Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
it is unusually large
فوق العاده بزرگ است
Other Matches
field allowance
فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
transnormal
فوق العاده
singular
فوق العاده
supernatural
فوق العاده
phenomenal
خارق العاده
phenomenal
فوق العاده
precious
فوق العاده
terrific
فوق العاده
remarkably
فوق العاده
singular
خارق العاده
reward
فوق العاده
extra special
فوق العاده
rewarded
فوق العاده
out of the ordinary
فوق العاده
extraordinary
فوق العاده
nonpar
<adj.>
فوق العاده
strenuous
فوق العاده
phenomenally
خارق العاده
weird
خارق العاده
phenomenally
فوق العاده
fantastic
خارق العاده
fantastical
خارق العاده
allowance
فوق العاده
weirdest
خارق العاده
allowances
فوق العاده
weirder
خارق العاده
wondrous
<adj.>
فوق العاده
wonderful
<adj.>
فوق العاده
stupendous
<adj.>
فوق العاده
inestimable
فوق العاده
startling
<adj.>
فوق العاده
prodigious
<adj.>
فوق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
فوق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
فوق العاده
metaphsical
خارق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
فوق العاده
astounding
<adj.>
فوق العاده
rewards
فوق العاده
rewardable
فوق العاده
ripsnorting
فوق العاده
astonishing
<adj.>
فوق العاده
amazing
<adj.>
فوق العاده
startling
<adj.>
خارق العاده
admirable
<adj.>
خارق العاده
prodigious
<adj.>
خارق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
خارق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
خارق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
خارق العاده
astounding
<adj.>
خارق العاده
astonishing
<adj.>
خارق العاده
nonpar
<adj.>
خارق العاده
stupendous
<adj.>
خارق العاده
wonderful
<adj.>
خارق العاده
wondrous
<adj.>
خارق العاده
amazing
<adj.>
خارق العاده
admirable
<adj.>
فوق العاده
overactive
فوق العاده فعال
supersubtlety
فرافت فوق العاده
overrider
حق دلالی فوق العاده
extraordinary meeting
نشست فوق العاده
overhelming
زیاد فوق العاده
supersensitive
فوق العاده حساس
thaumaturgic
خارق العاده سحر
special session
نشست فوق العاده
thaumaturgy
کار خارق العاده
supersubtle
فوق العاده فریف
whizbang
ممتاز خارق العاده
supernaturally
بطور خارق العاده
combat pay
فوق العاده رزمی
envoy extraordiinary
نماینده فوق العاده
envoy extraordiinary
فرستاده فوق العاده
emergency ration
جیره فوق العاده
rarely beautiful
استثنائی یافوق العاده
whizzbang
ممتاز خارق العاده
ripsnorter
چیز فوق العاده
emergency loading
بارگذاری فوق العاده
extremely high
فوق العاده زیاد
monstrous cruelly
بیرحمی فوق العاده
special session
جلسه فوق العاده
combat pay
فوق العاده جنگی
fitting allowance
فوق العاده مناسب
flight pay
فوق العاده پرواز
wonderfully well
فوق العاده خوب
extra charge
هزینه فوق العاده
enormously
فوق العاده زیاد
freezing
فوق العاده سرد
extreme values
ارزشهای فوق العاده
breakneck
فوق العاده خطرناک
extraordinarily
بطور فوق العاده
unusually
بطور فوق العاده
wonderfully
عجیبانه فوق العاده
jitters
عصبانیت فوق العاده
rarely
بطور فوق العاده
ambasador extraordinary
سفیر فوق العاده
aviation pay
فوق العاده پرواز
an outstanding time
مدت فوق العاده
invaluable
فوق العاده گرانبها
extra
فوق العاده اضافی
emergency
فوق العاده اضطراری
extra-
فوق العاده اضافی
emoluments
حق الزحمه فوق العاده
extras
فوق العاده اضافی
emolument
حق الزحمه فوق العاده
a terrific time
مدت فوق العاده
ice cold
فوق العاده سرد
ice-cold
فوق العاده سرد
emergencies
فوق العاده اضطراری
he is no grat shakes
انقدرهاخوب یافوق العاده نیست
costs an arm and a leg
<idiom>
[فوق العاده پرخرج یا گران]
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
thaumaturgic
مربوط به معجزه یا کارخارق العاده
She eats extraordinary quantities.
او
[زن]
مقدار فوق العاده ای را می خورد.
forcemajeure
حادثه فوق العاده یا غیرمترقبه
allowances
فوق العاده و هزینهء سفر
ultrahigh frequency
فرکانس فوق العاده زیاد
allowance
فوق العاده و هزینهء سفر
unco
غیر عادی خارق العاده
undercool
فوق العاده سرد کردن
monstrously
بطور شگفت انگیز یا خارق العاده
supersensitive
ماسوره یا مین فوق العاده حساس
emergency
امر فوق العاده و غیره منتظره
wonder worker
ادم خارق العاده و صاحب کرامت
set the world on fire
<idiom>
کاری فوق العاده انجام دادن
emergence
امر فوق العاده و غیره منتظره
hyperirritability
حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
emergencies
امر فوق العاده و غیره منتظره
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
hyperphysical
خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
green thumb
استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
worthy of remark
قابل ملاحظه برجسته مشهور فوق العاده استثنائی
tear jerking
نمایش یاداستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی
superfluid
جسم یامایع دارای قدرت هدایت فوق العاده
tearjerker
نمایش یاداستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی
daimon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daemon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
Ditterling
[تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
bat money
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
bat allowance
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
thaumaturge
کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
middlemen
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middleman
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
supertropical bleach
نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
k ration
بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
drastic times call for drastic measures
<idiom>
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
hyper-
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
overtime
وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
demons
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
demon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
allowance
جیره دادن فوق العاده دادن
allowances
جیره دادن فوق العاده دادن
travel allowance
فوق العاده سفر هزینه سفر
emergency loading
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
compensatory time
ساعاتی از کار رسمی که به عنوان جبران کار فوق العاده از کار کارگر حذف و به اومرخصی داده میشود
supereminent
برجسته فوق العاده برجسته
gates
در بزرگ
big
بزرگ
bandog
سگ بزرگ
bigger
بزرگ
smallest
بزرگ نه
grave
بزرگ
gravest
بزرگ
magacephalic
بزرگ سر
majuscular
بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
macro
بزرگ
majuscule
بزرگ
megapod
بزرگ پا
graves
بزرگ
eminent
بزرگ
long ton
تن بزرگ
nonus
بزرگ
biggest
بزرگ
of a large size
بزرگ
doyenne
زن بزرگ
doyennes
زن بزرگ
extensive
بزرگ
great
بزرگ
full bottomed
بزرگ
gate
در بزرگ
great-
بزرگ
greatest
بزرگ
majestic
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
decuman
بزرگ
hugeous
بزرگ
small
بزرگ نه
immane
بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com