English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
Call an ambulance quickly. فورا یک آمبولانس خبر کنید.
Other Matches
Call a doctor quickly. فورا پزشک خبر کنید.
accident ambulance آمبولانس
ambulanceman راننده یا مسئول آمبولانس
dead on arrival مرحوم هنگام ورود [بیماری در آمبولانس]
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
add اضافه کنید زیاد کنید
adding اضافه کنید زیاد کنید
adds اضافه کنید زیاد کنید
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
straightway فورا
right away فورا
right off فورا
forthwith فورا
straightaway فورا
out of hand فورا
instantly فورا"
instant فورا
before you can say knife فورا
fasts فورا
fastest فورا
fasted فورا
fast فورا
immediately فورا"
expressly فورا
instants فورا
at call فورا
at once فورا
here and now <idiom> فورا
anon فورا
before you know it فورا
instantaneously فورا"
scram فورا برو
scrams فورا برو
therewith فورا درنتیجه ان
forthrights فورا` بیدرنگ
right away <idiom> فورا ،بی درنگ
I must leave at once. باید فورا بروم.
Simultaneously. In a jiffy. درآن واحد ( فورا")
extemporizing فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
to snap at an invitation دعوتی را فورا پذیرفتن
get down to brass tacks <idiom> فورا شروع به تصمیم گیری
Suit the action to the word. حرفی را فورا" عملی کردن
Can you serve me immediately? آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟
load module یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
ease off شل کنید
say no more بس کنید
move out حرکت کنید
wait a second تامل کنید
oyez گوش کنید
keep at it مداومت کنید
dele پاک کنید
attention to orders توجه کنید
vide infara را نگاه کنید
oyez توجه کنید
recive مصرف کنید
hurry up عجله کنید
Turn (let) the dog loose. سگ راباز کنید
into a ball نخ راگلوله کنید
i say نگاه کنید
hold hard صبر کنید
leontief table نگاه کنید به :
make a hurry عجله کنید
have patience with me با من حوصله کنید
give it a wipe انراخشک کنید
push the door to در راپیش کنید
accelerando کم کم تند کنید
deleted حذف کنید
suppose فرض کنید
cautions توجه کنید
repeats تکرار کنید
cautioning توجه کنید
cautioned توجه کنید
repeat تکرار کنید
supposing فرض کنید
delete حذف کنید
supposes فرض کنید
deletes حذف کنید
deleting حذف کنید
caution توجه کنید
supra ببالا نگاه کنید
wait a little کمی صبر کنید
trails هدف را تعقیب کنید
sus.per coll حلق اویزش کنید
try and came کوشش کنید که بیائید
stack arms تفنگها راچاتمه کنید
Notice the details! توجه کنید به جزییات !
opens مروحه را باز کنید
record as target اماج را ثبت کنید
When will you depart? کی شما حرکت می کنید؟
opened مروحه را باز کنید
open مروحه را باز کنید
she your profit with him سودخودرابا اوتقسیم کنید
shift colors پرچم را تعویض کنید
wait a minute یک دقیقه صبر کنید
wait a minute اندکی صبر کنید
wait a second اندکی صبر کنید
mayday خطر کمک کنید
KEEP LEFT از سمت چپ حرکت کنید.
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
maydays خطر کمک کنید
Cash is in short supply these days . از حقوق ماهانه ام کم کنید
wait a second یک خرده صبر کنید
trailing هدف را تعقیب کنید
NB خوب دقت کنید
trailed هدف را تعقیب کنید
Please behave yourself . Please be courteous. ادب را رعایت کنید
Turn the water tap on . شیر آب را باز کنید
Do you agree that … آیا تصدیق می کنید که …
trail هدف را تعقیب کنید
Refer (turn over) to page 110. به صفحه 110مراجعه کنید
continue your studies تحصیلات خودرادنبال کنید
chain مراجعه کنید به CATENA
observe silence سکوت را رعایت کنید
infile به ستون دو حرکت کنید
single file به ستون یک حرکت کنید
check firing عناصرتیر را بررسی کنید
do good to others بدیگران نیکی کنید
off with his head سرش را از تن جدا کنید
chains مراجعه کنید به CATENA
out with him اورا بیرون کنید
drop track تعقیب را قطع کنید
cease engagement درگیری را قطع کنید
you do me injustice در باره من بی عدالتی می کنید
avast ایست توقف کنید
I won't be talked into it! من را نمیتوانید متقاعد کنید!
Offer him some chocolates. به ایشان شکلات تعارف کنید
Line up the children in order of height. بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Please don't wake me until 9 o'clock! لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
Erase ( clean ) the blackboard. تخته سیاه راپاک کنید
identifying مشاهده کردن شناسایی کنید
Can you find your way out? راهتان را به خارج می توانیدپیدا کنید ؟
drops قطره سقوط کردن کم کنید
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
identify مشاهده کردن شناسایی کنید
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
clear and hold منطقه را پاک و حفظ کنید
Enter it in the books . آنرا دردفاتر وارد کنید
Which bank do you bank with? با کدام بانک کار می کنید؟
Wont you have sweets (candies) شیرینی میل نمی کنید ؟
Please heat up my food. لطفا" غذایم را داغ کنید
He helped me for my fathers sake. بخاطر پدرم به من کمک کنید
associated document وقتی فایل را انتخاب می کنید
Please get it off ! [Please clean it up !] لطفا این را پاک کنید !
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
Do you feel hungry? شما احساس گرسنگی می کنید؟
strangle یاد شده را خاموش کنید
Can you help me? ممکن است کمکم کنید؟
up with it! بلندش کنید بگذاریدش بالا
plead for the widow در حق بیوه زنان دادخواهی کنید
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
identifies مشاهده کردن شناسایی کنید
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
o bey your parents والدین خودرا اطاعت کنید
KEEP RIGHT از سمت راست حرکت کنید.
repeat range با همین مسافت تیراندازی کنید
record firing عناصر تیر را ثبت کنید
adjusts میزان کردن تنظیم کنید
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
Act according to the previous procedure. بترتیب گذشته عمل کنید
associated file وقتی فایل را انتخاب می کنید
Every day that you go unheeded, you need to count on that day هر روز که بیفتید، باید در آن روز حساب کنید
identified مشاهده کردن شناسایی کنید
drop قطره سقوط کردن کم کنید
adjusting میزان کردن تنظیم کنید
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Can you recommend a hotel? آیا میتوانید یک هتل به من معرفی کنید؟
Can you recommend a guest house? آیا میتوانید یک پانسیون به من معرفی کنید؟
Can you help me with my luggage? ممکن است بارم را حمل کنید؟
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Follow signs for York. به تابلوهای شهر یورک توجه کنید.
Can you repair my car? آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Follow signs for York. به علائم شهر یورک توجه کنید.
pray consider my case خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
trail هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
Handle the boxes with care. جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
trailed هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
you are welcome to my book بفرمایید از کتاب بنده استفاده کنید
where do you live کجا زندگی می کنید یا منزل دارید
trailing هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
trails هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
to leave him to him self او را بحال خود واگذارید اورارها کنید
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs). باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
Please partake of this meal . لطفا" از این غذا صرف کنید
Cut a little more off the top. یک کمی بیشتر بالا را کوتاه کنید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com