries حیله بازی
bonfires اتش بازی
chicanery حیله بازی
golfing بازی گلف
trick شعبده بازی
tricked شعبده بازی
bonfire اتش بازی
tricking شعبده بازی
sporting بازی دوست
handout نوبت بازی
handouts نوبت بازی
polo چوگان بازی
cog حقه بازی
cogs حقه بازی
bandying چوگان بازی کچ
bandy چوگان بازی کچ
monkey business کچلک بازی
pantomimes لال بازی
playfully با خنده و بازی
gaming قمار بازی
speculation سفته بازی
full-time 09 دقیقه بازی
charade نوعی بازی
hanky-panky حقه بازی
hanky-panky روباه بازی
double بازی دوبل
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
bandied چوگان بازی کچ
bandies چوگان بازی کچ
hustle بازی هشیارانه
hustled بازی هشیارانه
hustles بازی هشیارانه
sharp practice حقه بازی
hawking قوش بازی
swordplay فن شمشیر بازی
playground زمین بازی
fencing ششمشیر بازی
playgrounds زمین بازی
winner برنده بازی
winners برنده بازی
basketball بازی بسکتبال
achate مهرهء بازی
acrobacy بند بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com